سلام دوست عزیز
امثال من و شما که شوهرامون و خانواده هاشون استقلال ما رو به رسمیت نمیشناسند باید خیلی حساب شده تر عمل کنیم.البته در مورد شما که هنوز زندگی دونفره تون رو شروع نکردید قضاوت زوده ونباید بدبین باشی اما همین که از الان به فکر درست شروع کردن زندگیت هستی معلومه که دختر عاقلی هستی و مطمئنم که موفق میشی.
به عنوان کسی که سه سال این راهو رفته بهت توصیه میکنم جنگ قدرت بین خودت و خانواده شوهرتو بذار کنار.چون بازنده ای جز شما نداره.ما به جای مقایسه اعتماد شوهرمون به خودمون با اعتمادش به خانوادش,باید اعتماد شوهرمون رو به نسبت زمان مقایسه کنیم.مثلا من باید اعتماد امروز شوهرمو به خودم باید با اعتمادش نسبت به 3 سال قبل مقایسه کنم .که البته هنوزم نسبت به خانوادش خیلی کمه.اما همینم پیشرفت محسوب میشه.ولی من این پیشرفتو ندیدم ومدام خودمو با خانواده شوهرم مقایسه میکردم و همیشه هم ناراضی بودم.
سعی کن مقیاس پیشرفتت خودت باشی نه کس دیگه.
و البته یک دلیل دیگه سر خوردگی ما از این رفتارهای شوهرامون اینه که ما داریم زیادی مایه میذاریم.مثلا در مورد همین میزان درآمد شوهر منم از من پنهان میکرد.من اوایل خودم بهش درامد ماهانمو میگفتم و کلا در جریان همه چی من بود اما وقتی دیدم اون پنهان میکنه و جواب سر بالا میده منم دیگه بهش نگفتم.اینطوری حداقل احساس شکست نمیکنی.هر چند هنوز نتونستم برای خودم پس اندازی داشته باشم و هر چی بوده خرج لباس و احتیاجات خودم +وسایل خونه و قسط و .... شده.
منم میخوام از این به بعد (البته اگه قرار به زندگی مجدد شد) جراتمندانه رفتار کنم و به فکر پیشرفت روابطم بدون مقایسه با دیگران باشم.
امیدوارم تجربه من به دردتون بخوره.
خدایااااااااااااااااااااا اااااااااااااااا !!!!!چرا زندگی مشترک رو برای بعضیا اینقدر سخت قرار دادی؟؟؟![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)