دوست عزیز من همسه سال و نیم پیش دختری را تو دانشگاه دیدم و اول بیشتر از سر کنجکاوی باهاشون ارتباط گرفتم بعد ه فهمیدم بی نهایت عاشقمه...بخاطر اینکه ضربه نخوره باهاش ادامه دادم ولی متاسفانع علی رغم خیلی دعا و راز و نیاز نه تنها مشکلم باهاش حل نشد بلکه دو ماهی میشه قیدش رو زدم و در شرف طلاقیم. زیرا در زندگی با این خانم علی رغم شخصت والایی که داشت برام زجراور بود.هیچ وقت روابط جنسی درستی نداشتیم چون اساسا حالم از ریخت و هیکل و ناز و اداش بهم میخورد.خانواده فوق العاده بدبختی هم داشتند ولی ما از خانواده,های منتفذ هستیم.پدر و مادرم با این ازدواج مخالف نبودند چون دخترخوبی بود ولی متاسفانهما از دو منطقه دور کشور ازدواج کردیم.در کل زندگی تلخی بود و به شدت به افسردگی و خودارضایی و ...دچار شدن .الان که قیدشو زدم خیلی سرحالتر و هدف دار تر شده ام و تنها بابت این خودم را سرزنش مکنم چرا زودتر به داد خودم نرسیدم.طلاقش بده . این زندگی که همیشه شما حس برتری داشته باشید نزد خداوند مذموم و زشت است .نهایتا مجبور به جدایی میشوی اگر واقعا دلت به حالش میسوزه زودتر ازش جدا شو.در قران به صراحت امده که اگر ادامه زندگی مشکل .شد از هم جدا شید که خدا از فضل خود هر دو را بی نیاز میکند. اگر بتوانی یک ماهی به صورت موقت از ایشان جدا زندگی کنی خیلی تصمیم عاقلانه ای میگیری
- - - Updated - - -
دوست عزیز من همسه سال و نیم پیش دختری را تو دانشگاه دیدم و اول بیشتر از سر کنجکاوی باهاشون ارتباط گرفتم بعد ه فهمیدم بی نهایت عاشقمه...بخاطر اینکه ضربه نخوره باهاش ادامه دادم ولی متاسفانع علی رغم خیلی دعا و راز و نیاز نه تنها مشکلم باهاش حل نشد بلکه دو ماهی میشه قیدش رو زدم و در شرف طلاقیم. زیرا در زندگی با این خانم علی رغم شخصت والایی که داشت برام زجراور بود.هیچ وقت روابط جنسی درستی نداشتیم چون اساسا حالم از ریخت و هیکل و ناز و اداش بهم میخورد.خانواده فوق العاده بدبختی هم داشتند ولی ما از خانواده,های منتفذ هستیم.پدر و مادرم با این ازدواج مخالف نبودند چون دخترخوبی بود ولی متاسفانهما از دو منطقه دور کشور ازدواج کردیم.در کل زندگی تلخی بود و به شدت به افسردگی و خودارضایی و ...دچار شدن .الان که قیدشو زدم خیلی سرحالتر و هدف دار تر شده ام و تنها بابت این خودم را سرزنش مکنم چرا زودتر به داد خودم نرسیدم.طلاقش بده . این زندگی که همیشه شما حس برتری داشته باشید نزد خداوند مذموم و زشت است .نهایتا مجبور به جدایی میشوی اگر واقعا دلت به حالش میسوزه زودتر ازش جدا شو.در قران به صراحت امده که اگر ادامه زندگی مشکل .شد از هم جدا شید که خدا از فضل خود هر دو را بی نیاز میکند. اگر بتوانی یک ماهی به صورت موقت از ایشان جدا زندگی کنی خیلی تصمیم عاقلانه ای میگیری
- - - Updated - - -
دوست عزیز من همسه سال و نیم پیش دختری را تو دانشگاه دیدم و اول بیشتر از سر کنجکاوی باهاشون ارتباط گرفتم بعد ه فهمیدم بی نهایت عاشقمه...بخاطر اینکه ضربه نخوره باهاش ادامه دادم ولی متاسفانع علی رغم خیلی دعا و راز و نیاز نه تنها مشکلم باهاش حل نشد بلکه دو ماهی میشه قیدش رو زدم و در شرف طلاقیم. زیرا در زندگی با این خانم علی رغم شخصت والایی که داشت برام زجراور بود.هیچ وقت روابط جنسی درستی نداشتیم چون اساسا حالم از ریخت و هیکل و ناز و اداش بهم میخورد.خانواده فوق العاده بدبختی هم داشتند ولی ما از خانواده,های منتفذ هستیم.پدر و مادرم با این ازدواج مخالف نبودند چون دخترخوبی بود ولی متاسفانهما از دو منطقه دور کشور ازدواج کردیم.در کل زندگی تلخی بود و به شدت به افسردگی و خودارضایی و ...دچار شدن .الان که قیدشو زدم خیلی سرحالتر و هدف دار تر شده ام و تنها بابت این خودم را سرزنش مکنم چرا زودتر به داد خودم نرسیدم.طلاقش بده . این زندگی که همیشه شما حس برتری داشته باشید نزد خداوند مذموم و زشت است .نهایتا مجبور به جدایی میشوی اگر واقعا دلت به حالش میسوزه زودتر ازش جدا شو.در قران به صراحت امده که اگر ادامه زندگی مشکل .شد از هم جدا شید که خدا از فضل خود هر دو را بی نیاز میکند. اگر بتوانی یک ماهی به صورت موقت از ایشان جدا زندگی کنی خیلی تصمیم عاقلانه ای میگیری
- - - Updated - - -
دوست عزیز من همسه سال و نیم پیش دختری را تو دانشگاه دیدم و اول بیشتر از سر کنجکاوی باهاشون ارتباط گرفتم بعد ه فهمیدم بی نهایت عاشقمه...بخاطر اینکه ضربه نخوره باهاش ادامه دادم ولی متاسفانع علی رغم خیلی دعا و راز و نیاز نه تنها مشکلم باهاش حل نشد بلکه دو ماهی میشه قیدش رو زدم و در شرف طلاقیم. زیرا در زندگی با این خانم علی رغم شخصت والایی که داشت برام زجراور بود.هیچ وقت روابط جنسی درستی نداشتیم چون اساسا حالم از ریخت و هیکل و ناز و اداش بهم میخورد.خانواده فوق العاده بدبختی هم داشتند ولی ما از خانواده,های منتفذ هستیم.پدر و مادرم با این ازدواج مخالف نبودند چون دخترخوبی بود ولی متاسفانهما از دو منطقه دور کشور ازدواج کردیم.در کل زندگی تلخی بود و به شدت به افسردگی و خودارضایی و ...دچار شدن .الان که قیدشو زدم خیلی سرحالتر و هدف دار تر شده ام و تنها بابت این خودم را سرزنش مکنم چرا زودتر به داد خودم نرسیدم.طلاقش بده . این زندگی که همیشه شما حس برتری داشته باشید نزد خداوند مذموم و زشت است .نهایتا مجبور به جدایی میشوی اگر واقعا دلت به حالش میسوزه زودتر ازش جدا شو.در قران به صراحت امده که اگر ادامه زندگی مشکل .شد از هم جدا شید که خدا از فضل خود هر دو را بی نیاز میکند. اگر بتوانی یک ماهی به صورت موقت از ایشان جدا زندگی کنی خیلی تصمیم عاقلانه ای میگیری
- - - Updated - - -
ببخشید اشتباه تایپی زیاد داشت چون با موبایل کار میکنم سخته....ضمنا من ب افسردگی و خود ارضایی دچار شدم و هیچ برنامه مفیدی در طول زندگی با این خانم انجام ندادم. من اصلا توصیه نمیکنم حتی یک روز ادامه بدی.به نظرم ثواب که نداره هیچ گناه هم داره!تو در مقابل نفس زجرکشیده خودت هم مسوولی...شما دارید خود را توجیه میکنید .وقتی از ابتدا سر دلسوزی اومدی جلو هیچوقت لذتی نخواهی برد. دوستان هم نفسشون از جای گرم میاد بیرون.وقتی پیشش شب میخوابی از شدت ناراحتی نفست بند میاد چه سودی داره؟ شما حتی اگر می خواهید با مثبت اندیشی از این وضع خلاص بشی باید اول بصورت موقت این رابطه را به هم بزنی .تا مقدراری از روزمرگی بیرون بیایی بعد که مقداری احساساتت آرامتر شد با راز و نیاز از خدا بخواهی راه خوبی جلو پات قرار بده...من خودم نذر کردم اگر مهر و محبتی بینمون ایجاد بشه نمازامو اول وقت بخونم و گوسفندی نذر کنم اتفاقا شخصی هم که اصلا مشکل ما را نمیدانست فردای هنمان روز زنگ زد گفت خواب دیدم نذری کردی و قبول شده.خوب درسته که خدا ارحم الراحمینه ولی این راهش نیست که عمر خودت و اون خانم رو به امید فردا تلف کنی.الان مردانه جدا شو و حتی دنبال طلاق هم باش در عین حال از خداوند کمک بخوا بین تان مهر و محبت ایجاد بشه.چون با اوصافی که شما گفتید روابط شما دقیقا یخه.پس این روانشناسی کاری براتون نمیکنه .جدا شو فعلا خدا اگه خوش خواست براتون معجزه میکن
- - - Updated - - -
ببخشید اشتباه تایپی زیاد داشت چون با موبایل کار میکنم سخته....ضمنا من ب افسردگی و خود ارضایی دچار شدم و هیچ برنامه مفیدی در طول زندگی با این خانم انجام ندادم. من اصلا توصیه نمیکنم حتی یک روز ادامه بدی.به نظرم ثواب که نداره هیچ گناه هم داره!تو در مقابل نفس زجرکشیده خودت هم مسوولی...شما دارید خود را توجیه میکنید .وقتی از ابتدا سر دلسوزی اومدی جلو هیچوقت لذتی نخواهی برد. دوستان هم نفسشون از جای گرم میاد بیرون.وقتی پیشش شب میخوابی از شدت ناراحتی نفست بند میاد چه سودی داره؟ شما حتی اگر می خواهید با مثبت اندیشی از این وضع خلاص بشی باید اول بصورت موقت این رابطه را به هم بزنی .تا مقدراری از روزمرگی بیرون بیایی بعد که مقداری احساساتت آرامتر شد با راز و نیاز از خدا بخواهی راه خوبی جلو پات قرار بده...من خودم نذر کردم اگر مهر و محبتی بینمون ایجاد بشه نمازامو اول وقت بخونم و گوسفندی نذر کنم اتفاقا شخصی هم که اصلا مشکل ما را نمیدانست فردای هنمان روز زنگ زد گفت خواب دیدم نذری کردی و قبول شده.خوب درسته که خدا ارحم الراحمینه ولی این راهش نیست که عمر خودت و اون خانم رو به امید فردا تلف کنی.الان مردانه جدا شو و حتی دنبال طلاق هم باش در عین حال از خداوند کمک بخوا بین تان مهر و محبت ایجاد بشه.چون با اوصافی که شما گفتید روابط شما دقیقا یخه.پس این روانشناسی کاری براتون نمیکنه .جدا شو فعلا خدا اگه خوش خواست براتون معجزه میکن








علاقه مندی ها (Bookmarks)