یه سوالم راجب تالار داشتم من بیشتر از3 تا پست در روز نمیتونم بزارم ولی بعضیا محدودیت تعداد پست ندارن میشه بگید چیکار کنم
درود بانو بالای صفحه زده حق اشتراک میتوانید جزو مشترکین سایت یا جزو انجمن آزاد بشید.
راجبه مشاورم بگم چون تو زندگیمون چیزی بین خودمون نمیمونه و تا کوچکترین بحثی بشه همه از اتفاقای بینمون باخبر میشن بخاطر همین دلم نیست اصلا مطرحش کنم
نداشتن شخصیت مستقل و نداشتن اعتماد بنفس و استقلال در تصمیم گیری
همسر من ارتبازشو با زنداداشش به هر قیمتی میخواد و حاضر نیست کوتاه بیاد حتی به قیمت از دسیت دادن زندگی
لجبازی کردن و نداشتن قدرت تصمیم گیری درست +دوری از منطق و خردگرایی
بله من باهاش 8ماه دوست بودم البته خانوادم نمیدونه اینم بگم اون اصلا واسه عروسی تمایلی نداره و میگه الان باهم هستیم چه کاریه بریم زیر یه سقف کلی مسؤلیت داره .
مسئولیت ناپذیر بودن ایشون لذت بردن بدون داشتن مسئولیت
و متاسفانه تو مدت دوستی متوجه این مشکلا نشدم چون اون موقعها فقط از خودمون رویاهامون خونه ی اینده مون حرف میزدیم و من به شخصه فکر میکردم اگه باهم ازذواج کنبم هیچ مشکلی ما رو از پا در نمیاره
یه رابطه غلط +شناخت غلط+دوری از منطق+احساس گرایی+مخفی کاری
اگه میگم بریم خونه خودمون بهتر میشه منظورم این نیست این قضبه حل مبشه منظورم اینه کمتر
برعکس اونی که فکر میکنی اگر الان درست نشه این موضوع هیچوقت درست نمیشه ما مردها عادت داریم خرمون از پل گذشت دیگه همه چیز یادمون میره اگه با این طرز فکر میخوای عروسی بگیری بدان که اشتباه هستش و قرار نیست هیچ چیزی تغییر کنه.
نیاز دارید برید پیش مشاور نقل قول بانو فرشته مهربان را برای شما نوشتم.دلیل اصلی نوشته ها و مقاومت شما اینه چون انتخاب خودت بوده برای همین میترسی از طرف خانواده و اطرافیان سرزنش بشی ولی مسئله اصلی به چه قیمتی میخوای وارد این زندگی بشی؟!!!
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)