مشکل بعضی ها خیلی پیچیده است امامشکل شماخیلی راحت قابل حله.البته اگه خودت بخوای.
اول این که چه زن و چه مرد خوانواده پدریشون رو خیلی دوست دارن.وتحمل ندارن کسی حتی شریک زندگیشون در موردشون بد گویی کنه(حتی اگه بد گویی دلیل موجه داشته باشه.شما خودت تحمل نداری در مورد خانوادت بد بگه پس چه طور میشستی و بد خونوادش رو میگفتی و بعد این مدت هنوز نمیدونی چرا در مقابل حرفات جبهه میگیره و سر مساعل خانواده ی تو رو باز میکنه.(خوب میخواد مثل خودت رفتار کنه دیگه).
وقتی بد خونوادت رو میگه تو جبهه نگیر اخم نکن. غهر نکن.نقطه ضعف نده.روبه روش نشین.کنارش بشین ودست رو دستش بکش.خودت رو بهش نزدیک کن وبا عقل و منطق باهاش حرف نزن.از در احساس وارد شو.نمیخواد هر دفعه که بحث شروع میشه طرف خونوادت رو بگیری.1دفعه هم طرف اون رو بگیر.(بعد میگی اعتماد به نفسش پایینه ودر مواجهه با دامادمون وخونوادم مثل مجسمه میشه.خوب اعتماد به نفسش رو خودت گرفتی.انقد که از اونا حمایت کردی از شریک زندگیت هم حمایت کردی؟هیچ متوجه هستی که مرد اعتماد به نفسش رو از زنش میگیره وزن هم همین طور؟چرخه ی معیوب از همین جا استارت میخوره.اون اعتماد به نفس تو رو میگیره وتو اعتماد به نفس اون رو.هر دو تون دارین شخصیت همدیگه رو پایین میارین.به چه قیمت؟این که خانواده خودت رو حمایت کرده باشی؟یعنی شوهرت نمیدونه تو خانوادت رو دوست داری؟یا مپلا به خاطر خواهر یا دامادتون بین خودت و عزیزت درگیری پیش بیاد؟فکر میکنی خواهرت هم انقد که تو از شوهرش حمایت میکنی از عزیزت حمایت میکنه؟
فکر میکنم اولویت بندی نداری.
اولویت یعنی اول شوهردومخوانواده خودت سوم خوانواده شوهرچهارمشوهر خواهر واز این حرفا
خوب عزیز من شما چرا رابطه ات رو با خوانواده اش بد کردی؟اونا چه تقصیری دارن؟شما مشکلت رو با خودت حل کن نه پای چند نفر دیگه رو وسط بکشی.خوب اون هم ناراحت میشه ببینه خونوادش هیچ بدی در این ماجرا باهات نداشتن اما خانمش پای اون بنده های خدا رو وسط بکشه.
رابطه ات رو مثل سابق با خانواده ی شوهرت بهبود ببخش و مساعل رو با هم قاطی نکن.
اگه شوهرت با زور بازوش زخم به تنت میزنه(البته من کارش رو تایید نمیکنم)شما هم که با زبون زخم به دلش میزنی(نشونه اش هم اینه که خونه بابات اینه نمیتونه عادی باشه و شما خواسته یا ناخواسته بهش القا کردی که همه از تو بالا ترن.)به نظرت پای هم صاف نمیشه؟
1چیزی میگم از ته دلمه.حالا من از بس که شوهرم خودش رو پیشم لوس میکنه و نازنازیه که دلم میخواد هراز گههی جدی باشه وبهم هخم کنه وخودش رو بالا بالا بگیره برام اما اینجوری نیست








علاقه مندی ها (Bookmarks)