به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Threaded View

  1. #10
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 14 تیر 93 [ 16:33]
    تاریخ عضویت
    1393-3-12
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    205
    سطح
    4
    Points: 205, Level: 4
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registeredTagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 27 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    برای مشکلتون راه حلی ندارم. اما بد نیست مطالبی رو عنوان کنم.

    عنوان شما خودش رو نقض می کنه.
    فلسفه اصالت وجود یا مکتب اگزیستانسیالسم که ازش صحبت می کنید با نیازی که مطرح کردید در تضاده. اگر بخوام واژه اگسزییستانسیال رو به ساده ترین شکل ممکن بیان کنم میشه تنها رها شدن در هستی.(دوستانی که میخوان دقیق تر بفهمن یکی از کتابهای آلبر کامو رو بخونن)
    کسانی که پیرو این مکتب هستن تمام وابستگی ها و حتی گاهی ذات و ماهیت انسانی رو نقض می کنن. تنهایی به قدری وسیع میشه که انگار هیچ نیست و به مرز پوچ گرایی می رسه. این نوع تنهایی نه ناراحت کننده است نه ناامید کننده. مسخره است! کافکا با تمسخر بهش نگاه می کرد و نیچه نشست رو ویلچر و زل زد به این همه هیچ!

    همین که میگید خانوادتون متوجه تنهایی شما شدن؛ بر اساس اصل تقدم ماهیت بر وحود و مبحث اصالت؛ نشان از این داره که شما به هیچ وجه تنها نیستید!!! ضمنا حس وجودی ربطی به جمعیتی که در اطراف شما هستن نداره. انسان رها شده حتی اگر همه گیتی به دنبالش باشن.

    تنهایی اگزیستانسیال کسی رو گرفتار نمی کنه یا حداقل فرد خودش رو گرفتارش نمیدونه. برعکس رها شده. از این مکتب به عنوان یه روش درمانی هم استفاده میکنن (کتاب وقتی نیچه گریست رو پیشنهاد می کنم). به این ترتیب شخص با همه ترس ها و ناراحتی هاش از این دنیا مواجه میشه و میبینه که در حقیقت "هیچی" نیستن؛ این خودشه که برای خودش و هستیش تصمیم میگیره و از این طریق به آرامش میرسه. اگزیستنسیالیست -یا به عبارتی "سارتر" از بنیان گذاران این مکتب- دقیقا میگه که هیچ چیز از حیطه اختیار و مسئولیت ما خارج نیست.

    همین بتهوون (نمیدونم پیرو این مکتب بوده یا نه!) در تمام زندگی دیوانه وارش، از لحظه تولد تا دم مرگ مشغول جدال بود و لحظه ای آروم نمیگرفت. فکر کنم اصلا ناامیدی (و حتی امید) براش واژه تعریف نشده ای بود.

    آقای فرهنگ شما رو توصیه به رهبانیت نکردن. کسی هم ازتون نمیخواد که با ورزش به جنگ نیازهای طبیعیتون برید اما ظاهرا خودتون تصمیم گرفتین با غرق شده در فلسفه برای خودتون منطق بتراشید. غافل ار اینکه قبل از فلسفه باید با حکمت آشنا بشید و برای رسیدن به حکمت آرامش درونی لازمه. وگرنه آثارش هزاران برابر مخربتر از خودارضاییه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    برای مشکلتون راه حلی ندارم. اما بد نیست مطالبی رو عنوان کنم.

    عنوان شما خودش رو نقض می کنه.
    فلسفه اصالت وجود یا مکتب اگزیستانسیالسم که ازش صحبت می کنید با نیازی که مطرح کردید در تضاده. اگر بخوام واژه اگسزییستانسیال رو به ساده ترین شکل ممکن بیان کنم میشه تنها رها شدن در هستی.(دوستانی که میخوان دقیق تر بفهمن یکی از کتابهای آلبر کامو رو بخونن)
    کسانی که پیرو این مکتب هستن تمام وابستگی ها و حتی گاهی ذات و ماهیت انسانی رو نقض می کنن. تنهایی به قدری وسیع میشه که انگار هیچ نیست و به مرز پوچ گرایی می رسه. این نوع تنهایی نه ناراحت کننده است نه ناامید کننده. مسخره است! کافکا با تمسخر بهش نگاه می کرد و نیچه نشست رو ویلچر و زل زد به این همه هیچ!

    همین که میگید خانوادتون متوجه تنهایی شما شدن؛ بر اساس اصل تقدم ماهیت بر وحود و مبحث اصالت؛ نشان از این داره که شما به هیچ وجه تنها نیستید!!! ضمنا حس وجودی ربطی به جمعیتی که در اطراف شما هستن نداره. انسان رها شده حتی اگر همه گیتی به دنبالش باشن.

    تنهایی اگزیستانسیال کسی رو گرفتار نمی کنه یا حداقل فرد خودش رو گرفتارش نمیدونه. برعکس رها شده. از این مکتب به عنوان یه روش درمانی هم استفاده میکنن (کتاب وقتی نیچه گریست رو پیشنهاد می کنم). به این ترتیب شخص با همه ترس ها و ناراحتی هاش از این دنیا مواجه میشه و میبینه که در حقیقت "هیچی" نیستن؛ این خودشه که برای خودش و هستیش تصمیم میگیره و از این طریق به آرامش میرسه. اگزیستنسیالیست -یا به عبارتی "سارتر" از بنیان گذاران این مکتب- دقیقا میگه که هیچ چیز از حیطه اختیار و مسئولیت ما خارج نیست.

    همین بتهوون (نمیدونم پیرو این مکتب بوده یا نه!) در تمام زندگی دیوانه وارش، از لحظه تولد تا دم مرگ مشغول جدال بود و لحظه ای آروم نمیگرفت. فکر کنم اصلا ناامیدی (و حتی امید) براش واژه تعریف نشده ای بود.

    آقای فرهنگ شما رو توصیه به رهبانیت نکردن. کسی هم ازتون نمیخواد که با ورزش به جنگ نیازهای طبیعیتون برید اما ظاهرا خودتون تصمیم گرفتین با غرق شده در فلسفه برای خودتون منطق بتراشید. غافل ار اینکه قبل از فلسفه باید با حکمت آشنا بشید و برای رسیدن به حکمت آرامش درونی لازمه. وگرنه آثارش هزاران برابر مخربتر از خودارضاییه.

    سر کار خانم مهستی بنده نوشتم دچار تنهایی اگزیستانسیال شدم. تنهایی اگزیستانسیال یکی از نشانه های دوران بحران اگزیستانسیال می باشد همه کتاب هایی که شما می فرمایید را بنده مطالعه نمودم.
    شما بجای مطالعه یکی دو مقاله اینترنتی در این خصوص بهتره نظرتون رو برای خودتون نگهداری کنید. چون شما حس وجودیتون عجینی پیدا کرده با حکمت! بنده حس وجودیم عجین شده با تنهایی و پوچی!
    همین مکتب اگزیستانسیالیسم سارتر کامو و کافکا و ادبیات داستایوسکی و دیگران هست بنده را زنده نگه داشته.. جالب است بدانید بنده یکسال تمام با فلسفه کی یرکگور سروکله زده ام چیزی که اگر شما اگزیستانسیالیست بودید یا کمی اشنا بودید همین حالا باید ببنده سفارش می کردید کی یرکگور بخوانم! بنده حتی پایان نامه های دکتری از فلسفه کی یرکگور را مطالعه نمودم.. همانند تخدیر بود...
    محض اطلاع شما عرض می کنم که اطلاعات شما کافی نیست تلستوی نیز در اواخر عمر خود که (کسی که جنگ و صلح و اناکارنینا را نوشته) دچار تنهایی اگزیستانسیال شده کسی که همسرش و عزیزانش کنارش بود کسی که طرفدارانش کنارش بود کسی برترین رمان های جهان را تا ان سال نوشته بود دچار تنهایی اگزیستانسیال. می توانید به کتاب اعترافات تلستوی مراجعه کنید.
    بنده با شما بحثی نمی کنم چون بنظر بنده شما حتی یک اگزیستانسیالیست نیستید و اطلاعات خود را از طریق گوگل از بچه مسلمان ها کسب نمودید.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط معاون کلانتر نمایش پست ها
    سلام
    دوست عزیز به نظرم سه نوع پاسخی که مشخص کردید همانطور که خودتان گفتید روی شما تاثیری نداره

    در خصوص مسائل و باور های دینی اولا باید این باور ها در وجود شما باشه ثانیا شرایط همانطور باشه که این باور ها برای آن وضع شده فرضا در قرآن این روابط نهی شده اما به همان تعداد که نهی شده به مردم توصیه شده حتی با جیب خالی ازدواج کنند و خدا روزی رسان است و ... ،شرع بر این پایه این روابط رو نهی کرده که ازدواج بسیار راحت و در دسترس باشه اما در حال حاضر اصلا و ابدا این فرضیه اجرایی نیست
    در بیشتر موارد پسری که حقوق پایینی داره و ماشین و خونه یا خانواده ثروتمند نداره همون اول معرفی کردن خودش رد میشه (باید واقع بین باشیم و خودمون رو گول نزنیم)


    به هر نیاز هم باید با وسیله مناسب خود پاسخ داد: گرسنگی با غذا خستگی با استراحت و ...
    من هم در این مورد کاملا موافقم که کسی که نیاز عاطفی داره نمیتونه با کوه رفتن و ورزش کردن به این نیاز پاسخ بده


    امید دادن و دلخوش کردن به آینده هم اشتباه بزرگیه و هر انسانی باید یاد بگیره که واقع گرا باشه

    متاسفانه این راهکار ها اصلا راه گشا نیست
    .................................................. ...............................
    راهکاری که من برای خودم بدست اوردم صبر و تحمله
    خیلی دنبال راهکار مناسب در جاهای مختلف بودم
    پای حرفای افراد مختلفی نشستم و تنها ایده ای که بود سرکوب این نیاز و تحمل و صبر بود

    شاید خیلی از افراد وقتی دم از سرکوب نیاز ها میزنی خیلی سخت موضع میگیرند اما وقتی پای صحبت هاشون بشینی خودشون هم این مسئله رو بشکل غیر مستقیم بیان کنند و در واقع حرفی بجز سرکوب نیاز هات نمیزنند و تنها فرقشون اینه که سعی میکنند این حقیقت تلخ رو کمی خوشمزه کنند و بخوردت بدند

    شرکت در فعالیت های گروهی ، درس خوندن ، ورزش ، فعالیت هنری ، رژیم غذایی خوب ، نماز خوندن ، ذکر گفتن ، ترسیم یک آینده درخشان و رویایی ، راحت و در دسترس نشان دادن ازدواج و اینکه شما رو فردی ازدواج گریز نمایش دهند و ... همگی بحث هایی هستند که ممکنه مطرح بشه

    ولی به هیچ وجه پاسخ نیاز شما رو نمیدن و درست مثل دادن یک آبنبات به دست یک بچه 5 ساله هستند و با زبان بیزبانی به طرف مقابل گفته میشه که دور این نیازت رو خط بکش

    اما من قصد شیره مالیدن رو سر شما و گول زدن شما رو ندارم
    خیلی رک و راست بهت میگم که چاره ای جز سرکوب نیاز هات تا وقتی که شرایط ازدواج برات مهیا بشه رو نداری
    میدونم این حرف خیلی تلخه و هضمش سخته ولی باید واقع بین باشیم

    دوستی و رابطه با زن مطلقه یا دوست دختر آثار مثبت داره و به همون اندازه و شاید بیشتر آثار منفی
    مثل داروییه که درد رو از بین میبره اما خود اون دارو عوارض زیادی داره
    (مثل اینکه دارویی بخوری که چاقی رو از بین ببره ولی بواسطه مصرف اون دارو دچار ریزش مو بشی و با ترک دارو هم چاقی برگرده هم ریزش موهات ترمیم نشه)

    با وارد شدن به این روابط میل تنوع طلبیت رو در ذهنت روشن میکنی و عادت و اعتیاد پیدا میکنی و بعدها که ازدواج کردی نمیتونی از رابطه با همسرت لذت ببری و مجبوری مجددا رو به این روابط بیاری (چشم بسته میگم و شرط میبندم)

    پس هر چند زدن این حرف تلخه ولی راهی بجز سرکوب نیازهات تا فراهم شدن شرایط ازدواج نداری

    .................................................. ........................................
    پ.ن:
    نمیدونم امضای کدوم یکی از کاربرا این جمله بود ولی جمله بسیار زیباییه
    مرا با حقیقت بیازار. اما هرگز با دروغ ، آرامم نکن !
    دستت درد نکنه رفیق! قربان صفای دلت ب فدایت
    لطف کردی

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط معاون کلانتر نمایش پست ها
    سلام
    دوست عزیز به نظرم سه نوع پاسخی که مشخص کردید همانطور که خودتان گفتید روی شما تاثیری نداره

    در خصوص مسائل و باور های دینی اولا باید این باور ها در وجود شما باشه ثانیا شرایط همانطور باشه که این باور ها برای آن وضع شده فرضا در قرآن این روابط نهی شده اما به همان تعداد که نهی شده به مردم توصیه شده حتی با جیب خالی ازدواج کنند و خدا روزی رسان است و ... ،شرع بر این پایه این روابط رو نهی کرده که ازدواج بسیار راحت و در دسترس باشه اما در حال حاضر اصلا و ابدا این فرضیه اجرایی نیست
    در بیشتر موارد پسری که حقوق پایینی داره و ماشین و خونه یا خانواده ثروتمند نداره همون اول معرفی کردن خودش رد میشه (باید واقع بین باشیم و خودمون رو گول نزنیم)


    به هر نیاز هم باید با وسیله مناسب خود پاسخ داد: گرسنگی با غذا خستگی با استراحت و ...
    من هم در این مورد کاملا موافقم که کسی که نیاز عاطفی داره نمیتونه با کوه رفتن و ورزش کردن به این نیاز پاسخ بده


    امید دادن و دلخوش کردن به آینده هم اشتباه بزرگیه و هر انسانی باید یاد بگیره که واقع گرا باشه

    متاسفانه این راهکار ها اصلا راه گشا نیست
    .................................................. ...............................
    راهکاری که من برای خودم بدست اوردم صبر و تحمله
    خیلی دنبال راهکار مناسب در جاهای مختلف بودم
    پای حرفای افراد مختلفی نشستم و تنها ایده ای که بود سرکوب این نیاز و تحمل و صبر بود

    شاید خیلی از افراد وقتی دم از سرکوب نیاز ها میزنی خیلی سخت موضع میگیرند اما وقتی پای صحبت هاشون بشینی خودشون هم این مسئله رو بشکل غیر مستقیم بیان کنند و در واقع حرفی بجز سرکوب نیاز هات نمیزنند و تنها فرقشون اینه که سعی میکنند این حقیقت تلخ رو کمی خوشمزه کنند و بخوردت بدند

    شرکت در فعالیت های گروهی ، درس خوندن ، ورزش ، فعالیت هنری ، رژیم غذایی خوب ، نماز خوندن ، ذکر گفتن ، ترسیم یک آینده درخشان و رویایی ، راحت و در دسترس نشان دادن ازدواج و اینکه شما رو فردی ازدواج گریز نمایش دهند و ... همگی بحث هایی هستند که ممکنه مطرح بشه

    ولی به هیچ وجه پاسخ نیاز شما رو نمیدن و درست مثل دادن یک آبنبات به دست یک بچه 5 ساله هستند و با زبان بیزبانی به طرف مقابل گفته میشه که دور این نیازت رو خط بکش

    اما من قصد شیره مالیدن رو سر شما و گول زدن شما رو ندارم
    خیلی رک و راست بهت میگم که چاره ای جز سرکوب نیاز هات تا وقتی که شرایط ازدواج برات مهیا بشه رو نداری
    میدونم این حرف خیلی تلخه و هضمش سخته ولی باید واقع بین باشیم

    دوستی و رابطه با زن مطلقه یا دوست دختر آثار مثبت داره و به همون اندازه و شاید بیشتر آثار منفی
    مثل داروییه که درد رو از بین میبره اما خود اون دارو عوارض زیادی داره
    (مثل اینکه دارویی بخوری که چاقی رو از بین ببره ولی بواسطه مصرف اون دارو دچار ریزش مو بشی و با ترک دارو هم چاقی برگرده هم ریزش موهات ترمیم نشه)

    با وارد شدن به این روابط میل تنوع طلبیت رو در ذهنت روشن میکنی و عادت و اعتیاد پیدا میکنی و بعدها که ازدواج کردی نمیتونی از رابطه با همسرت لذت ببری و مجبوری مجددا رو به این روابط بیاری (چشم بسته میگم و شرط میبندم)

    پس هر چند زدن این حرف تلخه ولی راهی بجز سرکوب نیازهات تا فراهم شدن شرایط ازدواج نداری

    .................................................. ........................................
    پ.ن:
    نمیدونم امضای کدوم یکی از کاربرا این جمله بود ولی جمله بسیار زیباییه
    مرا با حقیقت بیازار. اما هرگز با دروغ ، آرامم نکن !
    دستت درد نکنه رفیق! قربان صفای دلت ب فدایت
    لطف کردی

  2. کاربر روبرو از پست مفید هنر تشکرکرده است .

    معاون کلانتر (جمعه 13 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. راهنمایی در مورد کنکور کارشناسی ارشد
    توسط The Green در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 بهمن 93, 00:57
  2. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  3. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10
  4. راهنمایی ابراز علاقه به همکلاسی که نمیدونه بهش علاقه دارم!
    توسط Hossein SH در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 تیر 91, 11:02
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.