به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    سلام به تالار همدردی خوش امدی
    خدا پدرتان را بیامرزد و قرین رحمت کند

    آرام باش ، با آرامش و رفتار سنجیده ات می توانی این مشکل را مدیریت کنید

    طبق آنچه شما عنوان کرده اید

    اینکه ، اون آقا ، فرد نادرستی هستند ، و داره از احساسات مادرتون در جهت رفع امیال خودش استفاده می کند

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملیکا 69 نمایش پست ها

    حدود 1 ماه هست که متوجه ارتباط مادرم (حدود 48 سالشه ) با مردی زن و بچه دار که حدود 55 تا 60 سالشه و عادت به صیغه کردن زنهای متعدد داره شدم


    و اینکه مادرتون ، خودش رو در این مورد ، بر حق می داند ، یعنی به عبارتی ، ترس و قبحی در ادامه این رابطه نمی داند


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملیکا 69 نمایش پست ها

    مادرم حق خودش میدونه !!!

    و اینکه مادرتون ، فردی مذهبی هست

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملیکا 69 نمایش پست ها


    ولی من 90 در صد مطمئنم که صیغه صورت گرفته چون مادرم آدم معتقد و نماز خونی هست
    من راهکارهایی رو از مدیر با کمی تلخیص برای شما می نویسم ، تا خود مدیر همدردی به تاپیکتون سر بزند



    ================

    شما با تهدید و یا قهر و دعوا نمی توانید ، مانع این ارتباط بشوید ، خصوصا اینکه حرمت های بین مادر و فرزند هم شکسته می شود
    درسته که مادرتون حق انتخاب دارد
    درسته که شما نمی بایست وارد حریم خصوصی مادرتون می شدید و در موبایلشون سرک می کشیدید
    اما طبق گفته شما که این آقا خودش متاهل هست و اهل روابط و صیغه کردن ، و نیز شرایط احساسی مادرتون که پس از از دست دادن شوهرش ، بسیار آسیب دیده هست
    احساس مسئولیت شما قابل درک و تحسین برانگیز هست
    منتها می بایت بسیار سنجیده عمل کنید .
    هرگونه بحث و جدل و کشمکش با مادرتون ،فایده ای نداره چرا که با توجه به اینکه مادرتون خودش را محق می داند ،از اون کار دست برنمی داره
    نکته دیگر اینکه
    برای اینکه آینده شما و برادرتون خراب نشود ، رازداری در این خصوص مهمه



    پرخاش و تندی راه حل مشکل مادر شما نیست . بدون در نظر گرفتن خطاش با او مهربان باش سعی کن بهش نزدیک شوی تا آنوقتی که شروع به درد دل کند اونوقت است که به پیله اش راه یافته ای و شاید بتوانی کمکش کنی. برای افزایش صبر خودت و کمک به مادر، حضوری نزد یک مشاور مطمئن برو و راهکار بگیر .





    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مدیرهمدردی'


    مادرتون زندانی احساسات لجام گسیخته خودشون شده اند. لذا هر گونه توصیه، راهنمایی، دلیل ،‌ و نصیحتهای مذهبی و .... احتمالا جهت تغییرشان ناموثر است.



    تغییر دیدگاه: علیرغم همه سعی و تلاشهایی كه شما می توانید برای مادرتان بكنید، ولی عامل اصلی تغییر خودشون هستند. لذا اگر تصمیم گرفته باشند به هر قیمتی کار خودشون را انجام بدهند ، نمی توانید با فشار بر او ، ایشان را منصرف كند.

    نكته: رازداری در این امر بسیار مهم هست. لیكن به خاطر اینكه شما فردی بسیار ظریف و شكننده هستید، بهتر هست با یك روانشناس بالینی در این رابطه جلسات مرتب داشته باشید.

    ویرایش توسط مدیرهمدردی : دوشنبه 20 آبان 92 در ساعت 06:34 دلیل: متن انتخاب شده از مدیر ، متناسب با مشکل مراجع شخصی سازی شد

  2. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    دختر مهربون (دوشنبه 20 آبان 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 دی 92 [ 00:42]
    تاریخ عضویت
    1392-7-25
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    243
    سطح
    4
    Points: 243, Level: 4
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 13 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من واقعا از همه متشکرم که منو راهنمایی میکنن و به آروم شدنم کمک میکنن . مرسی

    یه جمع بندی میکنم تا اینجا طبق چیزهایی که از راهنمایی شما عزیزان درک کردم:
    1-از اون آقا(مرتیکه ی ...) اطلاعات به دست میارم (البته شماره موبایلش رو دارم )

    2 -این اطلاعات رو در اختیار برادرم قرار میدم و بدون اینکه از جزئیات چیزایی که تو گوشی مادرم دیدم حرفی بزنم ازش میخوام که بره و حضورا اون آقارو تهدید کنه (برادرم تا حدودی در جریانه ولی فقط فکر میکنه رابطشون در حد اس ام اسه منم چیزی نمیگم در مورد اینکه قضیه بسیار فراتر از این حرفاست)(به نظرتون مثلا با خط مادرم به طرف بگیم که آره بیا میخوام ببینمت بعد با برادرم بریم سراغ طرف خوبه؟)من به جز برادرم به کس دیگه نمیتونم بگم
    .................................................. ..........
    .من الان با مادرم بسیار سرسنگینم و اصلا بعد از 24 سال انگار با یه آدم دیگه روبرو شدم که اصلا بچه هاش براش مهم نیستن و زندگیشو دوست نداشته اصلا کلا دیدم نسبت بهش عوض شده و اصلا دیگه نمیتونم دوسش داشته باشم
    واقعا نمیدونم رفتار درست با مادرم چیه؟ درسته که اون مردک هرزه هم مقصره ولی خوب مادر من میتونست باهاش همسو نشه :( حالا هزاریم که شرایط روحیش بد بوده باشه:( اوضاع روحیم واقعا بده و یه نکته دیگه اینکه :
    فکر میکنم مادرم با یکی از فامیلامون که اون هم ب..ی..و..ه هست راجب این قضیه درد و دل میکنه !!!! و اینکه اون خانوم هم یه مدت ص...ی...غ...ه این آقا بوده !!!!!!!!! بخدا دلم میخواد زمان هر چی سریعتر بگذره :(




    ویرایش مهم مدیر همدردی: جمبعندی و نتیجه گیری شما کاملا اشتباه و به عکس آنچیزی هست که باید نتیجه بگیرید. لطفا اقدامی نکنید و منتظر پاسخ صریح بنده باشید
    ویرایش توسط مدیرهمدردی : دوشنبه 20 آبان 92 در ساعت 06:37 دلیل: توضیح مدیر همدردی در ذیل پست مراجع ، به خاطر اشتباه در جمعبندی و نتیجه گیری

  4. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 دی 92 [ 00:42]
    تاریخ عضویت
    1392-7-25
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    243
    سطح
    4
    Points: 243, Level: 4
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 13 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کاش پدرم بود ای کاش بود بهش نیاز دارم


    من همچنان برای قطعی کردن تصمیم خودم منتظر نظرات شما هستم .مرسی از حضورتون
    کاش مدیر هم زودتر بیان و من رو از تصمیم خودم مطمئن کنن نمیخوام مادرم توو این مدت که من دارم تصمیم میگیرم حرکت اشتباهی در این باره انجام بده

  5. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    بهتون پیشنهاد میدم اول مطمئن بشید مادرتون الان صیغه ایشون هست یا نه؟ که اگه باشه از نظر قانونی امکان اینکه بتونید اون طرف رو تهدید کنید وجود نداره.

  6. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 دی 92 [ 00:42]
    تاریخ عضویت
    1392-7-25
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    243
    سطح
    4
    Points: 243, Level: 4
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 13 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الان خط مادرم رو روشن کردم (از صبح که خط دست منه بیشتر خاموش بود ) بعد طرف اس ام اس زده که کلیاتش اینه :
    حالا که حواب نمیدی معلومه علاقه یک طرفه هست پس دیگه مزاحمت نمیشم مواظب خودت و بچه هات باش !برای همیشه خداحافظ
    من چیکار کنم الان؟



    - - - Updated - - -

    خواهشا نگید فوضولی نکن و این داستانا .چون حال من بدتر از این حرفاست . من نمیخوام مادرم زندگی خودش و مارو نابود کنه
    بهم بگید با وجود اس ام اسی که طرف داده من چه کنم؟بازم احتیاجی به تهدید هست؟گیج شدم بخدا :(

    آیا همچنان لازمه کاری بکنم ؟ فکر کنم دیگه باید جلوی مادرم رو بگیرم که نره سمتش؟
    ویرایش توسط ملیکا 69 : یکشنبه 19 آبان 92 در ساعت 23:34

  7. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    اولا فعلا به برادرتون در این مورد نگید.
    سعی کنید با مادرتون کم کم در این مورد صحبت کنید.
    اون طرف که اس ام اس داده و گفته خداحافظ، دلیل اینه برای همیشه رفته نیست شاید خواسته مثلا احساسات مادر شما رو تحریک کنه.

    - - - Updated - - -

    در ضمن از درگیری فیزیکی هیچ نتیجه مفیدی بدست نمیاد و فقط باید در صورت لزوم از راه های قانونی اقدام کرد.

  8. کاربر روبرو از پست مفید Aminn تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (دوشنبه 20 آبان 92)

  9. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 07 دی 92 [ 00:42]
    تاریخ عضویت
    1392-7-25
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    243
    سطح
    4
    Points: 243, Level: 4
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 13 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عوضی 60 سالشه یه جوری میخواد مخ بزنه انگار مثلا پسر 27 ساله دم بخته آشششغال !
    بعد از کلی همفکری با شما من تصمیم گرفته بودم که به برادرم بگم و طرف رو تهدید کنیم که با دادن این اس ام اس آخر کلا راه حل دیگه ای رو باید پیش بگیرم گویا :(
    من چجوری میتونم کارشناسا رو از وجوداین تاپیک مطلع کنم؟ واقعا مسئله پیچیده ایه من از پسش برنمیام :(

    - - - Updated - - -

    عوضی 60 سالشه یه جوری میخواد مخ بزنه انگار مثلا پسر 27 ساله دم بخته آشششغال !
    بعد از کلی همفکری با شما من تصمیم گرفته بودم که به برادرم بگم و طرف رو تهدید کنیم که با دادن این اس ام اس آخر کلا راه حل دیگه ای رو باید پیش بگیرم گویا :(
    من چجوری میتونم کارشناسا رو از وجوداین تاپیک مطلع کنم؟ واقعا مسئله پیچیده ایه من از پسش برنمیام :(

  10. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    شاید مادرتون هم از نظر خودش حق داشته باشه و بتونه کار خودش رو توجیه کنه به هر حال ایشون همونطور که دوستان دیگه نوشتند یک زن عاقل و بالغ هست یه بچه 14، 15 ساله که نیست که بقیه بخوان بهش امر و نهی کنن،
    اکیدا توصیه میکنم حتما قبل از هر اقدام دیگه ای به مادرتون نزدیک بشید و صمیمانه باهاش صحبت کنید و نظرش رو بفهمید. گفتن به شخص دیگه ای در وضعیت فعلی کار رو سختتر می کنه (حتی برادرتون) چون اولا کاملا اعتماد مادرتون از شما و خانواده سلب میشه و ثانیا ممکنه اتفاق ناخواسته ای پیش بیاد (مثلا برادرت غیرتی بشه یه کار سر یکی بیاره) خیلی خیلی مهم هست اول با مادرت صحبت کنی یا حداقل مادرت با یک مشاور متخصص صحبت کنه.
    ویرایش توسط Aminn : دوشنبه 20 آبان 92 در ساعت 00:01

  11. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 دی 99 [ 19:06]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    216
    امتیاز
    8,297
    سطح
    61
    Points: 8,297, Level: 61
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 201 در 111 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام عزیزم
    خدا پدرتون رو رحمت کنه خ ناراحت شدم امیدوارم مشکلت زود حل بشه

  12. #40
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    سلام ملیکای عزیز

    درکتون می کنم . احساساتتون جریحه دار شده ، به غرورتون لطمه خورده ، نگران آبروی خانواده و مادرتون هستید و ... همه اینها بجا هست . اما روش برخورد شما با مادرتون درست نیست ...
    به مادرتون محبت کنید ، به او نزدیک شوید و به گونه ای باشید که شما را راز دار خود ببیند . طرد کردن مادر و قهر با او او را بیشتر به این سمت و سو سوق می دهد .

    شما باید از 2 زوایه به این مسئله نگاه کنید :

    1 - نیازهای انکار ناپذیر مادر شما از جمله عاطفی و جنسی

    2 - آفت بودن این آقا و شرایط و رویه اش برای مادرتون و خلاء ها واحساسات مدیریت نشده اش .

    از زوایه اول : لازم هست با مادرتون هم حسی داشته باشید و بفهمانید که درکش می کنید ، بفهمانید که حق دارد به یک همدم و همسر فکر کند و حتی بخواهید که خود را نادیده نگیرد و نیازهایش را سرکوب نکند و به فکر ازدواج باشد ، حتی امید دهید که به او هرکمکی از دستتون بر بیاد انجام می دهید در جهت یافتن همسری مناسب ، وعده دهید که پایه هستید .

    از زوایه دوم : شأن مادرتون را بالا ببرید به او حس ارزشمندی بدهید ، کمک کنید عزت نفسش تقویت شود . رویه اون آقا و هوس باز بودنش را یادآوری کنید و عواقب رابطه با او حتی در حد اس ام اس را که آبروی خودش و خانواده را خواهد برد و نتیجه دلخواه هم نخواهد داشت را نشانش دهید . بهش بفهمانید او برای شخصیت و خودت ارزشی قائل نیست و فقط با دید هوس و جنسیتی بهت نگاه می کند در همین حد نزد او ارزش داری و هرجا هم خودش در خطر باشد از قربانی کردنت ابایی نداره . بهش بگویید که شأنش یک ازدواج خوب هست با مردی شایسته و نیاز هست صبور باشد و یاری بخواهد تا چنین شود .

    اینکه شما در هردوی این زوایا درست ایفای نقش کنید بسیار در نجات مادرتون و خانواده کمک کننده هست و لازم است برای ایفای این تقش حتی رابطه را با او بهینه تر و عاطفی تر از زمانی که پدر زنده بوده کنید . هم شما و هم بردارتان

    شأن و شخصیت مادرت را اگر بخواهی بالا برده و بها دهی ، هرگز ماجرا را با برادرت و هیچ کس دیگر مطرح نخواهی کرد و فقط به برادرت بفهمان که مادر بیشتر به توجه ما نیاز داره و سختی های گذشته و خلاء وجود پدر بخصوص بعد از اینکه مدتی رابطه خیلی خوبی با هم پیدا کرده بودند او را شکننده و آسیب پذیر ساخته و ما باید حمایتش کنیم و بفهمانیم که تنها نخواهد بود .

    در ادامه این رویه و روند
    با مادر نزد یک مشاور بطور حضوری بروید تا به مادر کمک شود که خود را بتواند در این شرایط مدیریت کند و نسبت به نیازهایش هم خویشتنداری هم راه صحیح پاسخ دهی را در پیش بگیرد و آسیب پذیریهای خود را بشناسد و راه های مراقبت را بیاموزد

    موفق باشی





  13. 10 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 20 آبان 92), gisu (دوشنبه 20 آبان 92), kamr (دوشنبه 20 آبان 92), malakeh (دوشنبه 20 آبان 92), tamanaye man (دوشنبه 20 آبان 92), پسرایرونی (پنجشنبه 23 آبان 92), مهربونی... (دوشنبه 20 آبان 92), مدیرهمدردی (دوشنبه 20 آبان 92), بالهای صداقت (دوشنبه 20 آبان 92), دختر مهربون (دوشنبه 20 آبان 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم حرفامو نمیپذیره ....
    توسط fariba293 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 دی 95, 15:44
  2. چرا به من کمک نمکنید زندگیم از هم میپاشه!!
    توسط مامان آرشا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 تیر 94, 19:08
  3. باورم نمیشه به این راحنی زندگیم داره میپاشه
    توسط شمیم الزهرا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 مرداد 92, 12:37
  4. سریپدی به همسر
    توسط z.helen در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 06 آبان 91, 12:30
  5. شرکت سایپا-فرهاد مهرداد
    توسط mohajer در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 دی 87, 16:07

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.