
نوشته اصلی توسط
اسیر دل
سلام مجدد. به نظر خودمم حالا که تونستم تمومش کنم باید سعی کنم دوباره شروع نشه!
دختر بودنشو که مطمئنم، بخاطر یه سری مسائلی که در گروه بوجود اومده بود.
دلیل زنگ نزدنشم خودمم؛ چون میدونه مذهبی هستم تا حالا حتی اس هم نداده بود الانم چون بلاکش کردم اس داده که از لحن نوشتنشم معلومه با ترس فرستاده که مبادا من ناراحت بشم که چرا اس فرستاده! چه برسه به زنگ!!
خودمم زنگ نزنم بهتره چون حقیقتش من به خودم اطمینان ندارم می ترسم صداشو بشنوم این دفعه من عاشقش بشم.
به همین دلیل هم چون می دونستم ازدواجمون محاله حتی ازش نخواستم عکسشم نشونم بده!
توی یه جمله بهت میگم کوتاه:
هر چه زودتر خودتو بکش بیرون از این رابطه(تاکید میکنم بکش بیرون دیگه واردش نشو به هیچ عنوان) 
اینو تجربه دوران مجردیم بهم میگه توی گوشیتم بلاکش کن پیام هاشو نخوان دلتو نسوزه لطفا
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)