با سلام
به نظر می رسد که شما رسماً از همسرت جدا شده ای اما در ذهن جدا نشده ای و همچنان زندگی و شخص او را متعلق به خودت می دانی و روی او تمرکز داری و این اشتباه هست ، رابطه ای که قطع شد را بازگردان در ذهن هم نداشته باشید مگر اینکه قصد زندگی دوباره داشته باشید که در این صورت ابتدا باید روی خود متمرکز شوید و اشتباهاتی که در زندگی کار را به جدایی رساند چون در یک زنمدگی ناموفق یک نفر به تنهایی و صددرصد عامل نیست همچنان که در یک زندگی موفق نیز یک نفر به تنهایی عامل نیست و هردو نقش دارند حال سهم هرکدام به هر اندازه که باشد لذا شما اگر قصد زندگی دوباره با او را دارید ابتدا باید روی خود متمرکز شوید نه ایشون و اشتباهات خود را متوجه شده و در پی رفع آنها و تغییر خود باشید بعدش اگر همسرتون ازدذواج نکرده بود با او در خصوص زندگی دوباره با تغییراتی که کرده اید وارد گفتگو شوید و اگر ایشان نپذیرد شما نباید اصرار و تحمیل داشته باشید . اگر هم قصدی برای ادامه زندگی ندارید تمرکز شما روی ایشان و کنترل زندگی وی و بررسی کار و رفتارش دخالت بیجا محسوب می شود و رفتاری کاملاً
اشتباه هست و ما که با شما مواجه هستیم اجازه اینکه در خصوص همسر شما قضاوت کنیم و نظر دهیم را نداریم اما به شما می گوییم زندگی ایشون به شما ارتباطی پیدا نمی کند چه خوب باشد چه بد ف چه روابط نامناسب داشته باشد چه نداشته باشد شما حق دخالت ندارید و تمرکز برآن و خود خوری و تجزیه و تحلیل و بررسی هم ذهنتان را بیخود درگیر کرده و خشم و احساسات ناخوشایند تولید می کند . منطق به شما می گوید دست از کنترل و نظارت و تمرکز بر ایشان و زندگیش بردارید









علاقه مندی ها (Bookmarks)