ببینید همین الان هم کمابیش توجه آدم ها به من جلب میشه، مساله اینه که آدمی که بتونم اون رو سکاندار زندگیتصور کنم و به دلم بشینه بینشون نیست چون دایره انتخابم خیلی محدوده
وگرنه از همکلاسی و همسایه و پسر آشناها و همکاران خانواده و حتی بیمارهام!! خواستگار داشتم، در حد معمول بوده اما حتی اونایی که من شرایطشون رو قبول دارم به من می گن شرایط شما خاصه
از همکارای خودم که میان عقاید و طرز نگرششون به زندگی رو نمی پسندم، با بقیه هم فکر می کنم سر درآمد و ساعت و نوع کار و ... به مشکل بر بخوریم
دوست داشتم از همکارای خودم موارد بیشتری بودن ولی اکثر آقایان همکار سن خیلی بالاتری دارند و متاهلند








تصور کنم و به دلم بشینه بینشون نیست چون دایره انتخابم خیلی محدوده

علاقه مندی ها (Bookmarks)