سلام عزیزم
ممنون که جواب دادین
بگه بریم روانپزشک شوهرش میگه من خودم همه چیزرو میدونم خودم روانپزشکم. چون قبلا پیشنهاد دادیم اما در جواب اینطوری میگه.
شرایط طلاق رو نداره چون جایی رو نداره که بعد طلاق اونجا باشه
اینم بگم دختر خاله ام زندگی اش رو دوست داره و اصلا حاضر نیست از دستش بده و شوهرش رو گاهی دوست داره.
من تازگی ها که با هم بودیم خیلی صحبت کردیم و متوجه شدم مشکلاتش تا این حد وخیمه وگرنه قبلا فقط در حد بدبینی هاش و دست به زنش در جریان بودم اما نمی دونستم دیگه تا این حد
تازگی ها داره از زندگی اش تعریف میکنه حتی از زمان دوران نامزدی اش .
اینم بگم که یک مزاحم تلفنی می تونه زندگی شون رو تبدیل به جهنم بکنه. ومتاسفانه همیشه با این مشکلات درگیره و شوهرش حتی یک تماس اشتباهی رو هم پیگیری میکنه و میره از مخابرات مشخصات طرف رو درمیاره و زنگ و ... و من موندم دختر خاله ام چطوری میتونه تحمل کنه. به نظرم عادت کرده من که به مشکلاتشون فکر می کنم کم می مونه دیوونه بشم البته دختر خاله ام هم همیشه می گه کاش بمیرم
البته اینم بگم که پدر شوهرش در دوران جوانی اش مادرشوهرش رو تا حد... میزده.به نظرم دست به زنش درمان نداره چون ارثی و ریشه در کودکی داره.
واقعا آدم می مونه تو این جور زندگی ها چیکار کنه.
البته به نظرم چون شوهرش میدونه بی کس و کاره تا این حد پررو شده![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)