اخه نمیشه گناه داره چی بگم بهش اون امید داره . خانواده ها هم یه نمی تونن قبول کنن . کلا نمیشه بهش گفت چند بار تو دعوا بهش گفتم ولی جدی نگرفت حتی 1 هفته قبل عروسیم بهشون گفتم طی یگ دعوایی که بهونه ی خودم بود ولی خانواده من اون امدن مثلا درست کردن اونم به گریه افتاد .کلا هیچکسی جدی نگرفت خودشم خیلی تلاش میکنه این زندگی رو نگه داره. خلاصه تو بد موقعیتی ام . خیلی فکر کردم. تنها مردن یکی از ما دو نفر میتونه چاره باشه تو ماشین یا یه جاهایی خدا خدا میکنم تصادف بشه یه اتفاقی بیفته.









علاقه مندی ها (Bookmarks)