آی گفتی دخترمهربون.من جلد کتابامو پشت بوم میگرفتم چون کل خونه میشد منگنه و میخ وقیچی وکتاب. وکتک مادر.فقط یه چیزش بد بود ماپسرا باید موهامونو با ماشین یک میزدیم،گوشامون میشدمثل آئینه های ژیان.من عکسهای اون موقع روگذاشتم جزو اسناد فوق سری ،کسی نبینه،







.من عکسهای اون موقع روگذاشتم جزو اسناد فوق سری ،کسی نبینه،

علاقه مندی ها (Bookmarks)