سلام
من کلی اینجا نوشتم که دیگه این بحث رو ادامه ندید ولی دوستان تمایل به ادامه دادن بحث دارند
جناب خاله غزی عزیز شما دارید یک نسخه 100 درصد اشتباه رو که بهتون تجویز کردن رو برای همه تجویز میکنید
من برای ادامه زندگی شما نگران شدم
یعنی خواهر و مادر شما زنی که قراره سالهای سال باهاش زندگی کنید رو پیدا کردن
پیراهن و لباستونم حتما اونا براتون میخرن ؟
این حرفتون انقدر غیر قابل باوره که چشمام از تعجب 4 تا شده
شما چند سال پیش ازدواج کردید ؟؟؟؟
متاسفانه شما بازم اسرار دارید که من دنبال دوست دختر و از این مسائلم
باید بگم که قضاوت ما در مورد یک نفر نشون نمیده که اون آدم کیه بلکه نشون میده ما کی هستیم
در واقع شما با این قضاوتتون در مورد من دارید ذهنیت و مسیر تفکراتتون و شخصیت خودتون رو به دیگران نشون میدید
متاسفانه هدف از ایجاد این تاپیک دادن راهنمایی در مورد این مسئله بود که چطور در یک محیط شلوغ بدون ایجاد مزاحمت برای یک دختر و بدون ایجاد ذهنیت غلط میشه درخواست ازدواج داد
و کسی از شما نپرسیده بود که بجای اون دختر بگید بله یا خیر یا اینکه بجای اون دختر برای من شرط تعیین کنید
من مراحل زیر رو طی کردم
ابتدا خیلی محترمانه جلوی دختر رو گرفتم و ازش خواستگاری کردم و دختر بعد از چند دقیقه مکالمه به من گفت قصد ازدواج نداره
(با کمی تحقیق توی اینترنت فهمیدم دختر ها 90 درصد مواقع وقتی که شناخت کافی از یک پسر ندارن جواب نه میدند و منتظر میمونن تا پسر چند بار دیگه هم درخواست خودشو مجدد مطرح کنه تا مطمئن بشن درخواست پسر از روی هوا و حوس نیست و واقعا پسر به اونها علاقه داره )
الیته این دلیل نمیشه پسر ایجاد مزاحمت کنه برای همین بود که این تاپیک رو درست کردم تا نظر دوستان رو هم بدونم
اما ادامه ماجرا
یکی دو روز بعد هم مجددا مراجعه کردم اما فرصت نمیشد با خود دختر صحبت کنم برای همین یه واسطه دختر پیدا کردم که این واسطه هم دقیقا کاسه داغ تر از آش بود و ذهن سالمی نداشت ولی نا امید نشدم و از یه واسطه پسر هم درخواست کردم که واقعا فرد روشن فکری بود و انتخاب درستی بود
از واسطه پسر خواستم از دختر بپرسه که علت جواب منفی اش چیه
چند روز بعد مجددا مراجعه کردم و نتیجه رو از واسطه پسر پرسیدم
بهم گفت که جواب دختر منفیه گفتم علتشو چیه گفت نمیدونم فقط بهم گفت نه کلی باهاش صحبت کردم و معلوم بود آدم منطقی هستش و منو درک میکنه خودش به من گفت که منم مثل تو پسرم و خودمم میخوام ازدواج کنم و میدونم که چرا اسرار داری یا چرا میای اینجا
ازش پرسیدم چطور این قضیه رو مجددا با دختر مطرح کنم
بهم گفت سعی کن خارج از محیط کار مطرح کنی
منم بهش شرایطو گفتم و اینکه خارج از محیط کار دسترسی بهش ندارم
و اونم گفت ایراد نداره اینجا هم اگه تونستی بهش بگو
خلاصه بعد از چند روز منتظر بودن تا دختر رو بتونم سر راه گیر بیارم و صحبت کنم اما شرایط محیا نشد
و درنهایت سه روز پیش رفتم و توی محیط بیمارستان دختر رو دیدم و ازش خواستم تا با هم صحبت کنیم
چندین و چند بار این موقعیت برام ایجاد شده بود اما انقدر توی این سایت جو منفی حاکم بود و دوستان بجای دختر نه گفته بودند که ترس تمام وجودمو گرفته بود و خلی ناامید شده بودم
دختر خیلی مودبانه و با روی گشاد اومد به سمت من من ازش پرسیدم علت جواب منفیتون چی بوده
یه کم فکر کرد بعد گفت من خواستگار دارم
گفت پسر خاله ام رو خونوادش برای من درنظر گرفتن و خونواده من هم موافقن
من بهش گفتم نظر خودتونم همینه
گفت نه من نمیخوام باهاش ازدواج کنم اما خونواده من نظرشون پسر خالمه
بعد از چند دقیقه صحبت شمارمو بهش دادم و گفتم اگه نظرش عوض شد با من تماس بگیره
بهم گفت نمیخوام یه پسر رو معطل خودم کنم
منم بهش گفتم من منتظر میمونم چون علاقه ای که بهت دارم هیچوقت عوض نمیشه
شماره مو گرفت و رفت و تا حالا تماس نگرفته
من بازم سراغش میرم اما با توجه به اینکه سرم حسابی شلوغه احتمالا چند هفته یا چند ماه دیگه
نکته مثبت در مورد این دختر اینه که به نظر من مسائل مالی براش با اهمیت نیست و شاید هم در اولویت چندم باشه
بحر حال رفتار و شخصیت این دختر منو خیلی زیاد به سمت خودش جلب کرده و من دست بردار نخواهم بود
از اینکه هیچ راه حلی ندادید و فقط انرژی منفی دادید از همه تون متشکرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)