چشم
دوست عزیز-کاغذ بی خط- کاملا درسته من حس اعتماد بنفسم گاهی که یه اتفاق کوچیکی(خوب) میفته سراغم میاد ولی دیگه هیچ خبری ازش نیست
قبلا اینجوری نبودم
دقیقا به خاطر ناکامی توی کارها و عدم موفقیتی که دارم توی یه آشپزی ساده ،رانندگی یا درسم و روابطم باشه اعتماد به نفسمو از دست دادم
گاهی حس میکنم خیلی خنگم گاهی حس میکنم خیلی زشتم گاهی فکرمیکنم هیچکی دوستم نداره ولی تا حالم یه ذره بهتر میشه فراموش میکنم و حتی دیگه یادم نمیاد چرا فکرمیکردم خنگم(زشتم-بدم)
من پیش یه فرد عادی ممکنه نتونم ارامشمو حفظ کنم ولی ادای اون موقع خودمو که اعتماد بنفس داشتم میگیرم -مثل ادمایی که ادای ادمای موفقو درمیارن -تا به خیر بگذره ولی دستام میلرزه باکمک کیف دستی پنهونش میکنم
ولی خب درکل خودمو از همه چی عقب کشیدم ،تا مجبور نشم جایی نمیرم حرفی نمیزنم غمگینم
خودم هم فکر میکنم اعتماد به نفسم اگه حال و روزم خوب بشه دوباره سراغ میاد
_________________
دوستی ندارم چون هم خودم حوصلشو ندارم هم وقتی حوصلشو دارم دیگه مهارت دوست یابی و حفظ دوستامو ندارم
هربار که رانندگی میکنم از دفعه قبل بدترم -باور کنید نمیدونم چرا-واسه همینم اصلا اقدام به گرفتن گواهینامه نکردم
اولین تجربه رانندگی هنوز به این مشکلات نخورده بودم بخاطر همینم رانندگیم خیلی خوب بود اما الان.....
___________
درضمن مطالعه هم ندارم هیچ کدوم از کتابامو نخوندم/درسی یا .....
من بخوام زندگی عاقلانه داشته باشم حداقلاشو میدونم(مثلا سحرخیزی) ولی نمیتونم به این سمت خوب حرکت کنم چرا؟چون اونقدر اعتماد به خودم ندارم
هرلحظه به خودم شک میکنم
----------------------------------------
نه هیچ کارخاصی ندارم جز یه نقاشی که ازبس کارهای نصفه دارم اعصابم خورد شده میخوام به جای نصفه نیمه کنار گذاشتن کامل کنار بذارمش
همش میام یه چیزی بکشم نظرم عوض میشه .میخوام عوضش کنم نمیشه .بدمیشه .حداقل خوب ازکار درنمیاد
نمیدونم چرا نمیتونم اون چیزی که اول تو فکرمه رو کامل بکشم دفعه بعد بهترش کنم و همینطور طبق روال عادی پیشرفت کنم
میترسم یه چیزی بکشم به نظر دوتا ادم حرفه ای تر مسخره بیاد یا حتی کسی که اصلا چیزی از نقاشی سردر نمیاره
میخوام سال دیگه ام کنکور بدم ولی هنوز پیش دانشگاهی رو پاس نکردم- چون اصلا سراغش نرفتم نه اینکه افتاده باشم -
تمرکزم ندارم اصلا برای درس خوندن وهمینطور حوصله
نقاشی حالا هیچی درسمو چیکارکنم؟
چندوقته حس میکنم پتانسیل یادگرفتن زبان خارجه رو دارم ولی جرئت حرکت به سمتشو ندارم
-------------------------------------------
من ادمی ام که اولین قدمو خوب برمیدارم - شاید بقیه بگن دشوار ترین قدم همون قدم اول- ولی ثبات و پایداری و اعتماد به نفس ندارم
----------------------
خواهر برادر دارم/////////وقتی فکرمیکنم مسئولیت هایی درقبال خودم دارم که هیچکدومشو به خوبی انجام ندادم یا گاهی که فکر میکنم آدم بی خاصیتی شدم-گاهی ام که فکرمیکنم از عهده انجام کاری برنمیام غمگین میشم
سع میکنم به ناراحتی دامن نزنم ولی دیگه همیشه که نمیتونم
مثلا دیشب تا6صبح بیدار بودم خیلی غمگین بودم کاری ام جز غصه خوردن نمیتونستم انجام بدم
------------------------
بیرون از خونه چیکار کنم منه تنها؟منه دختر جوون که جایی بخوام برم باید مواظب همه چیش باشم که محیطش چجوریه باکی میرم باکی میام چکار میکنم
--------------------------
من زیاد اهنگ گوش نمیکنم اگر بشینم یه جا فقط اهنگ گوش کنم بااین همه کار عقب افتاده که گفتم بیشتر غمگین میشم ،،،منظورم اینه دراین وهله هیچی هیچ تفریحی بهم روحیه نمیده جز اینکه یکی دستمو بگیره تا کارهامو به نحو احسن انجام بدم و دوباره شاد بشم
راستی ممنونم -کاغذ بی خط-









علاقه مندی ها (Bookmarks)