
نوشته اصلی توسط
yektaa2013
انتخاب همسرم که خيلى ناشيانه ست اما بخدا سطحى نگرفتم کم کم درمورد مشاوره حضوری بهش ميگم و ميرم و ميدونمم مياد ميدونم شما بدمو نميخواين
ديروز زنگ زدم صدای مشاور. ى خانوم بود کل ماجرا رو بهش گفتم گفت که اگه بخشيديش پس ديگه کش نده بهش گفتم که من نمىيتونم چشمو رو همچين چيزى ببندم گفت اگه حتى طرف مقابلش پسر هم باشه چيز معمولى نيست گفت حتما بريد مشاوره حضوری گفت اگه خودت مشکلى نميبينى نرو پيش مشاور گفتم اگه برم پيش مشاور و همونى نباشه که ميخوام چى گفت اگه اينو الان بفهمى خيلى بهتره تا بچه داشته باشى و بفهمى گفت من نميگم شوهر شما مشکل دارخه گفتم والا چى بگم اخلاقش خيلى خوبه گفت اون خوبه شاید تو بد باشى گفت بعضیها هىتن که خوبن ولى اخلاق ماست که با اونا سازگاری نداره. تصمیمم واسه رفتن پيش مشاور جديه و حتما هم ميرم دعا کنید بگگه خوبه و مت دارم زيادى سخت ميگيرم ولى هيچکس نظر خوبی درباره ش نداره خودمومو نابود کردم من ديگه هيچى واسه از دست دادن ندارم بيخيال دنيا بذار هرکارى دلش ميخواد سرم دربياره اخرش که چى? ميره با ى زن ديگه بذار بره بهش گفتم گفتم برى با يکى ديگه اصلا مهم نيست من مشکلى تو خودم نميبينم اونى که مشکل داره تويى نه من تويى که ى نفر واست کنه اما تو واسه هفت پشت من کافى هستى
بحمدالله از نظر ظاهر هيچى کم ندارم هم خوشکلم هم خوش قيافه م با اينکه شوهر کردم خيلى ها دوست دارن با من باشن تا پا ميذارم بيرون همه نگام ميکنن پس بذارید بره اگه اونى که ميخواد باهاش باشه از من بهتره خب همون بهتر که بره. مغرور نيستم حقيقتو گفتم چيزيه که همه ميگن و گفتن
علاقه مندی ها (Bookmarks)