به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 43
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    شوهرم وقتی بهش زیاد توجه می کنم یه کم جو گیر می شه
    و برام خط و نشون می کشه
    چند وقت پیش سر خونه بحثمون بالا گرفت البته بحث نبود و اون می گفت باید بیای منم گفتم نمیام
    و فرداش چون نمی خواستم ازم دلخور باشه بهش زنگ زدم و گفتم که دوستت دارم و اون هم گفت منم دوستت دارم به شرطی که باهام مخالفت نکنی
    دوست داشتن مشروط ...اصلا باهاش موافق نیستم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید دختر 7 تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 13 اسفند 92)

  3. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو دختر 7

    باز ما میگیم شما حرف خودتو میزنی

    بزار یه چیز رو کلی بهت بگم متوجه بشی کامل با چه قشری طرفی
    دیگه هرچی بلد بودم گفتم این آخریشه

    مرد = پسر بزرگ

    یه پسر رو در نظر بگیر با خصصویات مخصوص خودش رو حالا قد و وزنش رو ببر بالا و یه ریش سیبیلم براش بزار این میشه مرد

    شما زنا پیچیده هستین ولی ما مردا نه خیلی خیلی ساده هستیم فقط قلق هاش رو باید بلد باشی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    shabnam z (سه شنبه 13 اسفند 92), toojih (سه شنبه 13 اسفند 92), واحد (چهارشنبه 14 اسفند 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 اردیبهشت 93 [ 22:00]
    تاریخ عضویت
    1392-5-27
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    662
    سطح
    13
    Points: 662, Level: 13
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    893

    تشکرشده 67 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بنظر منم این حرف همسرتون درست نبوده

    ولی یه سوال دیگه هم ازتون دارم، تو رابطتون تا اینجا معمولا ایشون بیشتر مطیع شما بودن یا شما مطیع

    ایشون؟ یعنی تو موارد مختلف بیشتر حرف و نظر شما اعمال شده یا ایشون؟ اگه میتونید درصدی بگید.

  6. کاربر روبرو از پست مفید shabnam z تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 13 اسفند 92)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خاله قز ی جان
    من نگفتم بلافاصله رفتم خوابیدم تا ساعت 10.5 نشستم تو جمعشون که مامانم و بابام و شوهرم بودن
    باهاش گرم نگرفتم به این دلیل که من دوست دخترش نیستم بی شخصیت هم نیستم ، وقتی که حرفی می زنه و من مخالفت می کنم فرتی گوشش رو روی من قطع کنه خدا زبون داده برای حرف زدن گوش هم داده براش شنیدن
    دوبار که واسه این کارش منت کشی کرد و دید به ازای هر بار گوشی قطع کردن روی من باید بیاد معذرت خواهی دفعه سوم دیگه هیچ وقت این کار رو نخواهد کرد.
    قربون و صدقه اش هم نرفتم چرا ؟ چون به ازای هر بی احترامی که به من بکنه بهش پاداش و جایزه نمی دم باید باید باید نظر من رو می پرسید و می گفت ساناز به نظرت چی کار کنیم ؟ شوهرم مرد بیرونه و اصلا خونه نشین نیست و الان هم که میرم خونشون اصلا تو خونه نمی مونه و میره بیرون پس این چه اصراری هست که بخواد منو ببره روستاشون
    عمدا هم نرفتم سمتش چرا ؟
    چون من طاقت ندیدن اقا رو ندارم و مدام پیش قدم می شم چندین و چند با راعصابم خورد شده و دعوامون شده و دوباره من منت کشی کردم و کوتاه اومدم و این موضوعات مجددا تکرار شده

    - - - Updated - - -

    خب باید بگم من داداش نداشتم و کلا نمی دونم مردا و پسرا رو باید باهاشون رفتار کرد
    پدرم هم خیل یدوستش دارم خیلی ولی زیاد با هم حرف نمی زنیم
    عمو هم نداشتم
    پسر خواهر هم نداشتم
    .
    .

    کتاب زیاد خوندم که مردا رو بشناسم ولی تا الان نشناختم
    شبنم جان مسائل بینمون معمولا حل نمی شه بلکه فراموش می شه و تا زمان یاداوری بعدی در صلح و صفا هستیم
    و حرف شوهرم معمولا واسه به کرسی نشوندن حرفش اینه : می خوای بخواه می خوای نخواه همینه که هست
    و حرف منم اینه : به خدا فردا می رم دادگاه درخواست طلاق می دم دیگه خسته ام کردی من به خاطر تو قید همه رو زدم ...
    و اینطوری می شه
    می دونم نباید حرف طلاق رو به زبون بیارم ولی وقتی اعصاب برام نمی مونه خودش از دهنم میاد بیرون
    روز اول عقدم خواهرم چون باباش نیومد محضر بهم گفت تو هر خانواده ای یکی سیاه بخت می شه و تو خانواده ما اون تو بودی
    اون یه خواهرم بهم گفت انشااله بچه دار نشی تا نسل ما رو بد نام نکنی
    بهم حق بدین وقتی شوهرم باهام لج می کنه اعصابم قاطی بشه

  8. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    یکی از همکارام امروز رفته بیمارستان دیده شوهرم با دو تا خانم که یکیشون یه دختر حدودا 17 ساله و یکی دیگشون حدودا 27 ساله بود تو بیمارستان بوده و اون خانم بزرگتره رو آورده بوده که سرم بزنه و گویا حالش بد بوده

    همکارم که خواهر من رو نمی شناخت گفت که شوهرت تو بیمارستان بود و خواهرتو اورده بود و منم که قبلش هر چی زنگ می زدم خونه کسی جواب نمی داد پرس و جو کردم و همکارم گفت که خانم تپل و سبزه بود و من زنگ زدم به گوشی بابام و گفتم چه خبر گفت که هیچی مهمون داریم و معلوم شد که خواهز من نبوده
    به شوهرم زنگ زدم گفت که مال اون محلی هستن که باغ داره و مریض بودن اومده بودن شهر ما و زنگ زدن به شوهرم بردتش بیمارستان البته بگم جاریم تو همون بیمارستان پرستاره
    به کلی ریختم به هم با شوهرم بحثم شد آخه به اون چه ربطی داره که طرف مریضه
    از کجا معلوم واقعیت رو داره می گه
    چند وقت پیش خواهرم گفت برو با اون شوهر زن بازت که همیشه زن سوار می کنه
    خدایا دیگه از دست این مسخره بازی هاش خسته شدم همش همین کار ها رو می کنه که پشت سرش حرفه

  9. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خب مشکل بالا حل شد از جاریم پرسیدم که پرستاره همون بیمارستانه و گفت که زن کارگرش بوده همراه با خواهر زن کارگرش
    البته حل شدن بدین منظور که سو تفاهم من رفع شد

  10. #37
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو دختر 7

    خلاصه بهت بگم شما نیاز فوری دارین با شووووهترن بری پیش مشاور نیاز فوری داری.

    برعکس حرفایی که میزنی کاملا زیر نظر خانوادتی و حرفاشون روت تاثیر زیادی داره.بالا چندین بار گفتم بازم میگم اینکه بخوای زندگی بکنی کنار شوهرت یا بخوای اینجوری ادامه بدی بخودت مربوطه ماهایی که نظر میدیم فقط یه انسانیم و کاربر زندگی شما هرچند برای تک تک ماهیی که نظر میدیم باارزشه ولی تاثیر مستقیمش روی خودتونه نه ما.

    اگه بخوای همین مسیر رو بری تهش رو خودت بهتر از همه ما میدونی
    اگه میخوای تغییرم کنی بسم الله شروع کن.باهاش راه بیا بزار بدونه درکش میکنی بهش ثابت کن دوسش داری و بهش اطمینان داری.

    اینقدر مغرور و از خود راضی هستی که خیلی راحت به خودت اجازه میدی به شووهرت تهمت بزنی و متهمش کنی به اینکه زن باز هستش همون حرفی که خواهرات میزنن.تو حتی توی همین تالارم به تریژ قبات بر میخوره یه عذرخواهی ازش کنی چه برسه بهش زنگ بزنی و رسما بخاطر اینکار زشت و بی ادبانت ازش عذرخواهی کنی و سعی کنی از دلش در بیاری اینو بخون

    خب مشکل بالا حل شد از جاریم پرسیدم که پرستاره همون بیمارستانه و گفت که زن کارگرش بوده همراه با خواهر زن کارگرش
    البته حل شدن بدین منظور که سو تفاهم من رفع شد!!!!!!!!!!!

    بزار یکچیزی رو هم بهت بگم اگه فکر میکنی نهایت از ایشون جدا یمشی و امکان داره بعدا دوباره ازدواج کنی یکی باشه بینقص و بی عیب اشتباه میکنی دختر گرچه بی نقص و بی عیبم باشه شما نمیتونی با این اخلاقت که زندگی رو میدون جنگ میدونی و میدون امتیاز گیری زندگی کنی.

    اینی که من مینوسم حس شخصیمه از نوشته هاتون اگه اشتباه ببخشید اگرم درسته که برداشتی که ازش میکنی بخودت مربوطه

    شوووهرت احساس میکنه براش احترام و ارزش قائل نیستی.به جایگاهش احترام نمیزاری بعنوان یه شووووهر.بهش اطمینان ندار یو خیلی راحت تهمت زن باز بودن بهش میزنی.کاملا زیر نظر نظرات و افکارت خانوادت و خواهرات هستی و هیچ اراده ای از خودت نداری. و مهمترینش اهل زندگی نیستی و لجباز و یکدنده ای.

    این مواردی که من از نوشته هاتون متوجه شدم.باز میخوای بیای پایین بنویس آقای خاله قزی چرا پشتیبانی میکنی و طرفداری اصلا هم اینجوری نیست و از این حرفا و دوباره و چند باره این نوشتن نظرات رو ادامه بدی خوب ادامه بده تا در آخر نتیجشم ببینی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  11. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    shabnam z (چهارشنبه 14 اسفند 92)

  12. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    من مشاوره رفتم و اون گفت شوهرت هم باید بیاد به شوهرم هر وقت که گفتم بریم از زیرش در رفته ونیومده
    خاله قزی عزیز با کوتاه اومدن و هی کوتاه اومدن و مجددا کوتاه اومدن هیچ مشکلی حل نمی شه
    شاید این مشکل بگذره و قطعا مشکلات دیگری نیز خواهد آمد
    من توی زندگیم خواهان پیش رفت هستم نه پس رفت
    اینکه سر کوچکترین بحثی شوهرم گوشی رو روی من قطع می کنه
    کم محلی می کنه چون می دونه دوستش دارم و چون تا الان با قهر به اونچه که می خواسته رسیده از این به بعد هم این کارش رو تکرار می کنه
    من هرگز برای اشتی پیش قدم نمی شم
    دیگه از این همه تحمیل عقاید خسته شدم
    قرار نیست زندگی ما دوتا فقط به خاطر کوتاه اومدن من جلو بره
    یه تکنیکی توی سایت گفته بود که کسی کهمتهم به خیانت هست باید شفاف سازی کنه و یه مدت محدود کارها و روابطش رو شرح بده تا خودش از خودش رفع اتهام کنه
    ولی شوهر من هیچ وقت نخواست اعتماد از دست رفته رو جبران کنه
    اگه ازش پرسیدم کجا می ری که می گه یه جایی
    اگه بگم کی میای می گه شاید بیام شاید نیام
    .
    .
    .
    اعتماد مثل یه استخره ممکنه قطره قطره پر بشه ولی راحت و سریع با یه شکاف تمومش خالی میشه
    و واسه اینکه مجددا اون رو پر کنی اول باید شکاف رو ببندی و بعد اعتماد سازی رو شروع کنی

    بی خیال گویا اگه هیچ اراده و نقش و شعوری توی زندگی مشترکت نداشته باشی بیشتر موفق می شی
    ویرایش توسط دختر 7 : چهارشنبه 14 اسفند 92 در ساعت 11:41

  13. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    من یه سوال دارم
    مگه انفعال دقیقا همین چیزی نیست که شما به من پیشنهاد می کنین؟؟؟؟؟
    ا. کوتاه بیام 2. بگم چشم عزیزم هر جا بری منم میام (در صورتی که خواسته من نیست و اصلا هم راضی نیستم )3. اجازه بدم نظرات باباش و بقال سر کوچشون جهت زندگیمون رو عوض کنه 4. وقتی اصلا نظر من براش مهم نیست و فرت و فرت گوشی رو روی من قطع می کنه بازم خودم پاپیش بگذارم پس عزت نفس من چی میشه ؟
    ایا این درسته که همه ارزو ها و خواسته هام رو قیدش رو بزنم ؟ انفعال تا چه حد ؟

    دیروز زنگ زدم به شوهرم و واسه ماجرای بیمارستان ازش معذرت خواهی کردم هر چند می دونم مقصر نیستم و اون باید شفاف سازی می کرد
    و الان به شدت به شدت به شدت پشیمونم چرا زنگ زدم بهش
    چون که از وقتی که باهاش تماس گرفتم هیچ خبری نشده و نه اون تماس گرفته و نه پیام داده
    دو هفته بود که سر این ماجرای خونه منو عذاب داده الان دوباره با پیش قدم شدنم اجازه بهش دادم مجددا این کا رو بکنه

    ایا جراتمندی یعنی گستاخی ؟ یعنی زن زندگی نبودن ؟ یعنی نباید خواسته هات رو بگی و نیازهاتو مطالبه کنی ؟
    ایا انفعال یعنی خوشبختی ؟ یعنی شوهر جونم تو هر جور دوست داری با من رفتار کن من در هر شرایطی عاشق تو هستم ؟؟؟؟؟؟؟ گوشی رو قطع کن بی منطق باش و حرف بابا و بقال و چقال رو به نظر زنت ارجعیت بده
    ای کاش ای کاش ای کاش دیروز زنگ نزده بودم

  14. #40
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو دختر 7

    والا به الله همه ماها میدونیم چی میگین شما خوب همینی که هست مردا اینجوری هستن چه شوهر شما چه بقیه فرقش اینه یکی کمتر یکی بیشتر.هر مردی هم قلق خاص خودش رو داره شما الکی داری خودت رو اذیت میکنی بخدا به پیر به پیغمبر به هرچی قبول داری این مسیر یکه داری میری راهش نیست به والله این نیست بابا قاطی کردم دیگه من یکی

    چنتا لینک برات میزارم ازت خواهش میکنم لطف کن برو بخونش خواهشا

    کارگاه خانواده موفق : مرد مقتدر/زن لطیف

    http://www.hamdardi.net/thread-23419.html

    آداب صحیح گفتگو کردن

    http://www.hamdardi.net/thread-21813.html

    رفتار جراتمندانه(حتما حتما حتما اینو بخونش حتما بخون)

    http://www.hamdardi.net/thread-18343.html

    اینم بخون

    مهارت های ارتباطی

    مهارتهای ارتباطی


    خواهشا بجای ادامه دادن این تایپیک یا یه تایپیک جدید باز کنی که هیچ فایده ای برات نداره اینارو برو بخون بعد بیا نظرت رو بنویس
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  15. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    anita1 (شنبه 17 اسفند 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازداوج مدرنیته
    توسط sajadmn2010 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 27 فروردین 95, 22:06
  2. خاطرات گذشته اذیتم میکند
    توسط moji111 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 بهمن 93, 20:36
  3. مشکل بیکاری بعد 3 ماه بدجور داره اذیتم میکنه
    توسط achilis در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 مهر 92, 21:03
  4. شوهرم بیمسئولیته
    توسط همسایه در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 دی 90, 15:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.