الهام جان ، آقای sci همیشه میگفتن تلفن و اس ام اس راه مناسبی برای صحبت کردن نیست
لطفا مجددا برو و تاپیک های مرتبط با رفتار جرات مندانه رو بخون عزیزم
خانومی هیچ فرقی نمیکنه که الان برای جدایی اقدام کنی یا 3 ماهه دیگه، گلم لطفا تا عید صبر کن، اما یه صبر پویا داشته باش
فرق میکنه.الان من امادگی جدایی رو دارم.چون خیلی از هم دوریم.
چون دارم با این احساس که من اصن فردی به اسم شوهرو ندارم تو زندگیم کنار میام.
چون الان من ازادش گذاشتم باهام بدرفتاری کنه.
چون 4ماهه در هفته سه ساعت بیشتر نمی بینمش.
همه اینا کمک میکنه راحت تر با جدایی کنار بیام.
میترسم نزدیکش شم و باز دل کندن برام سخت شه. دیگه ازش میترسم.
1) برای
ارامش خودت از یه مشاور وقت بگیر و سعی کن حداقل یک ماه فقط روی خودت متمرکز بشی ( عزیزم چه توی این زندگی بمونی چه جدا بشی تو باید روحیه خودت رو تقویت کنی ، باید ارامشتو بیشتر کنی)
یه دونه مشاور بیشتر نداریم تو شهرمون.اونم تا حالا 5 6 بار رفتم پیشش ام هیچ تاثیری نداره
2) مدتی شوهرتو
رها کن، نه اینکه تماس نگیری یا اس ندی، عادی باش، در مورد مسائل روزمره حرف بزن، باهاش خونه باغ برو ،
در مورد خانواده ها حرف نزن، اگه چیزی گفت سعی کن با ارامش بحثو عوض کنی، سعی کن وارد تعارض نشی،
ازش انتظاری نداشته باش، سعی کن خیلی خیلی عادی باشی
تقریبا خیلی وقته هیچ انتظاری ندارم ازش.اون رهاست.با خونوادش یه سره مهمونیه.با دوستاش بیرونه. و من حتی نمیدونم دقیقا کجاست.فقط از پنجره میبینم که شیک کرده و داره سوار ماشینش میشه و میره... انگار نه انگار ما زن و شوهریم.انگار نه انگار من تو زندگیش نیستم!!! ازین رهاتر یعنی چیکار کنم؟؟؟
در ضمن.گفته دیگه منو نمیبره خونه باغ. همیشه جمعه ها میرفتیم.این جمعه حتی بهم زنگم نزد.چه برسه خونه باغ.میگین چیکار کنم؟؟!!
3) سعی کن کمتر اس بدی و کمتر زنگ بزنی، نه از روی دلخوری و قهر بلکه خودتو مشغول کن تا کمتر به شوهرت فکر کنی( باید سعی کنی وابستگی رو کم کنی عزیزم، چه با شوهرت چه بدون اون باید از دلتنگیهات و وابستگی هات کم کنی، تا اگر خدای نکرده جدا هم شدی کمتر از دوری ایشون اذیت بشی)
به جز دیشب که اس دادم بیا بریم بیرون و نیومد یادم نمیاد دیگه مزاحمش شده باشم!!!
4) به توصیه های
سحر و del عزیز گوش کن، کسی که این راهو رفته بهتر میتونه کمکت کنه
5) و در اخر وقتی خودت اروم شدی پیشنهاد میکنم عضو انجمن ازاد بشی و از مشاورای سایت مشاوره خصوصی بخوای و با یه مشاور حضوری هم مسائل مربوط به زندگی مشترکتو بررسی کن و
از متخصص کار راهکار بگیر
حتما.حتما.این اخرین راهیه که برام مونده
6) گلم پیشنهاد میکنم تمام تاپیکایی که اقای اس سی ای توش پست گذاشتن رو مطالعه کن ( تاپیک gelare ، غمگین، eghlima، لیلا موفق، بهار زندگی یا بهار شادی، she، و تاپیک خودم، بالهای صداقت و ... رو مطالعه کن، لطفا فقط پستای اقای اس سی ای رو بخون تا ببینی توی موقعیت های مختلف چطور باید عمل کنی)
چشم.چشم.خیلی هاش رو خوندم.خیلی هاش رو دارم میخونم.
عزیز دلم ، برای طلاق و کشوندن مسئله به خانواده ها همیشه وقت هست
3 ماه دیگه هم میتونی اقدام کنی، اما بهتره تمام تلاشتو جهت
حفظ زندگیت انجام داده باشی
دست و بالم بسته س.چی دارم که بهش چنگ بزنم و تلاش کنم؟ این زندگی کاملا از کنترل من خارج.و متاسفانه چون شوهرم و مادرش عاشق این موقعیت ند هیچ جوری نمیذارن واسه ترمیمش قدم وردارم.
عاشق این سبک زندگی شدن.اااازززااااد و رررهههاا.بدون زن.بدون خونواده زن.فقط یه اسم ازم مونده روش.
مطمئن باش لازم بوده که تو وارد این زندگی بشی تا اونچه که بلد نبودی رو از طریق
کسب مهارت های زندگی و افزایش اگاهی هات و عمل به اونها یاد بگیری و حتی شاید لازم باشه
رابطه تو با خدا قوی تر کنی
سلامت و شاد باشی

علاقه مندی ها (Bookmarks)