با سلام و احترام
من شاهد یک موردی اینطوری از نزدیک بودم. متاسفانه
اینجور پسرها نه تکلیفشونو و با خانواده مشخص میکنن نه با دختر مورد علاقه.
تاسف بیشترش اینجاست که میدونن خانوادشون مخالف هستن بعد یک مدت عذاب وجدان میگیرن که دختر بیچاره و سرگردون کردن، برای همین میذارن میرن تا اون دختر فراموش کنه.
بعد میبینن خودشون هم نمیتونن فراموش کنن دوباره برمیگردن.
دوباره که از جانب دختر تغدیه میشن، رهاش میکنن و باز دومرتبه بعد یک مدت برمیگردن.
به تنها چیزی که این وسط فکر نمیکنن احساس آسیب دیده اون دختره.
در نهایت اینقدر این روش و تکرار میکنن تا با دختری که خانوادشون درنظر گرفته ازدواج کنن. یا اینکه دیگه اون دختر ازدواج کنه .
اما نتیجه تمام این رفت و آمد های نوسانی، یک دختر دلشکسته با غرور از بین رفته هست که قربانی یک خانواده ناآگاه و احساسات یک پسر شده،
اما جلوتر از این حرفا هم میشه جلوی اینگونه پسرا رو گرفت اونم اینه که یبار که ترکتون کردن و دوباره برگشتن، دختر ماجرا خیلی قاطع و محکم بهشون بگه
" آقای محترم، من بازیچه دست شما و خانوادتون نیستم، این رابطه برای من یک آشنایی در جهت ازدواج بود نه صرفا یک دوستی در جهت ارضا احساسات شما. حالا که فهمیدم شما قصد جدی ای ندارین، من هم قصد دارم از این بهبعد اشتباه نکنم و دیگه فرصت های پیش اومده زندگیمو از دست ندهم. شما هم اگه قصد جدی ای دارین، میتونین با خانوادتون اقدام کنین، فقط توجه داشته باشین که من شمارو مثه یک خواستگار بررسی میکنم، بنابراین انتظار شنیدن جواب منفی هم درست مثه شنیدن جواب مثبت داشته باشین.""
دختر خوب من اینجور آدم ها رو از نزدیک دیدم، وقتی میذارن میرن و دوباره برمیگردن و بازدوباره میاین و میرنو.... این رویه تاااا آخر ادامه داره. شایدم قصد گول زدنتو نداشته باشن، اما خودش خوب میدونه وقتی خانوادش مخالفه و هیچوقت هم راضی نمیشن پس نباید دوباره احساسات دختز مردم و به بازی بگیره.
یا باید خانوادشونو راضی کنن و رسما خواستگاری کنن .
یا اینکه برن و اجازه بدن شما دیگه از این به بعد و از دست ندین.
دیگه با رفت و آمد های نوسانی اونم با وجود داشتن کار میشه کاملا فهمید که خانواده همچنان مخالفن. عزیز یبار اشتباه کردی، دوبار اشتباه کردی، دوبار دلتو شکوندن هم خودشون هم خانوادشون، اونها بفکر دل شکسته توونبودن، اونوقت تو دلت بحال اون اقا میسوزه؟؟؟
دلت واسه خودت بسوزه. واسه احساس آسیب دیده ات، واسه غرورت. واسه آینده خودت. نذار تا جاییکه جا داره بهت آسیب برنه و غرورتو بشکونه.
پاشو و محکم باش.
دوسال عمرت تلف شد هدر رفت، نشستی حسرتشو میخوری، بقیه عمری که پیش رو داری چی پس؟؟؟؟ حسرت اونها نمیخوری؟ نمیخوای بگی بذار حداقل نتیجه این دوسال عمرم بشه برام تجربه،بشه عبرت که دیگه همچین اشتباهی نکنم.
اونوقت بجای اینکه از این تجربه استفاده کنی، میخوای دوباره راه اشتباهه دوسال پیشتو بری؟ یعنی تو از اون آدم هایی هستی که بهشون بگن اگه برت گردونم به دوسال پیش بازم این اشتباه و میکنی یا نه؟ جواب میدی بله اشتباه میکنم؟
الان خداوند این فرصت و بهت داده، تو داری میگی بله دوباره اشتباه میکنم و جوابشو میدم؟ باشه جواب بده، فقط اگه به یه هفته نکشید که دوباره رفتن، نیای بگی شکستم.، خورد شدم، ته مونده احساس و غرورمم اومد شکست و رفت.
ابن جملات من شنیدم که بهت دارم میگم، مطمعن باش که میگی.
پاشو کوله بار تجربه دوساله اتو بردار، بقیه راه عمرتو طی کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)