
نوشته اصلی توسط
بنیامین_29
اگر سرد بودم که از تنهایی و برآورده نشدن نیازهام انقدر آزرده نبودم. و این کمبود چیزی نیست که الان متوجه شده باشم! از زمانی که به بلوغ جنسی رسیدم با من بوده
منظور شما از تجربه عشق چیه؟ اگه منظورت از نوع بچه گانه عشق، عشق یه طرفه ای هست که بدون شناخت درست حسابی و بیشتراز روی "نیاز به عاشق بودنه" بله تجربه کردم! ولی من نمیتونم همین جوری راس راس تو چشمای طرف نگاه کنم و بگم ازش خوشم می یاد در حالی که هنوز ارتباط زیادی با طرف نداشتم و اون هم من رو درست حسابی نمیشناسه
دخترهایی که من باهاشون دوست شدم بدون استثنا آدم های روشن فکری بودن. آدم هایی که از نظر فکری مستقل هستن و در زندگیشون بیشتر فاعل هستند تا مفعول. من با اینجور آدمها راحت ترم. کلا زیاد از تیپ با حجب و حیا خوشم نمیاد. نه اینکه مشکلی باهاشون داشته باشم. سلیقه شخصیم اینطوریه. کلا 180 درجه با مرد نوعی ایرانی فرق دارم!
من نمیدونم از کجای حرف های من به این نتیجه رسیدید! البته که نیاز دارم! این موضوع بزرگ ترین کمبود در زندگی من حساب میشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)