سلام
به نظر من به اینها راهکارهای تئوری نسیت
وقتی همسرم به من خیلنت کرد خیلی از دوستان تو تاپیک من نظر می دادن ورزش کن درستو ادامه بده و مشغول به کار شو
من اون موقع دقیقا مثل شما فکر می کردم و بیزار بودم از نظرهای اینچنینی اما وقتی به عنوان راه اخر برای اینکه حتی زنده بمونم مجبور شدم تک تک راه ها رو برم دیدم واقعا راهکارهای خوبی بود .
شنا به آدم اشتیاق میده و کوهنوردی روحیه آدم رو عوض می کنه
هیچ کی بیشتر از من عاشق نبود اونم با شروع رمانتیکی که داشتم و زندگی عاشقانه ای که یکباره همه چی به هم ریخت و ضربه خیلی سختی خوردم
من مشغول به کار شدم و همین که رتبه خودم بالا میره تو کار یا تحصیلات لذت می برم که حتی باعث افتخار دخترم میشم لذت می برم که یه آدم بیکار و بی هدف نیستم .
شما مجردی ... چه بسا تو راه پیشرفت با شخص جدیدی آشنا بشی که خیلی از مورد قبل بیشتر دوسش داشته باشی و عاشقش شی
22 سال تازه آغاز جوونی شما هست
اصلا نا امید نباشید و به نظر من ازدواج موقت اصلا راه خوبی نیست و دوباره وارد یه وادی دیگه می شید و یکی دیگه به شما وابسته میشه و دردسرهای خودشو داره
اما با امید شروع کن و توکل به خدا
یه زندگی شاد و پر انرژی جلوی روت هست ....
اگه خودت بخوای








علاقه مندی ها (Bookmarks)