
نوشته اصلی توسط
سرافراز
اول بگذار مساله ای رو برات روشن کنم. آیا تو همه چیزهایی که امروز دوست داری و برات ملاک شده از اول تولدت دوست داشتی؟ مثلا وقتی پنج سالت بود و ازت می پرسیدند چجور مردی خوشت میاد، میگفتی مردی که نماز صبحش قضا نشه؟؟ نه! ملاکها و معیارهای ما طی گذران زندگی و با کسب تجربه بدست میاد. ذهن، ناخودآگاه چیزهایی رو می پسنده که باهاشون راحتتره و خاطره خوشی از اونها داره. پس ملاکها نسبی هستند و می تونند در گذر زمان تغییر کنند. برات پیش نیومده بری خرید و دنبال یه کفش خاصی بگردی اما توی مدلهای جدید کفش یهو چیزی رو ببینی که فکرشم نمی کردی و خوشت بیاد؟ یا پای کسی ببینی و احساس کنی قشنگه و بخریش؟
اینهارو گفتم که درک کنی معیارهای ما الزاما انقدر سفت و سخت و تغییرناپذیر نیستند. شاید همسر شما قبلا دیدگاه دیگه ای به زندگی داشته اما الان متفاوت شده باشه و منظور من از داشتن اعتماد بنفس همینجا خودشو نشون می ده. اگر زندگی با خانم مومن و متشخصی مثل شما تبدیل به خاطره خوشی برای همسرت بشه که اون باهاش احساس راحتی کنه کم کم معیارهای جدید دوست داشتن و علاقه جایگزین قبلی میشه. عکسش هم درسته. شما انقدر قضیه دخترخاله رو بزرگ می کنید و سر این قضیه باهاش جنگ و دعوا راه می اندازید که همسر شما حسرت روزهای بیخیالی بودن با دخترخاله رو خواهد خورد. پس خیلی مهمه که محیط خونتون امن و راحت و پر از عشق و آرامش باشه. مهمه که همسر شما متوجه بشه با وجود داشتن خط قرمزهاتون، در مقابل خطاهاش هم هشیارید و هم بزرگوارانه رفتار می کنید.
مساله اعتماد بنفس در اکثر زنان ایرانی مشکل حادی هست چون یک زن ایرانی یاد گرفته با ازدواج همه چیزش رو وقف همسر و بچه ها کنه. اما از نظر من زن هم یک انسان هست و در هیچ مرحله ای دست از خودسازی نباید برداره. شما باید هر روز تلاش کنی احساس بهتری نسبت به خودت، دنیا و آدمهای اطرافت و زندگی داشته باشی و این بدست نمیاد مگر با تغییر نگرش نسبت به زندگی، رها کردن مسائل پوچ و پیش پا افتاده و بزرگتر و مثبت تر فکر کردن. ناخودآگاه وقتی از نشاط و شادی درونی برخوردار میشی وجودت پر و لبریز میشه و یک حس اطمینان وجودت رو فرا می گیره که دیگه احساساتت رو وابسته به شخص یا موقعیت نمی کنه.
باید تلاش کنی از لحاظ مثبت نگری، تفریحات زندگی، مطالعه و حتی شرکت در سمینارهای خودسازی، به خود واقعی دست پیدا کنی و احساس ارزش کنی. هر فعالیتت رو مقدس و باارزش بدونی و حتی موقع شستن ظرفها هم احساس کنی چقدر خانم باکلاسی هستی!
گفتگو با همسرت رو زیاد کن. خودخوری رو کم کن، از هر کاهی کوه نساز. مثل یک دوست با همسرت برخورد کن و مواردی که ناراحتت می کنه خیلی آروم باهاش مطرح کن انگار داری درددل می کنی. بگذار احساس کنه اون تکیه گاه توئه. مشکلاتتون رو از مشکل اون، به مشکلتون تبدیل کن.
در مورد رابطه جنسی معمولا شرم و حیای زن ایرانی مانع از ایجاد تنوع در رابطه میشه. اطلاعاتت رو در این زمینه بالا ببر و حتی از همسرت بخواه در این زمینه منبع بهت معرفی کنه. بهش بگو دلت می خواد شبهای شورانگیزی رو باهاش تجربه کنی و این قضیه خیلی برات مهمه که عامل اصلی لذت همسرت باشی.
گفتگو کن. شیوه درست حرف زدن رو با همسرت پیاده کن. همیشه یادت باشه همسرت رو قبل ازینکه همسرت ببینی دوست صمیمی خودت ببین.
---
یک مورد از دخترخاله به ذهنم رسید که شاید درست باشه. احتمال داره همسرت امیدوار باشه با ادامه ارتباط با دخترخاله دعوتنامه ای یا چیزی ازش دریافت کنه که بتونه به آمریکا بره. شاید اصلا خواستگاریش از دخترخاله هم همین هدف رو داشته. شاید اصلا مساله علاقه این وسط مطرح نبوده.
زندگیتو مدیریت کن. علایق واقعی همسرت رو بشناس و بهش کمک کنن بهشون برسه. در مورد زندگی توی آمریکا و اینکه چقدر این براش هدف بوده باهاش صحبت کن. شاید اصلا قضیه کاملا متفاوت از اون چیزی بوده که فکر میکردی.
علاقه مندی ها (Bookmarks)