خیلی ممنونم از جوابتون
چند تا حرف:
1.من و همسرم ارتباطمون با هم در تنهایی خوبه ولی کنار خونوادش میرسه به صفر و من کاملا میدونم و مطمونم که از مامانش واهمه داره
من هر چی میرم کنارش انگار که همون ادم یه روز پیش نیست کاملا ازمن فاصله میگیره من چطوری میتونم تو این شرایط چسب رابطمون رو بیشتر کنم اون حتی رابطه ج.ن.سیمونرو هم عقب میندازه.
2.من و همسرم هیچوقت نمیتونیم راحت به خونه خونواده من بریم برای ایتکه بگه چند روز قراره بریم خونه ما(ما از هر دو خونواده دوریم اونا یه شهرن ما یه شهر دیگه) هزار بار اب دهنش رو قورت میده تاپ تاپ قلبش رو باور کنین حس میکنم
3.من اصلا نمیتونم جلو ناراحتیم رو بگیرم یهنی وقتی میبینم در قبال محبت من مادرشوهرم و شوهرم هیچ ارزشی نمیدن کاملا بهم میریزم
4.مادر شوهرم حتی خیلی به این علاقه داره که من نرم خونشون و پسر ش تنها بره
میشه بازم راهنمایی کنین؟؟؟؟
بازم تشکر میکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)