سلام.توی دوسه تایپیکی که اخیرابازکردی گفتی بهم بگیدمشکلم چیه وکمکم کنید البته زیاد به خود مشکل اشاره ای نکردی،من یکی ازتایپیکهای مفصل قبلیت رو خوندم واگه یادت باشه اونجاهم نظری دادم.این خوبه که اینجا احساست روگفتی حداقلش اینه که خالی شدی.اماباتوجه به تایپیک قبلیت وحدس اینکه انگارهنوزداری بایه مسأله دست وپنجه نرم میکنی،من نظرخودمو میگم شاید یه مقدار نامعمول به نظربرسد به نظرمن مشکل شما"حیای افراطی "هست.۳۲سالته ولی من فکرمیکنم"وجود اجتماعیت"رو بسیارمحدود وبسته کردی وتمام انرژی ها وامیال طبیعی درونیت به این دیوارفیلترشده ی وجود اجتماعی محدود برخوردمیکنه وفقط بخش کوچکی ازاون به عنوان یه دختر حساس ومحدود خارج و نمایان میشود وبخش عظیمی ازاون برگشت میخوره وبسیارآزارت میده.باورکن حیای افراطی نتیجه عکس میده،شاید دیگران بگن عجب دخترمحجوب ومتینی(منظورم این نیست که صرفا به خاطرحرف مردم حیای زیادروانتخاب میکنی)اما به چه قیمتی؟هیچ اشکالی نداره نا آرام ومقداری شیطون به نظربرسی،عوضش از درون آرام میشی،خودت روآزادکن بعدش ببین واسه انطباق خودت باخودت چه پیامهای از فطرتت میجوشه وبه سطح ذهنت میاداونوتجزیه وتحلیل وقابل اجراکن.من زیاد دیدم بچه های شیطون وپرانرژی که ظاهرا شرورونا آرام وباطنا خوب و نرمال وبرعکس بچه هایی که ظاهرآرام وحرف گوش کن اما باطنا مشکل دارو ناآرام.این قضیه برای مابزرگسالان هم به نسبت خفیف ترش هست.البته نسخه هایی که بخشی ازطرزفکرسنتی گذشته مابرای یک دخترمیپیچه ممکن هست اونو زیادمحدودو زمینه سازبعضی مشکلات زیرزمینی واسه یه دختربشود.اما بین سنت ومدرنیسم راه میانه ای هم هست"خیرالاموراوسطها[بهترین کارهامیانه روی است.پیامبراکرم(ص)] اگه با این پست موافقی لیستی خلاصه ومفید از جاهایی که فکرمیکنی داری محدود رفتارمیکنی روتهیه کن تا توی جرح وتعدیلش کمک وراهنماییت کنیم.با این سوال کلیدی:ازچه بخشی ازشخصیت نگران هستی که بروزبدهی امابروزندادنش برات سخته؟یا میزان تفاوت شخصیتت بین کسانی که باهاشون راحت هستی با جاهایی که کمتر راحتی چقدرتفاوت داره؟
- - - Updated - - -
سلام.توی دوسه تایپیکی که اخیرابازکردی گفتی بهم بگیدمشکلم چیه وکمکم کنید البته زیاد به خود مشکل اشاره ای نکردی،من یکی ازتایپیکهای مفصل قبلیت رو خوندم واگه یادت باشه اونجاهم نظری دادم.این خوبه که اینجا احساست روگفتی حداقلش اینه که خالی شدی.اماباتوجه به تایپیک قبلیت وحدس اینکه انگارهنوزداری بایه مسأله دست وپنجه نرم میکنی،من نظرخودمو میگم شاید یه مقدار نامعمول به نظربرسد به نظرمن مشکل شما"حیای افراطی "هست.۳۲سالته ولی من فکرمیکنم"وجود اجتماعیت"رو بسیارمحدود وبسته کردی وتمام انرژی ها وامیال طبیعی درونیت به این دیوارفیلترشده ی وجود اجتماعی محدود برخوردمیکنه وفقط بخش کوچکی ازاون به عنوان یه دختر حساس ومحدود خارج و نمایان میشود وبخش عظیمی ازاون برگشت میخوره وبسیارآزارت میده.باورکن حیای افراطی نتیجه عکس میده،شاید دیگران بگن عجب دخترمحجوب ومتینی(منظورم این نیست که صرفا به خاطرحرف مردم حیای زیادروانتخاب میکنی)اما به چه قیمتی؟هیچ اشکالی نداره نا آرام ومقداری شیطون به نظربرسی،عوضش از درون آرام میشی،خودت روآزادکن بعدش ببین واسه انطباق خودت باخودت چه پیامهای از فطرتت میجوشه وبه سطح ذهنت میاداونوتجزیه وتحلیل وقابل اجراکن.من زیاد دیدم بچه های شیطون وپرانرژی که ظاهرا شرورونا آرام وباطنا خوب و نرمال وبرعکس بچه هایی که ظاهرآرام وحرف گوش کن اما باطنا مشکل دارو ناآرام.این قضیه برای مابزرگسالان هم به نسبت خفیف ترش هست.البته نسخه هایی که بخشی ازطرزفکرسنتی گذشته مابرای یک دخترمیپیچه ممکن هست اونو زیادمحدودو زمینه سازبعضی مشکلات زیرزمینی واسه یه دختربشود.اما بین سنت ومدرنیسم راه میانه ای هم هست"خیرالاموراوسطها[بهترین کارهامیانه روی است.پیامبراکرم(ص)] اگه با این پست موافقی لیستی خلاصه ومفید از جاهایی که فکرمیکنی داری محدود رفتارمیکنی روتهیه کن تا توی جرح وتعدیلش کمک وراهنماییت کنیم.با این سوال کلیدی:ازچه بخشی ازشخصیت نگران هستی که بروزبدهی امابروزندادنش برات سخته؟یا میزان تفاوت شخصیتت بین کسانی که باهاشون راحت هستی با جاهایی که کمتر راحتی چقدرتفاوت داره؟
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)