به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 48
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام تنهایی عزیزم
    تنهایی جان چرا یک کاری نمی کنی همسرت عاشقت بشه.
    ببین من پستت را که می خونم می بینم اصلا صبر نداری.
    اولش که نباید انتظار داشته باشی او درست بشه و یک مرد ایده آل بشه!!!
    اولش تو باید اونو جذب کنی.نه اینکه اون اول کارای خوب کنه.وقتی موفق شدی اونو به سمت خودت جذب کنی اون وقت اونم کم کم ازت یاد می گیره.و تازه شروع می کنه به رفتار درست.

    شما و همسرتون چند سالتونه؟

    من تاپیک های خانم she را توصیه می کنم که بخونی مثلا تاپیک زیر:
    ببین چه طوری این خانم با آرامش جلو میره و آهستگی و پیوستگی را در نظر داره!

    و حتما و حتما تاپیک زیر را بخون و مثلا سعی کن هر هفته روی دو تا نکته اش رو خودت کار کنی.

    امضاء منو بخون!!!
    اگر بی منت محبت کنی تاثیرش خیلی خیلی زیاد میشه!!!



    - - - Updated - - -

    به نظرم وقتی این تاپیک ها را خوندی دونه دونه اشکالات را می فهمی.بعدش اون وقت بیا در موردشون صحبت کن.
    اون موقع خیلی بهتر راهنکایی می گیری.
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  2. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (سه شنبه 23 اردیبهشت 93), میشل (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون مصباح الهدی
    من 29 و همسرم 43 سالشه
    می دونم راست میگید همسرم عاشقم نیست. شما میگید عاشقش کنم ! مگه میشه؟ ایا این احساس خودبخود بین 2 نفر به وجود نمی یاد؟ من چه جوری می تونم جذبش کنم؟!!

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از اون روزی که این تاپیک رو شروع کردم تصمیم گرفتم عوض شم و بیشتر صبور باشم. و واقعا نتیچه داد. خیلی وقت ها از خیلی دعوا ها و بحث ها پیشگیری کرد. دوست دارم این راه رو با موفقیت تا انتها ادامه بدم و خسته و نا امید نشم.

    اما بعضی وقت ها مثل امروز یک سوال ذهنم رو مشغول و من رو مایوس می کنه. این که اگه دوباره همسرم بخواهد با کوچکترین بحران توی زندگیمون بره سراغ سیگار یا اون فیلم ها.. فکرش هم من رو ازار می ده و برام اصلا قابل قبول و بخشش نیست. بعضی وقت ها به خودم میگم نکنه اشتباه کردم نکنه که شل زده باشم. شاید بهتر بود محکم تر می ایستادم تا واقعا متوجه بشه که من واقعا با بودن این چیزها تو رندگی مخالف هستم و اگه باز بره سمتشون من دیگه حاضر نیستم با هاش زندگی کنم.چون من خیلی راحت بخشیدم و حتی به من قول نداد مه دوباره انجام نمیده ختی عذرخواهی هم نکرد نمی دونم ایا اصلا متوچه شد چی کشیدم اون مدت و ایا قدر این گذشت رو می دونه ایا اون حاضره برای زندگیمون کذشت کنه؟!

    اصلا یک سوال چرا همیشه ما رن ها باید برای حفظ زندگی تلاش کنیم ؟! یا ایا این صبور بودن ها و کم توقع بودن ها به معنای سوختن وساختن است؟! من می خواهم زندکیم رو بسازم اما نه با سوختن و فنا کردن خودم.
    بگدارید از جاهای خوب رابطه مون هم بگم. تصمیم گرفتیم هفته ای 1 بار با هم در مورد رابطه مون حرف بزنیم . هفته پیش نشد حرف بزنیم اما در کل فکر می کنم بهم داره نزدیکتر می شه. بیشتر از قبل حرف هم رو می فهمیم. من هم سعی کردم فضای خونه رو شاد کنم. براش با نامه دادن سورپرایز می کنم..
    بازم سوال اون نباید من رو سورپرایز کنه؟ من سعی می کنم همیشه شاد باشم اما اون روزایی که دلم میگیره م انتظار دارم حوشحالم کنه بهم میگه تو همیشه ناراحتی؟! من انتظار دارم اگه مثلا 6 روز هفته من شادم و به اون انرری میدم 1 روز که من نارارحتم اون هم من رو شاد کنه. انتظار زیادی دارم؟!!ا

    - - - Updated - - -

    از اون روزی که این تاپیک رو شروع کردم تصمیم گرفتم عوض شم و بیشتر صبور باشم. و واقعا نتیچه داد. خیلی وقت ها از خیلی دعوا ها و بحث ها پیشگیری کرد. دوست دارم این راه رو با موفقیت تا انتها ادامه بدم و خسته و نا امید نشم.

    اما بعضی وقت ها مثل امروز یک سوال ذهنم رو مشغول و من رو مایوس می کنه. این که اگه دوباره همسرم بخواهد با کوچکترین بحران توی زندگیمون بره سراغ سیگار یا اون فیلم ها.. فکرش هم من رو ازار می ده و برام اصلا قابل قبول و بخشش نیست. بعضی وقت ها به خودم میگم نکنه اشتباه کردم نکنه که شل زده باشم. شاید بهتر بود محکم تر می ایستادم تا واقعا متوجه بشه که من واقعا با بودن این چیزها تو رندگی مخالف هستم و اگه باز بره سمتشون من دیگه حاضر نیستم با هاش زندگی کنم.چون من خیلی راحت بخشیدم و حتی به من قول نداد مه دوباره انجام نمیده ختی عذرخواهی هم نکرد نمی دونم ایا اصلا متوچه شد چی کشیدم اون مدت و ایا قدر این گذشت رو می دونه ایا اون حاضره برای زندگیمون کذشت کنه؟!

    اصلا یک سوال چرا همیشه ما رن ها باید برای حفظ زندگی تلاش کنیم ؟! یا ایا این صبور بودن ها و کم توقع بودن ها به معنای سوختن وساختن است؟! من می خواهم زندکیم رو بسازم اما نه با سوختن و فنا کردن خودم.
    بگدارید از جاهای خوب رابطه مون هم بگم. تصمیم گرفتیم هفته ای 1 بار با هم در مورد رابطه مون حرف بزنیم . هفته پیش نشد حرف بزنیم اما در کل فکر می کنم بهم داره نزدیکتر می شه. بیشتر از قبل حرف هم رو می فهمیم. من هم سعی کردم فضای خونه رو شاد کنم. براش با نامه دادن سورپرایز می کنم..
    بازم سوال اون نباید من رو سورپرایز کنه؟ من سعی می کنم همیشه شاد باشم اما اون روزایی که دلم میگیره م انتظار دارم حوشحالم کنه بهم میگه تو همیشه ناراحتی؟! من انتظار دارم اگه مثلا 6 روز هفته من شادم و به اون انرری میدم 1 روز که من نارارحتم اون هم من رو شاد کنه. انتظار زیادی دارم؟!!ا

  5. 2 کاربر از پست مفید tanhai2 تشکرکرده اند .

    maral1392 (شنبه 20 اردیبهشت 93), میشل (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوشحالم

    تلاشم نتیجه می ده. یاد گرفتم که صبور باشم و در موقع ناراحتی حرف نزنم. و زمان به همسرم اجازه فکر کردن می ده و خودش می اد جلو و ناراحتی رو از دلم در میاره و من از این بابت راضی هستم هم از خودم و هم از همسرم

  7. 3 کاربر از پست مفید tanhai2 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93), میشل (سه شنبه 23 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام عزیزم،

    خوشحالم که داری به نتیجه می رسی و رابطتون سالم تر و سالم تر می شه.

    (تو پرانتز: یه نکته هست که لازمه بهش آگاه باشی. و اون اینکه این صعودها معمولا بصورت مداوم ادامه ندارن، و گه گاه یه سقوط های خفیفی رخ میدن. یادت باشه وقتی بهشون رسیدی، ناامید نشی. از الان براشون آماده باش.)


    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhai2 نمایش پست ها
    من می خواهم زندکیم رو بسازم اما نه با سوختن و فنا کردن خودم.
    آفرین... عالیه... پس استعداد جراتمندانه زندگی کردن رو داری. توانایی اینکه یه زندگی سالم بسازی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhai2 نمایش پست ها
    اصلا یک سوال چرا همیشه ما رن ها باید برای حفظ زندگی تلاش کنیم ؟!
    چون اغلب این ما زنها هستیم که اوضاع رو خراب کردیم! ما پیچیده هستیم، و خودمون هم خودمون رو نمی شناسیم.

    ما ریشه ی یک رابطه رو خراب می کنیم، بعد آقایون روی اون ریشه ی داغون، بد عمل می کنن. ما عمل بد اونها رو می بینیم و اونها هم اونقدری قابلیت ذهنی و روانیشون زیاد نیست که بگم دردشون دقیقا چیه. شایدم خودشون نمیتونن بفهمن.

    خلاصه زن ها معمولا اون کاریکه باید انجام بدن (آبیاری و تغذیه درخت رابطه) رو انجام نمیدن. این کار اصلا انرژی و وقتی هم نمیگیره. اما یه هنره.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhai2 نمایش پست ها
    ایا این صبور بودن ها و کم توقع بودن ها به معنای سوختن وساختن است؟!
    صبر با سوختن فرق می کنه. خیلی فرق می کنه.
    کم توقع بودن هم بستگی داره. اگه در مورد حقوق اصلی خودت کم توقع باشی، اشتباه محضه. اما اغلب آدمهایی حرف از بی توقعی می زنن که اتفاقا توقعاتشون خیلی هم زیاده، یا قبلا خیلی زیاد بوده و حالا مجبور شدن یکم کمش کنن.

    نمیدونم شما جزء کدوم دسته اید، اینا رو کلی گفتم.

    اگه تاپیک هایی که برات گذاشتم (اونهاییکه آقای sci درشون حضور داشتن) رو خونده باشی، اینها همه توش توضیح داده شده.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  9. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 23 اردیبهشت 93), واحد (چهارشنبه 07 خرداد 93)

  10. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی میشل عزیز که بهم سر می زنی
    واقعا این نحوه راهنمای شما رو دوست دارم. این که جواب هر بخش رو به طور مجزا میدهید خیلی خوبه
    خیلی روحیه دارم که بیشت تلاش کنم امیدوارم بتونم ادامه بدم و واقعا نتیجه رو عملا تو زندگیم ببینم

    راستش من نمیدونم دقیقا حقوق اصلی من تو زندکی چی هست. ایا نیازهای ما فقط همان نیازهای اولیه هستند. یک نمونه میارم:
    ایا من باید به اینکه همسرم نیازهای اولیه مالی رو تامین میکنه قانع باشم. من خیلی وقته که لپ تاپم خراب شده و برام نمی خره می گه واست باتری می خرم درست می شه. توان مالی داره بخره اما نمی خره!. شایداین مورد به نظر در اولویت نباشه اما در واقع در دنیای امروز جزو نیازهای اولیه است به خصوص که من کارم رو با هاش انجام می دهم.
    من واقعا نمی دونم که جزو کدوم دسته هستن. به قول شما شاید خیلی پر توقع بودم و الان که باید کوتاه بیام برام سخته. من قبل از ازدواج همه چیز برام فراهم بود الان هم همسرم وضع مالی خوبی داره وقتی که برام فراهم نمی کنه فکر می کنم خسیس هست!
    1-چه طور حقوق اصلی را تشخیص بدهم که در اینده فکر نکنم در حقم اجحاف شده و در عین حال به طرف مقابل هم فشار نیارم و بهش ظلم نکنم!
    دارم تاپیک خانم she رو می خونم. رفتار جراتمندانه. خیلی سوال برام پیش اومده!!
    من نمی تونم خواسته هام رو به دیگران بگم. فرق نمی کنه شوهرم باشه یا دوست یا همکار ..و خیلی وقت ها هم که می گم اصلا فایده نداره!! خیلی باید رو این موضوع کار کنم

  11. 2 کاربر از پست مفید tanhai2 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93), میشل (چهارشنبه 24 اردیبهشت 93)

  12. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دارم تاپیک خانم she باsci رو می خونم رسیدم صفحه 6. به نظرم جالبه. سعی می کنم چیزای جدید یاد بگیرم. امیدوارم این روند رو به بهبود متوقف نشه و گرنه دیگه خیلی نا امید می شم و از درون می شکنم.

  13. 3 کاربر از پست مفید tanhai2 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93), میشل (شنبه 27 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93)

  14. #28
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو تنهایی2

    تجربه شخصیمو میگم و نظر کارشناسی نیستش.واقعا انجام دادن رفتار جراتمندانه سخته و انجام رفتار درست در مقابل دیگران.خیلی سخته لطفا از خودتان بیش از اندازه توقع نداشته باشید به هیچ عنوان ناامید هم نشید نتیجه میگیرید ولی به مرور زمان.
    خود من بشخصه تازه دارم یکم درست و اصولی بیان صحیح جملات بصورت رفتار جراتمندانه و دوری از منفعل بودن + برقراری صحیح راههای ارتباطی و کلا درست رفتار کردن و اصلاح رفتارهای شخصیم تازه دارم کم کم یاد میگیرم خیلی جاها خوردم زمین و اشتباه کردم مثل نوزادی که داره تازه راه میوفته ولی باز دوباره بلند شدم.

    ناامیدی ممنوع
    دادن انرژی منفی بخودتان ممنوع

    یه جمله زیبا مخصوص شما:

    تغییرات در بستر زمان بوجود میان
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  15. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    sara 65 (سه شنبه 30 اردیبهشت 93), میشل (شنبه 27 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93)

  16. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون khaleghezy از راهنمایی

    راستش من گیج شدم. وواقعا ایا من رفتار جراتمندانه ندارم یا اینکه همسرم انعطاف پذیری نداره!؟من خیلی وقت ها خواسته هایم را میگم(پس منفعل نیستم حرفم رو می زنم بیشتر وقتها) اما ایشون عمل نمی کنه!! می دونید در این جور مواقع اولین چیزی که به ذهنم میاد اینکه من رو دوست نداره و یا اینجوری بگم انقدر دوستم نداره که حاضر باشه فداکاری و گذشت کنه ..بر عکس من که همه جوره دوست دارم خوشحالش کنم.

    ایا ممکنه مشکل از جراتمندی من نباشه و مشکل از همسرم باشه که نمی خواد کوتاه بیاد و لجبازی می کنه؟!؟

    من باز نا امید نمی شم و به خوندن و مطالعه ادامه می دهم. اما بعضی وقتا که فکر می کنم راستش دلم برای خودم می سوزه . برای جوانی و وقتی که داره می گذره. می دونم اگه کسی با میل خودش نخواد من نمی تونم به کاری مجبورش کنم و یا از انجام کاری منعش کنم. به خصوص همسر من که اخیرا هم خیلی لجبازی می کنه. انتظار داره که لباس پوشیدن من مطابق میل خودش باشه اما حاضر نیست به نظر من احترام بگذاره.

    لطفا بهم بگید چه طوری باید ازش خواسته هایم را بخوام؟ از حرف های اقای sci متوجه شدم که ادم جرات مند زمانی که می دونه جواب اری میگیره خواسته اش را مطرح می کنه! یعنی اگه می دونم میگه نه نباید بگم . این که تناقض داره با اصل جرات مندی.
    راستش من و همسرم یک سری اختلاف جزیی در مسال اعتقادی داریم. من خودم ادم خیلی مذهبی نیستم ولی اهل یک سری جیزها هم نیستم ولی ایشون اینجوری نیست و اخیرا این مساله ذهنم رو در گیر کرده مانند نوشیدنی های حرام. بهش هم هر وقت گفتم که نکنه بدتر شده و لج کرده میگه تو می خوای من رو کنترل کنی
    نمی دونم نحوه گفتن من خوب نیست و جرات مندانه نیست و یا دوستم نداره که گوش به حرفم نمی ده

  17. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 آبان 93 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    356
    سطح
    7
    Points: 356, Level: 7
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 36 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    خسته ام.امروز خسته تر از همیشه. یک دعوای خیلی بد. یک روز سخت. خواستم همه جیز رو کنترل کنم نشد. امروز با همسرم گفتگو داشتیم خیلی موضوعات الکی رو پیش می اورد که غیر از عصبی کردن ایده ای نداست جند بار از روش تنفس استفاده کردیم ملی اون زود عصبی می شه اخرش گفت دیگه نمی تونه ادامه بده منم قبول کردم . ولی باز سر یک جیز دیگه به هم گیر دادیم اونم عصبی شد و شروع کرد به زدن خودش

    خیلی ناراحت هستم. دنیا رو سرم خراب شده. هر سری که حرف می زنیم بیشتر می فهمم چقدر ادم غد و خود رایی هست. خیلی ازش ناراحتم البته از خودم هم ناراحت هستم جون نتونستم خوب مدیریت کنم دوباره اشتباه کردم کمکم کنید

    الان وضغیت از قبل بدتر شد و من دوباره شکست خوردم دوباره نا امید شدم روباره حرف زور شنیدم و دوباره نتونستم خوب مدیریت کنم

  18. کاربر روبرو از پست مفید tanhai2 تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 28 اردیبهشت 93)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.