
نوشته اصلی توسط
yektaa2013
بهش گفتم تو خودتو بذار جاى من اگه همچين پيامى رو از من ميديدى چه عکس العملی نشون ميدادى گفت حقيقت رو ازت ميپرسيدم گفتم حالا من ازت ميپرسيدم و تو بگو. قسم پير و پيغمبر که دوستمه و ما شوخی هاى از اين بدتر هم با هم داریم و تو دارى از کاه کوه ميسازى گفتم اون تويى که دارى از کوه کاه ميسازى بعد مامانش زنگ زد و گريه کرد گفت تو عروس منى و خدا ميدونه چقد دوستت داريم و اگه پسرم از اين کارا کنه خودم گوششو ميپيچونم. مامانش خداييش خيلى زن خوب و محترميه دلم نيومد بهش نه بگم . اما به نامزدم گفتم اگه ديدم ازت طلاق ميگيرم. ميگه تو دوستم ندارب هيچ احساسى ندارى ميگه اگه دوستم داشته باشى نميگى طلاق گفتم پ بذارم تو هر کارى سرم در بيارى. خيلى بهم وابسته شده ى لحظه نميتونه دور شه ازم خيلى دوستم داشک هامو تقریبا برطرف کرده
علاقه مندی ها (Bookmarks)