
نوشته اصلی توسط
رویاا
واسه خانواده من گرفتن عروسی توی شهر دختر خیلی مهمه اما همسرم قبول نمیکنه حتی قبول نمیکنه یه مراسم خانواده من با هزینه خودشون توی شهر ما بگیرن
اتفاقی که تو زندگی همسرت افتاده خیلی ناراحت کننده است.
همسرت از طرفی بخاطر این کار پدرش بین دوستان و اقوام و پیش شما و خانواده ات احساس سرافکندگی می کنه
از طرفی هم نگران مادرش هست و ذهنش درگیر مشکلات مادرش هم هست.
اگر می تونی همسرت را راضی کن که پدر و مادرت یه عروسی برات بگیرن
پدرش هم که نمی آد، به اقوامتون بگید بیماری سختی گرفته یا مشکلی براش پیش اومده نتونسته بیاد که آبروی همسرتون هم حفظ بشه.
یه جوری که همسرت ناراحت نشه و بهش برنخوره زودتر عروسی شهر خودتون را هماهنگ کنید و تمامش کنید.
سه سال عقد خیلی طولانی است.
فقط یه جوری موضوع عروسی را مطرح کنید که بهش برنخوره. احساس بی عرضگی نکنه. با بخاطر شرایط پدرش، احساس بی پناهی نکنه.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)