فقط یک چاره برای این مشکل وجود داره: پذیرش!
پذیرش اونچه که هستی! همینه که هست! قیافه من اینه. آره من زشتم! اصلا به کسی چه مربوط!
تا وقتی که نپذیری همینیه که هستی مرتب عذاب میکشی. مقایسه می کنی حسادت می کنی و ... .
دوره لیسانسم دوستی داشتم که اصلا خوشکل نبود. حتی معمولی هم نبود. بین بچه های خوابگاه محبوبیت زیادی داشت. بهم میگفت من چون می دونم خوشکل نیستم باید از روشهای دیگه توی دل بقیه جا کنم. کتاب می خوند و حرفهای قلنبه سلنبه می زد... منم واقعا دوستش داشتم. حتی یکسری اخلاقهای بد خودمو کمک کرد رفع کردم... اما...
سالها بعد این دختر تغییر رویه داد. رفت توی خط تیپ زدن و ارتباط با پسرها. همیشه کسی بود که در زیبایی ازش پیشی می گرفت. خودشو باخت. ابروهاشو تاتو کرد و کلی آرایشهای عجیب غریب کرد... دیگه دلنشین نبود. خواهان نداشت. خودشم دیگه آرامش نداشت و البته نمی فهمید اینها از کجا آب خورده. انقدر بد شد و بد شد که منم باهاش کات کردم و دو سه سالی هست ازش خبر ندارم...
اینو گفتم که بدونی اگر خودت رو همونجور که هستی بپذیری موفقتر میشی. لازم نیست و حتی امکان هم نداره همه آدمها از ما خوششون بیاد و مارو دوست داشته باشند. گوهرشناس گوهر رو پیدا می کنه، به شرط اینکه واقعا گوهری در وجودت بسازی.
من یک شعاری برای خودم دارم که خیلی جاها کمکم کرده:
اگر چیزی رو خدا به من داده حتما لازمش داشتم که داده و اگر نداده حتما نیازی بهش نبوده.
تو هم قطعا اونقدر توانایی داری که نیاز نداشته باشی شبیه هنرپیشه های تلویزیونی باشی.
در مورد جنس مخالف هم نگران نباش. معیارهای زیبایی اونها با ما دخترها فرق می کنه. گاهی به دخترهایی میگن خوشکل که می مونم!
اصل جذابیت، خاص بودن و منحصربفرد بودنه. کمیابی!
اگر ژاله هر قطره ای در شدی
چو خرمهره بازار از او پر شدی!








علاقه مندی ها (Bookmarks)