saharnaaz عزیز من کاملا درکتون میکنم من که شما رو سرزنش نکردم منظورم به خانواده هایی بود که اجازه میدن فرزندانشون زود برن خونه شوهر..

نوشته اصلی توسط
amirmahmood
ازدواج در سن 16 سالگی؟؟؟!!! شوخی می کنی؟!!
ان هم با پسر 25 ساله که 9 سال از اون دختر بزرگتر هستش؟؟
اون خانم هنوز به سن قانونی( 18 سال) هم نرسیده.
ضمنا یک دختر 16 ساله هنوز به بلوغ کامل عقلی و فکری نرسیده و معیار هاش هم کامل نشده.
ازدواج در سنین نوجوانی زیر 20 سال معمولا اکثر مشاور ها توصیه نمی کنند.
در سنین جوانی هم هر فرد بسته به شرایط خودش، خانواده اش و اجتماع در یک سن مشخصی ازدواج می کنه. ( یعنی سن ازدواج برای هر شخص یکسان نیست.)
معمولا برای دختر ها بعد از 22 سالگی که حداقل لیسانس می گیرند، کم کم سن ازدواج شروع میشه و تعداد خواستگار هم طبیعتا زیاد میشه.
یک فردی که 25 تا 30 سالشه در اوج جوانی هستش و معلومه شور و اشتیاق زیادی داره.
باور کردنش برا منم سخته اما واقعیه و جالب اینجاست آقایی که خواستگار ایشونه و 9 سالم بزرگتره فوق لیسانس داره و خودش میدونه ممکنه چی پیش بیاد چی نه..
منم خودم هر چی فکر میکنم با عقل جور در نمیاد گناه داره شاید اون الان یه عاشق با عشق آسمونی و بچگونه داشته باشه ( من خودمم این عشقای کودکانه رو تجربه کردم میدونم چه حسی داره ) اما وقتی زمان میگذره کاملا آدم عوض میشه
اون وقت که زمان بگذره و سلیقه زمین تا آسمون عوض میشه ( شک ندارم اصلا شک ندارم همینطوره ) اونوقت باید چیکار کنه؟ یه عمر بسوزه بسازه با یه آدمی که براش غریبه است و حکم پدری براش داره؟
- - - Updated - - -
saharnaaz عزیز من کاملا درکتون میکنم من که شما رو سرزنش نکردم منظورم به خانواده هایی بود که اجازه میدن فرزندانشون زود برن خونه شوهر..

نوشته اصلی توسط
amirmahmood
ازدواج در سن 16 سالگی؟؟؟!!! شوخی می کنی؟!!
ان هم با پسر 25 ساله که 9 سال از اون دختر بزرگتر هستش؟؟
اون خانم هنوز به سن قانونی( 18 سال) هم نرسیده.
ضمنا یک دختر 16 ساله هنوز به بلوغ کامل عقلی و فکری نرسیده و معیار هاش هم کامل نشده.
ازدواج در سنین نوجوانی زیر 20 سال معمولا اکثر مشاور ها توصیه نمی کنند.
در سنین جوانی هم هر فرد بسته به شرایط خودش، خانواده اش و اجتماع در یک سن مشخصی ازدواج می کنه. ( یعنی سن ازدواج برای هر شخص یکسان نیست.)
معمولا برای دختر ها بعد از 22 سالگی که حداقل لیسانس می گیرند، کم کم سن ازدواج شروع میشه و تعداد خواستگار هم طبیعتا زیاد میشه.
یک فردی که 25 تا 30 سالشه در اوج جوانی هستش و معلومه شور و اشتیاق زیادی داره.
باور کردنش برا منم سخته اما واقعیه و جالب اینجاست آقایی که خواستگار ایشونه و 9 سالم بزرگتره فوق لیسانس داره و خودش میدونه ممکنه چی پیش بیاد چی نه..
منم خودم هر چی فکر میکنم با عقل جور در نمیاد گناه داره شاید اون الان یه عاشق با عشق آسمونی و بچگونه داشته باشه ( من خودمم این عشقای کودکانه رو تجربه کردم میدونم چه حسی داره ) اما وقتی زمان میگذره کاملا آدم عوض میشه
اون وقت که زمان بگذره و سلیقه زمین تا آسمون عوض میشه ( شک ندارم اصلا شک ندارم همینطوره ) اونوقت باید چیکار کنه؟ یه عمر بسوزه بسازه با یه آدمی که براش غریبه است و حکم پدری براش داره؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)