سلام.
چرا فکر میکنی اونهایی که سالمن هیچ مشکلی ندارن؟ چرا فکر میکنی گرفتار ترینی؟
یکی ممکنه تنی سالم داشته باشه ولی اونقدر تو مشکلات غرق باشه که حتی متوجه نباشه تو اطرافش چی میگذره.
مشکل تو تن سوخته ی تو نیست. مشکل تو طرز فکرته!!! مشکل تو نگاهته.
بله تن تو سوخته اس. قبول دارم شاید واقعا هیچ کس تو رو با این تن سوخته نخواد. آره میشه گفت شاید تا آخر عمرت ازدواج نکردی.
اما چرا نگاهت اینه که دیگران تو رو بخوان؟ خودت نگاهت به خودت چیه؟
تو آیا اونقدر خودتو دوست داری که لیاقت دوست داشته شدن توسط دیگری رو داشته باشی؟
اگه خود آدم خودشو دوست نداشته باشه و خودش خودشو قبول نداشته باشه ، فکر میکنی آیا باید انتظاری از دیگران داشته باشه؟
میدونم سخته و این درد تو و ناراحتیت رو درک میکنم. اما تو باید شرایط خودت رو قبول کنی. حقیقت تلخه و دردناک ، اما یک انسان قدرتی داره بی انتها. قدرت تحمل بی حد.
این اتفاق برای تو افتاده ولی حق تو نبوده و فقط یه اتفاق بوده که افتاده. میتونه برای همه بی اوفته. اصلا بحث خدا و خواست خدا نیست.
نه اینکه خدا تو رو انتخاب کرده، نه، فقط تو تو اون لحظه اونجا بودی همین.
کی گفته ما مصون از اتفاقاتیم؟ چند نفر تو سال 81 تو زلزله ی بم مردن؟ چند نفر تو زلزله ی آذربایجان قطع نخاع شدن؟ چند نفر تو جاده های کشور هر روز و هر روز دارن دچار سانحه های
جبران ناپذیر میشن؟
پس اینو بدون تو تنها نیستی و هیچ کس حق دلسوزی یا حرفای این جوری به تو گفتن رو نداره چون هر لحظه ممکنه اونم دچار سانحه بشه. تو هیچ چی از هیچ کس کم نداری.
هیچ دلیلی برای نداشتن اعتماد به نفس نداری . هیچ دلیلی برا مردن نداری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)