به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 71
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الهام جان ، آقای sci همیشه میگفتن تلفن و اس ام اس راه مناسبی برای صحبت کردن نیست

    لطفا مجددا برو و تاپیک های مرتبط با رفتار جرات مندانه رو بخون عزیزم

    خانومی هیچ فرقی نمیکنه که الان برای جدایی اقدام کنی یا 3 ماهه دیگه، گلم لطفا تا عید صبر کن، اما یه صبر پویا داشته باش

    1) برای ارامش خودت از یه مشاور وقت بگیر و سعی کن حداقل یک ماه فقط روی خودت متمرکز بشی ( عزیزم چه توی این زندگی بمونی چه جدا بشی تو باید روحیه خودت رو تقویت کنی ، باید ارامشتو بیشتر کنی)

    2) مدتی شوهرتو رها کن، نه اینکه تماس نگیری یا اس ندی، عادی باش، در مورد مسائل روزمره حرف بزن، باهاش خونه باغ برو ، در مورد خانواده ها حرف نزن، اگه چیزی گفت سعی کن با ارامش بحثو عوض کنی، سعی کن وارد تعارض نشی، ازش انتظاری نداشته باش، سعی کن خیلی خیلی عادی باشی

    3) سعی کن کمتر اس بدی و کمتر زنگ بزنی، نه از روی دلخوری و قهر بلکه خودتو مشغول کن تا کمتر به شوهرت فکر کنی( باید سعی کنی وابستگی رو کم کنی عزیزم، چه با شوهرت چه بدون اون باید از دلتنگیهات و وابستگی هات کم کنی، تا اگر خدای نکرده جدا هم شدی کمتر از دوری ایشون اذیت بشی)

    4) به توصیه های سحر و del عزیز گوش کن، کسی که این راهو رفته بهتر میتونه کمکت کنه

    5) و در اخر وقتی خودت اروم شدی پیشنهاد میکنم عضو انجمن ازاد بشی و از مشاورای سایت مشاوره خصوصی بخوای و با یه مشاور حضوری هم مسائل مربوط به زندگی مشترکتو بررسی کن و از متخصص کار راهکار بگیر

    6) گلم پیشنهاد میکنم تمام تاپیکایی که اقای اس سی ای توش پست گذاشتن رو مطالعه کن ( تاپیک gelare ، غمگین، eghlima، لیلا موفق، بهار زندگی یا بهار شادی، she، و تاپیک خودم، بالهای صداقت و ... رو مطالعه کن، لطفا فقط پستای اقای اس سی ای رو بخون تا ببینی توی موقعیت های مختلف چطور باید عمل کنی)

    عزیز دلم ، برای طلاق و کشوندن مسئله به خانواده ها همیشه وقت هست

    3 ماه دیگه هم میتونی اقدام کنی، اما بهتره تمام تلاشتو جهت حفظ زندگیت انجام داده باشی

    مطمئن باش لازم بوده که تو وارد این زندگی بشی تا اونچه که بلد نبودی رو از طریق کسب مهارت های زندگی و افزایش اگاهی هات و عمل به اونها یاد بگیری و حتی شاید لازم باشه رابطه تو با خدا قوی تر کنی

    سلامت و شاد باشی

  2. کاربر روبرو از پست مفید setayesh92 تشکرکرده است .

    del (چهارشنبه 27 آذر 92)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما الان جوانید ، گذشت زمان خیلی ماجراها ایجاد میکنه ، بعضی ها میگن با پنبه سر میبره ، جوری که شما متوجه نمی شی ، ...

    موضوع شما نظرات مختلفی و متناقضی رو ایجاد کرده ، بعضی ها از تجربه خودشون میگن ، بعضی ها نظر میدن بدونه اینکه اطلاعات آکادمیکی از روانشناسی داشته باشن یا حتی مطالعه کرده باشن ، تا یک براورد صحیح از رفتار مرد و زن داشته باشه .

    من احساس میکنم در مورد مشکل شما ، این تناقض ها ممکنه باعث سردرگمی بیشتر شما بشه ، بنابر این شاید اگر شما نظراتی که با افکار و سلیقه خودتون هماهنگی بیشتری داره مطالعه کنید ، بهتر باشه .

  4. کاربر روبرو از پست مفید alireza35 تشکرکرده است .

    الهام20 (شنبه 23 آذر 92)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 12:28]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    300
    سطح
    5
    Points: 300, Level: 5
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الهام جان شما باید اولش این کارو نمیکردین واتاقتون رو طبقه پایین نمیبردین درسته ؟ ولی متاسفانه شما این کارو انجام دادین
    ولی اونطور که متوجه شدم همسر شما دیگه خونه ی شما نمیان پس این کار شما چه مزیتی میتونه داشته باشه ؟؟
    شوهر شما اون احساس امنیت و آرامش خاطر رو پیش شما داشته که خونه ی شما میومده و دوست داشته باشما باشه وشام بخوره وگرنه اگر می خواست میتونست همون بیرون بادوستاش هم شام بخوره در ضمن شما باید سعی کنی فعلا تا موقعی که نامزد هستین مشکلاتتون رو برطرف کنین حالا چه عجله ای داری که بری سر خونه زندگیت ؟ از کجا میدونی وقتی رفتین خونه ی خودتون اون احساس مسئولیت میکنه و مشکلاتتون برطرف میشه؟
    بهت گفتم یه مدت به خونوادت فکر نکن به خدا اینطوری خودت ناراحت میشی و عذاب میکشی . اینکه به پدرمادرت سلام بده یانه آیا از ارزش و بزرگی اونها کم میکنه؟
    گفتم تو باید با رفتارت کارهای نادرست اون رو بهش بفهمونی ؟و این به مرور زمان حل میشه تو که انتظار نداری همین حالا بیاد و مثل گذشته با اونا رفتار کنه عزیزم.
    خوب ببین همین الان به شوهرت زنگ بزن و بگو که دلت براش تنگ شده ودلت خیلی گرفته وبیاد تا تو رو بیرون ببره و بگردونه بعدش اونطوری که اون دوس داره آماده شو سوار ماشینش که شدی دستش رو بگیرخیلی گرم و با محبت باهاش حرف بزن و بهش بگو که چقدر برات با ارزشه وچقدر دوسش داری اصلا از مشکلاتت باهاش حرفی نزن و از خونواده ها هم همینطور هرچی که گفت با دقت و حوصله گوش بده و اصلا اعتراضی بهش نکن و سعی کن بیشتر شنونده باشی . بهش انرژی بده اصلا بهش غر نزن
    بهش بگو که عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده دوس دارم که بیشتر بهت نزدیک بشم......از اینکه بینمون یکم فاصله افتاده خیلی ناراحتم ..... حتی اگه تونستی باهاش شوخی کن و بخندونش سعی کن لحظات خوبی رو باهم داشته باشین......
    اگه از خونواده ها گفت یا چیزهایی گفت که بازم ناراحت شدی اصلا به روی خودت نیار و هیچی نگو
    موفق باشی

  6. کاربر روبرو از پست مفید sahra25 تشکرکرده است .

    الهام20 (شنبه 23 آذر 92)

  7. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh92 نمایش پست ها
    الهام جان ، آقای sci همیشه میگفتن تلفن و اس ام اس راه مناسبی برای صحبت کردن نیست

    لطفا مجددا برو و تاپیک های مرتبط با رفتار جرات مندانه رو بخون عزیزم

    خانومی هیچ فرقی نمیکنه که الان برای جدایی اقدام کنی یا 3 ماهه دیگه، گلم لطفا تا عید صبر کن، اما یه صبر پویا داشته باش
    فرق میکنه.الان من امادگی جدایی رو دارم.چون خیلی از هم دوریم.
    چون دارم با این احساس که من اصن فردی به اسم شوهرو ندارم تو زندگیم کنار میام.
    چون الان من ازادش گذاشتم باهام بدرفتاری کنه.
    چون 4ماهه در هفته سه ساعت بیشتر نمی بینمش.
    همه اینا کمک میکنه راحت تر با جدایی کنار بیام.
    میترسم نزدیکش شم و باز دل کندن برام سخت شه. دیگه ازش میترسم.

    1) برای ارامش خودت از یه مشاور وقت بگیر و سعی کن حداقل یک ماه فقط روی خودت متمرکز بشی ( عزیزم چه توی این زندگی بمونی چه جدا بشی تو باید روحیه خودت رو تقویت کنی ، باید ارامشتو بیشتر کنی)
    یه دونه مشاور بیشتر نداریم تو شهرمون.اونم تا حالا 5 6 بار رفتم پیشش ام هیچ تاثیری نداره

    2) مدتی شوهرتو رها کن، نه اینکه تماس نگیری یا اس ندی، عادی باش، در مورد مسائل روزمره حرف بزن، باهاش خونه باغ برو ، در مورد خانواده ها حرف نزن، اگه چیزی گفت سعی کن با ارامش بحثو عوض کنی، سعی کن وارد تعارض نشی، ازش انتظاری نداشته باش، سعی کن خیلی خیلی عادی باشی
    تقریبا خیلی وقته هیچ انتظاری ندارم ازش.اون رهاست.با خونوادش یه سره مهمونیه.با دوستاش بیرونه. و من حتی نمیدونم دقیقا کجاست.فقط از پنجره میبینم که شیک کرده و داره سوار ماشینش میشه و میره... انگار نه انگار ما زن و شوهریم.انگار نه انگار من تو زندگیش نیستم!!! ازین رهاتر یعنی چیکار کنم؟؟؟

    در ضمن.گفته دیگه منو نمیبره خونه باغ. همیشه جمعه ها میرفتیم.این جمعه حتی بهم زنگم نزد.چه برسه خونه باغ.میگین چیکار کنم؟؟!!

    3) سعی کن کمتر اس بدی و کمتر زنگ بزنی، نه از روی دلخوری و قهر بلکه خودتو مشغول کن تا کمتر به شوهرت فکر کنی( باید سعی کنی وابستگی رو کم کنی عزیزم، چه با شوهرت چه بدون اون باید از دلتنگیهات و وابستگی هات کم کنی، تا اگر خدای نکرده جدا هم شدی کمتر از دوری ایشون اذیت بشی)
    به جز دیشب که اس دادم بیا بریم بیرون و نیومد یادم نمیاد دیگه مزاحمش شده باشم!!!

    4) به توصیه های سحر و del عزیز گوش کن، کسی که این راهو رفته بهتر میتونه کمکت کنه

    5) و در اخر وقتی خودت اروم شدی پیشنهاد میکنم عضو انجمن ازاد بشی و از مشاورای سایت مشاوره خصوصی بخوای و با یه مشاور حضوری هم مسائل مربوط به زندگی مشترکتو بررسی کن و از متخصص کار راهکار بگیر
    حتما.حتما.این اخرین راهیه که برام مونده
    6) گلم پیشنهاد میکنم تمام تاپیکایی که اقای اس سی ای توش پست گذاشتن رو مطالعه کن ( تاپیک gelare ، غمگین، eghlima، لیلا موفق، بهار زندگی یا بهار شادی، she، و تاپیک خودم، بالهای صداقت و ... رو مطالعه کن، لطفا فقط پستای اقای اس سی ای رو بخون تا ببینی توی موقعیت های مختلف چطور باید عمل کنی)
    چشم.چشم.خیلی هاش رو خوندم.خیلی هاش رو دارم میخونم.

    عزیز دلم ، برای طلاق و کشوندن مسئله به خانواده ها همیشه وقت هست

    3 ماه دیگه هم میتونی اقدام کنی، اما بهتره تمام تلاشتو جهت حفظ زندگیت انجام داده باشی
    دست و بالم بسته س.چی دارم که بهش چنگ بزنم و تلاش کنم؟ این زندگی کاملا از کنترل من خارج.و متاسفانه چون شوهرم و مادرش عاشق این موقعیت ند هیچ جوری نمیذارن واسه ترمیمش قدم وردارم.
    عاشق این سبک زندگی شدن.اااازززااااد و رررهههاا.بدون زن.بدون خونواده زن.فقط یه اسم ازم مونده روش.


    مطمئن باش لازم بوده که تو وارد این زندگی بشی تا اونچه که بلد نبودی رو از طریق کسب مهارت های زندگی و افزایش اگاهی هات و عمل به اونها یاد بگیری و حتی شاید لازم باشه رابطه تو با خدا قوی تر کنی

    سلامت و شاد باشی
    ممنونم.ممنونم که وقت مگذاشتی



    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahra25 نمایش پست ها
    الهام جان شما باید اولش این کارو نمیکردین واتاقتون رو طبقه پایین نمیبردین درسته ؟ ولی متاسفانه شما این کارو انجام دادین
    ماهی رو هروقت از اب بگیری تازه س
    ولی اونطور که متوجه شدم همسر شما دیگه خونه ی شما نمیان پس این کار شما چه مزیتی میتونه داشته باشه ؟؟
    دقیقا.وسه چی خودمو از خونوادم جدا کنم برم تو یه اتاق تو یه واحد خای جا شم؟؟ اونم هروقت خواس بیاد بیا همین بالا.مثه بقیه دومادا.
    شوهر شما اون احساس امنیت و آرامش خاطر رو پیش شما داشته که خونه ی شما میومده و دوست داشته باشما باشه وشام بخوره وگرنه اگر می خواست میتونست همون بیرون بادوستاش هم شام بخوره
    اره.اما شده بودم اسباب بازیش.هیچ وقت به خاطر با من بودن از کاری نمیگذشت.فقط هرجا وقت اضافه میاورد یاد من میوفتاد.
    در ضمن پدر و مادرم ناراحت میشدن وقتی نصف شب میومد خونمون.
    یا اینکه هیچ وقت زنگ در رو نمیزد.میگفت نمیخوام از تو ایفون ببیننم وقتی ازهم خوشمون نمیاد!!!!!!!!!!!تک میزد بیا دررو باز کن.

    در ضمن شما باید سعی کنی فعلا تا موقعی که نامزد هستین مشکلاتتون رو برطرف کنین حالا چه عجله ای داری که بری سر خونه زندگیت ؟ از کجا میدونی وقتی رفتین خونه ی خودتون اون احساس مسئولیت میکنه و مشکلاتتون برطرف میشه؟
    من عجله ای ندارم. شایدم اصن نرفتیم خونمون(به احتمال زیاد)
    بهت گفتم یه مدت به خونوادت فکر نکن به خدا اینطوری خودت ناراحت میشی و عذاب میکشی . اینکه به پدرمادرت سلام بده یانه آیا از ارزش و بزرگی اونها کم میکنه؟
    نه.فقط منو جلو خونوادم سرشکسته میکنه
    گفتم تو باید با رفتارت کارهای نادرست اون رو بهش بفهمونی ؟و این به مرور زمان حل میشه تو که انتظار نداری همین حالا بیاد و مثل گذشته با اونا رفتار کنه عزیزم.
    خوب ببین همین الان به شوهرت زنگ بزن و بگو که دلت براش تنگ شده ودلت خیلی گرفته وبیاد تا تو رو بیرون ببره و بگردونه بعدش...
    دیشب اس ام اس دادم.
    دیروز حتی یه زنگ بهم نزد.خودم شب بهش اس ام اس دادم " میای بریم بیرون؟دلم خیلی تنگ شده".
    اخر شب ساعت یک اس ام اسمو جواب داده: " شرمنده رفته بودم (...) رو ببینم(خواهرزادشو).اگه میخوای بیا الان بریم!!! " : ساعت 1نصف شب!!!

    بهشم گفتم ازت ناراحت شدم حتی یه خبرمو نمیگیری این روزا.
    ولی انگار نه انگار!! فقط گفت: شرمنده.

    امشب باز دیدم داره میره بیرون واسه خودش و کلی هم خوش تیپ کرده.اگه دلش میخواست میگفت بیا امشب بریم!! سرش شلوغه
    اونطوری که اون دوس داره آماده شو سوار ماشینش که شدی دستش رو بگیرخیلی گرم و با محبت باهاش حرف بزن و بهش بگو که چقدر برات با ارزشه وچقدر دوسش داری اصلا از مشکلاتت باهاش حرفی نزن و از خونواده ها هم همینطور هرچی که گفت با دقت و حوصله گوش بده و اصلا اعتراضی بهش نکن و سعی کن بیشتر شنونده باشی . بهش انرژی بده اصلا بهش غر نزن
    بهش بگو که عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده دوس دارم که بیشتر بهت نزدیک بشم......از اینکه بینمون یکم فاصله افتاده خیلی ناراحتم ..... حتی اگه تونستی باهاش شوخی کن و بخندونش سعی کن لحظات خوبی رو باهم داشته باشین......
    اگه از خونواده ها گفت یا چیزهایی گفت که بازم ناراحت شدی اصلا به روی خودت نیار و هیچی نگو
    چقد این کار سخته.اخه من که سنگ و چوب نیستم از هیجی ناراحت نشم.که ناراحتیمو بخورم. ولی چشم.سعیمو میکنم.
    موفق باشی
    ممنونم عزیزم

    - - - Updated - - -

    اقای علیرضا؟؟
    این همه خطرناکه من خیانت کنم و همه اینکار و بد میدونن و نگرانمن.اگه اون خیانت کنه چی؟؟
    الان از کجا معلوم با کسه دیگه ای نیس؟؟؟
    من از کجا باید بفهمم؟
    نه گوشیشو میده دستم که چک کنم.
    نه خودش هست که از رفتارش بفهمم.
    یعنی اگه الان بره با یکی زیر یه سقف زندگی کنه هم من نمیفهمم/

    ددد خب پس من چیکاره م؟؟
    نه منو با خودش جایی میبره.
    نه با من جایی میاد.
    نه میدونم کجا میره.
    همه ش تنهام.همه جا بدون شوهرممم.همه جا اویزون مامان بابامم.

    بدم میاد از دلسوزیه مردم.بدم میاد دایی م و زنش هرجا میرن ز میزنن به مامانم : بگو الهام حاضر شه بیاد بریم با ما دلش تنگ نشه.
    مگه من شوهرم مرده؟؟؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط paria_22 نمایش پست ها

    1- اين آقا چه هدفي از همسري با شما دارد؟ و ميخواهد با ازدواج به كجا برسد؟
    نظرتون چیه این سوالو ازش بپرسم؟؟
    اخه هیچ جوابی ندارم براش.
    دوست دارم ببینم منظورش از ازدواج چی بوده؟؟
    تو ذهنش چه تصویری از اینده و زندگی با من داره؟؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza35 نمایش پست ها
    الهام خانم ، رشته دانشگاهی شما چیه؟

    .
    راستی داشتم پستارو میخوندم دیدم اینو ج دادم.
    من "مهندسی صنایع " میخونم.

  8. کاربر روبرو از پست مفید الهام20 تشکرکرده است .

    sahra25 (یکشنبه 24 آذر 92)

  9. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام20 نمایش پست ها


    اقای علیرضا؟؟
    این همه خطرناکه من خیانت کنم و همه اینکار و بد میدونن و نگرانمن.اگه اون خیانت کنه چی؟؟
    الان از کجا معلوم با کسه دیگه ای نیس؟؟؟
    من از کجا باید بفهمم؟
    نه گوشیشو میده دستم که چک کنم.
    نه خودش هست که از رفتارش بفهمم.
    یعنی اگه الان بره با یکی زیر یه سقف زندگی کنه هم من نمیفهمم
    شایدم الان عضو گروه القاعدست ؟!

    این که گوشیش دست شما نیست دلیلی بر بد بینی شما نیست

    این که پیش شما نیست دلیلی بر با یکی دیگه بودنش نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام20 نمایش پست ها


    ددد خب پس من چیکاره م؟؟
    نه منو با خودش جایی میبره.
    نه با من جایی میاد.
    نه میدونم کجا میره.
    همه ش تنهام.همه جا بدون شوهرممم.همه جا اویزون مامان بابامم.
    این بخش رو کاملا حق رو به شما میدم

    اصلا یه شوهر چجور میتونه برای 24 ساعت کامل همسرش رو نبینه ؟

    ازدواج به نظر من قبول کردن یه مسئولیت سنگین برای رسیدن به یه همراه و همصحبت و همراز و .... است

    هر دو اصل در مورد این آقا صادق نیست {چون فعلا نه فعلا زیر مسئولیت سنگینی رفتن نه پیش شما هستن }

  10. 2 کاربر از پست مفید farshidnaji تشکرکرده اند .

    sahra25 (یکشنبه 24 آذر 92), الهام20 (یکشنبه 24 آذر 92)

  11. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اقای علیرضا؟؟
    این همه خطرناکه من خیانت کنم و همه اینکار و بد میدونن و نگرانمن.اگه اون خیانت کنه چی؟؟
    الان از کجا معلوم با کسه دیگه ای نیس؟؟؟
    من از کجا باید بفهمم؟
    نه گوشیشو میده دستم که چک کنم.
    نه خودش هست که از رفتارش بفهمم.
    یعنی اگه الان بره با یکی زیر یه سقف زندگی کنه هم من نمیفهمم/

    ددد خب پس من چیکاره م؟؟
    نه منو با خودش جایی میبره.
    نه با من جایی میاد.
    نه میدونم کجا میره.
    همه ش تنهام.همه جا بدون شوهرممم.همه جا اویزون مامان بابامم.

    بدم میاد از دلسوزیه مردم.بدم میاد دایی م و زنش هرجا میرن ز میزنن به مامانم : بگو الهام حاضر شه بیاد بریم با ما دلش تنگ نشه.
    مگه من شوهرم مرده؟؟؟
    ============================================

    بله اگه از سمت شما باشه خیلی خطرناک تره ، تعجب میکنم شما این سوال رو میپرسی ؟ ، مگه شما تا الان خارج از کشور زندگی میکردین و از قوانین خبر ندارید؟ ایشون میتونن کسی دیگه رو صیغه کنن بدونه اجازه شما و قانونی هم هست اما شما نمیتونی با کسی دیگه باشی جرمه و از نظر عرف جامعه نابخشودنی. شما دیگه اون جریان خونه باغ رو هم چون زیاد استفاده کردید و هروقت ایشون خاسته انجام شده ، دیگه شاید برای یک مدت کم اثر شده باشه ،،،
    من در موضوع نوع رفتار شما با نامزدتون سعی میکنم اظهارنظر نکنم با این هدف که حداقل شما کمتر سردرگم بشید ،،،، اما در مورد شخص خودتون ، نظر من رو میدونید ،اضافه بر این که آرمان گرایی و مقابله به مثل رو هم فراموش کنید و خودتون رو متعادل نگه دارید. این فعلا برای شما ضرورت داره.

  12. کاربر روبرو از پست مفید alireza35 تشکرکرده است .

    الهام20 (یکشنبه 24 آذر 92)

  13. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    خب اصن یه راه بگین لااقل بفهمم داره خیانت میکنه یا نه؟؟
    مگه میشه ادمی که برای اون خونه باغ لعنتی اونجوری هول بود و هفته ای یه بار کم بود واسش و...
    حالا اینجوری بکشه کنار؟؟
    ساکته ساکت!!! الان دوهفته شده!! اصن ازون بعیده.حتی اگه نمیخواس بریم یا نمیشد غرغرشو میکرد واسم.یا اینکه میرفت تو خودش.خلاصه خیلی روش اثر میذاشت و من تاثیرشو میدیدم به وضوح.
    اما الان چی؟؟ اصنم ناراحت نیس.خیلی هم شاد و شنگوله!!!

    من به حس ششمم شک ندارم.میشناسمش. یه چیزی هست.میدونم

    من با عرفه جامعه کار ندارم.من میخوام ازون مطمین شم.شاید نخوام با همچین ادمی زندگی کنم بر خلاف عرفه جامعه که بد نمیدونه!!

    - - - Updated - - -

    1.د.ر ضمن دایی شم خیلی راحت به زنش خیانت میکنه.پس زیادم بد نیس تو خونوادشون!
    2.خودشم بارها منو به این جریان تهدید کرده و واقعا هم اولین راه حلی که ذهنش میرسه تو این موارد همینه.
    3.دوستای خوبیم نداره.میدونم با یه تلفن هزار تا ادم اهلشو واسش جور میکنن.

    اه.همین یکیو کم داشتم فقط.
    راس میگن از هرچی میترسی سرت میاد
    ویرایش توسط الهام20 : یکشنبه 24 آذر 92 در ساعت 01:08

  14. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    این مشکل موبایل مختص شما نیست خیلی ها این مشکل رو دارن

    نمی دونم بعضی پسرا چطور موبایلشون رو به همسرشون میدن

    به نظرم مسخرست

    همین چیزا باعث میشه حدی غیر منصفانه برای صمیمیت بین 2 نفر ایجاد بشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام20 نمایش پست ها
    خب اصن یه راه بگین لااقل بفهمم داره خیانت میکنه یا نه؟؟
    مگه میشه ادمی که برای اون خونه باغ لعنتی اونجوری هول بود و هفته ای یه بار کم بود واسش و...
    حالا اینجوری بکشه کنار؟؟
    ساکته ساکت!!! الان دوهفته شده!! اصن ازون بعیده.حتی اگه نمیخواس بریم یا نمیشد غرغرشو میکرد واسم.یا اینکه میرفت تو خودش.خلاصه خیلی روش اثر میذاشت و من تاثیرشو میدیدم به وضوح.
    اما الان چی؟؟ اصنم ناراحت نیس.خیلی هم شاد و شنگوله!!!

    من به حس ششمم شک ندارم.میشناسمش. یه چیزی هست.میدونم

    من با عرفه جامعه کار ندارم.من میخوام ازون مطمین شم.شاید نخوام با همچین ادمی زندگی کنم بر خلاف عرفه جامعه که بد نمیدونه!!

    - - - Updated - - -

    1.د.ر ضمن دایی شم خیلی راحت به زنش خیانت میکنه.پس زیادم بد نیس تو خونوادشون!
    2.خودشم بارها منو به این جریان تهدید کرده و واقعا هم اولین راه حلی که ذهنش میرسه تو این موارد همینه.
    3.دوستای خوبیم نداره.میدونم با یه تلفن هزار تا ادم اهلشو واسش جور میکنن.

    اه.همین یکیو کم داشتم فقط.
    راس میگن از هرچی میترسی سرت میاد
    آخه آدم اولاش هول هست و ندید بدید

    بعد ها دیگه اون عقده و ... نیست

    الان من خودم تو کف یه رابطه جنسی حلالم

    و قطعا بعد از چندین رابطه دیگه اون جذابیت اول رو برام نخواهد داشت

    ========

    یه چیزی که کمی آزاردهندست در حالت کلی همیشه نیاز جنسی یه لطف از طرف دختر حساب میشه و پسر باید منت دختر رو بکشه

    من واقعا برام جای سوال هست - مگه دختر نیاز جنسی اصلا نداره ؟

    خود شما هیچ لذتی نمی بردی از این رابطه ؟

    پس چرا بعضی از دوستان استفاده از این رابطه به عنوان اهرم فشار به شما پیشنهاد میدن ؟

  15. 2 کاربر از پست مفید farshidnaji تشکرکرده اند .

    sahra25 (یکشنبه 24 آذر 92), الهام20 (یکشنبه 24 آذر 92)

  16. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر هم بفهمی خیانت میکنه کار خاصی از دستت بر نمیاد ، اگر این موضوع برای شما خیلی خیلی حیاتی و مهم تعیین کننده نامزدیتون هست ، میتونی ازش بخواهی که مردونه و واقعی یا فقط با شما باشه یا تموم کنه و شما رو سرکار نزاره.

  17. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshidnaji نمایش پست ها
    این مشکل موبایل مختص شما نیست خیلی ها این مشکل رو دارن

    نمی دونم بعضی پسرا چطور موبایلشون رو به همسرشون میدن

    به نظرم مسخرست

    همین چیزا باعث میشه حدی غیر منصفانه برای صمیمیت بین 2 نفر ایجاد بشه
    منظورم نمیدن بود

  18. کاربر روبرو از پست مفید farshidnaji تشکرکرده است .

    الهام20 (یکشنبه 24 آذر 92)


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.