
نوشته اصلی توسط
محمد.م
......
میدونی چیزی که ناامیدم میکنه اینه که چند سالی هست که بعضی از موقعیتها گویا برام تکراری شده. یعنی موقعیتی که توش قرار میگیرم کاملا احساس میکنم که چند سال قبل و چند سال قبلش و بارها و بارها برام اتفاق افتاده و حالا باز دوباره همون تکرار میشه! این حس خیلی ناامیدم میکنه. موقعیت دست و پا زدنهای تکراری، موقعیت تحقیرشدن تکراری، وضعیت امیدوار شدن تکراری. چند مدتی هست که فکر میکنم فرار کنم برم یک جای دور!! قید همه رو بزنم و تنها و راحت زندگی کنم. ولی باز میبینم آخه ایراد از این شهر و آدمهاش نیست، ایراد از منه، کجا برم که از دست خودم و نقطه ضعفام راحت بشم. کجا برم که خودم اونجا نباشم!! این فکره داغون کننده است.
علاقه مندی ها (Bookmarks)