به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 60
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 شهریور 93 [ 15:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-26
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    1,125
    سطح
    18
    Points: 1,125, Level: 18
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    178

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آسمانی عزیز تا حالا شده از این ترسهات و این ایراداتی که ایشون داره با خودشون صحبت کنی؟ مثلا هم اینکه میخوایی بعضی وقتا بعضی کارها رو تنهایی انجام بدی . به نظر خودت این احتمال وجود داره که بعد از ازدواج این ابراز علاقه های شدید کاهش پیدا کنه؟ چون شما در هر حال این آقارو بیشتر میشناسید و طبق خصوصیات دیگش میتونید به این نتیجه برسید.
    یه سوالی هم هست اگه این آقا کمی از ابراز علاقه هاش بهت کمتر کنه باز هم خصوصیت دیگه ای داره که شمارو بترسونه واسه تصمیم گرفتن؟

  2. #32
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من این تاپیک شمارو کامل پستها رو خوندم و دقیقا علایمی از هراس احساسی(اسم علمی رو نمیدونم و خودم ای واژه رو بکار گرفتم) در صحبتهاتون دیدم
    ولی وقتی تاپیکهای قبلیتون رو خوندم همون پستهای اول تاپیک کاملا مطمعن شدم نظرم درست بوده و شما دچار این مشکل هستین که کسی بهتون محبت میکنه دچار ترس و شک تردید میشین

    متاسفانه ایدی من نمیدونم چرا تایید نشده نمیتونم نقل قول بگیرم ولی مطالبی که دیدم رو میگم
    شما توی همون تاپیک اولتون مشخصات اون اقا رو گفتین جلوی عاشق داخل پرانتر گفتین "کاش نبود"
    گفتین هیچ نقطه منفی در اقا وجود نداشته و به قول خودتون کاملا انتخاب عاقلانه ای بودن ولی این دلتون بوده که راضی نمیشه

    خودتون گفتین هیچ مشکلی وجود نداشته و این درون شما بوده که نمیزاشته چیزی پیش بره و بدون دلیل ترس داشتین و حتی گریه و...
    گفتین احساس میکردم مشکلی وجود داره در حالی که مشکلی نبوده ولی اینو پای این گذاشتین درونتون داره درست میگه و جواب رد دادین
    ولی ایا یکبار فکر کردین این احساس و افکار شما همش توهم میتونه باشه نه واقعیت؟
    با همین گفته ها کاملا مشخصه شما دچار اختلال هراس بودین و همین باعث شده قدرت جلو رفتن و انتخاب رو از دست بدین و نهایتا جواب منفی دادین

    ولی بعد از گذشت فقط یکماه فهمیدین که نه شما هم طرف مقابل رو دوست دارین
    ولی من اگه بخوام بهتر بگم شما دلتون برای اون توجه و ابراز احساسات تنگ شده بوده و این با دوست داشتن فرق داره
    به صراحت میتونم بگم احساس شما فقط دلتنگی برای اون توجه و ابراز علاقه و احساسات شدید بوده و دوست داشتن نبوده
    همین باعث شده دوباره برگردین به سمت طرفتون و بخواید که دوباره برگرده
    ولی چون همون هراس و مشکلات قبلی هنوزم در وجود شماست دوباره با برگشتن اقا و شروع توجه و ابراز احساسات دوباره درون شما بهم ریخته و دوباه همون ترس احساس و افکار گذشته بازم برگشته و بازم قدرت تصمیم گیری ازتون صلب شده

    نمیخوام بگم تمام حرفای من درسته و برداشتهای که کردم حتما درسته ولی حدثیات من اینهاست که خودم تا 90درصد مطمعن هستم چون دقیقا با افراد با حالات شما برخورد داشتم

    یه مقدار فکر کنین روی حرفام و به گذشته برگردین و مرور کنین ببینین حرفام میتونه درست باشه یا نه

    هر احساسی به حرفام داشتین بگین تا شاید تونستم بهتر راهنمایی کنم ولی بازم میگم خودتون باید بدرون خودتون نگاه کنید و بفهمید چه چیزهایی سر جای خودشون نیستن

  3. 2 کاربر از پست مفید Estaf تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 20 مرداد 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 20 مرداد 92)

  4. #33
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط aysu نمایش پست ها
    آسمانی عزیز تا حالا شده از این ترسهات و این ایراداتی که ایشون داره با خودشون صحبت کنی؟
    فقط در مورد ریز بینی هاش صحبت کردم . که گفت دست خودم نیست و عادتمه که رو همه چیز ریزبین باشم
    در مورد سخت گیری هاش صحبت کردم که گفت من در مورد ارتباطات تو با آقایون به شدت حساسم و کوتاه نمیام
    در مورد ابراز احساساتش صحبت کردم که گفت تو خیلی کندی . بعد هم خندید و گفت دستت رو به من بده و بدو تا به من برسی (البته در این مورد فقط یه بار مستقیم صحبت کردم )


    مثلا هم اینکه میخوایی بعضی وقتا بعضی کارها رو تنهایی انجام بدی .
    آره . ولی ناراحت میشه . میگه زندگی مشترک یعنی همه چیز مشترک . میگه من نمیخوام مثل این زن و شوهرایی باشیم که زنه جدا غذا بخوره مرده جدا. زنه جدا بره مسافرت ، مرده جدا. البته من خودمم اینجوری نیستم. اما دیگه انقد چسبیده به همو قبول ندارم

    به نظر خودت این احتمال وجود داره که بعد از ازدواج این ابراز علاقه های شدید کاهش پیدا کنه؟
    اینو یه بار بهش گفتم. گفتم یه سال بعد ازدواج این علاقه های سرکش از بین میره و یه محبت زیاد می مونه . اما اون گفت که من همینی هستم که هستم و هرگز عوض نمیشم. امروز احساس من همینقدره و فردا و فرداها هم همینقدر

    چون شما در هر حال این آقارو بیشتر میشناسید و طبق خصوصیات دیگش میتونید به این نتیجه برسید.
    یه سوالی هم هست اگه این آقا کمی از ابراز علاقه هاش بهت کمتر کنه باز هم خصوصیت دیگه ای داره که شمارو بترسونه واسه تصمیم گرفتن؟
    ریزبینی زیاد و ترس از بدبینی که اگه ابراز علاقش رو کم کنه من می تونم آروم تر -بدون عذاب وجدان اینکه اگه بهش بگم نه مریض میشه - در موردشون فکر کنم

  5. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    aysu (دوشنبه 21 مرداد 92)

  6. #34
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بگذارید یک چیزی را بگویم . شما دو حس متضاد درونتان دارید. حس اولتان ( که با قلبتان می فهمید ) این است که شما و این آقا تفاوت هایی دارید که برایتان قابل هضم نیست. خودتان به تنهایی و با شناختی که از این آقا داشتید به این نتیجه رسیدید. همچنین فهمیدید که معیار دوست داشتن در شما دو نفر متفاوت است ( همان قضیه رابطه های همزمان یا حتی خواستگاری بلافاصله بعد از قطع رابطه علی رغم سیل احساسی که به سوی شما سرازیر می کرد ) به هر حال این موضوع واضح و آشکار است.

    اما حس دیگری درونتان هست که باعث آزارتان شده است و باعث می شود متزلزل شوید. شما دوست داشتید و می خواستید که این آقا مناسب شما باشد و با هم ازدواج کنید. دلیلش هر چیزی می تواند باشد که خودتان بهتر می دانید. برای همین دوباره تماس گرفتید. اما این بار هم همان نتیجه قبلی (که احساس اولتان به شما می گفت ) عایدتان شد. و دوباره با این تعارض خواست و تمایل درونتان با واقعیت روبه رو شدید و برای همین دارید استرس تحمل می کنید.

    شما نمی توانید یا دلتان نمی آید از تمایل و خواسته درونی خودتان اگرچه در تعارض با واقعیت باشد دست بردارید.

    بنابراین حس دوم یا تمایل شما ، دارد با نتیجه گیری که به گفته خودتان براساس شناخت و بررسی عقلانی بوده است ، مقابله می کند.
    مشکل شما این است که نمی توانید از ایده آل ها و آرزوهایتان دل بکنید و دچار تعارض شده اید.

    این سخت ترین تعارض است در روانشناسی. انتخاب بین چیزی که از آن اجتناب دارید و چیزی که تمایل به آن دارید.
    این صورت مسئله مشکل شما است.

  7. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    minoo69 (سه شنبه 22 مرداد 92), sanjab (یکشنبه 20 مرداد 92)

  8. #35
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    بگذارید یک چیزی را بگویم . شما دو حس متضاد درونتان دارید. حس اولتان ( که با قلبتان می فهمید ) این است که شما و این آقا تفاوت هایی دارید که برایتان قابل هضم نیست. خودتان به تنهایی و با شناختی که از این آقا داشتید به این نتیجه رسیدید. همچنین فهمیدید که معیار دوست داشتن در شما دو نفر متفاوت است ( همان قضیه رابطه های همزمان یا حتی خواستگاری بلافاصله بعد از قطع رابطه علی رغم سیل احساسی که به سوی شما سرازیر می کرد ) به هر حال این موضوع واضح و آشکار است.

    اما حس دیگری درونتان هست که باعث آزارتان شده است و باعث می شود متزلزل شوید. شما دوست داشتید و می خواستید که این آقا مناسب شما باشد و با هم ازدواج کنید. دلیلش هر چیزی می تواند باشد که خودتان بهتر می دانید. برای همین دوباره تماس گرفتید. اما این بار هم همان نتیجه قبلی (که احساس اولتان به شما می گفت ) عایدتان شد. و دوباره با این تعارض خواست و تمایل درونتان با واقعیت روبه رو شدید و برای همین دارید استرس تحمل می کنید.

    شما نمی توانید یا دلتان نمی آید از تمایل و خواسته درونی خودتان اگرچه در تعارض با واقعیت باشد دست بردارید.

    بنابراین حس دوم یا تمایل شما ، دارد با نتیجه گیری که به گفته خودتان براساس شناخت و بررسی عقلانی بوده است ، مقابله می کند.
    مشکل شما این است که نمی توانید از ایده آل ها و آرزوهایتان دل بکنید و دچار تعارض شده اید.

    این سخت ترین تعارض است در روانشناسی. انتخاب بین چیزی که از آن اجتناب دارید و چیزی که تمایل به آن دارید.
    این صورت مسئله مشکل شما است.
    ببخشید با کمال احترام ولی من کاملا با نظر شما مخالفم
    شما میفرمایید واقعیت این هست مشکلی وجود دارن که عقل ایشون بهش پی برده و جواب رد میده ولی دلشون و احساسشون که دوست داشتن هست باعث شده دلشون بخواد جواب مثبت بدن

    ولی من کاملا نظر عکس دارم
    من با گفته های خوشون در تاپیکهای قبلی و همین تاپیک نظرم این هست که مشکل خاصی وجود ندارد و اگرم مشکلی هست مهم نیست و عقل ایشون جنبه منفی در رابطه نمیبینه
    ولی احساسشون که همون ترس ار رابطه عمیق و زیربار مسئولیت دوست داشتن و دوست داشته شدن نمیخواد قرار بگیره و این احساس علاقه در فرد باعث ایجاد استرس و هراش شدید میشه
    این حالات چیز عجیبی نیست و متاسفانه در جامعه ما زیاد دیده میشه بخصوص در بین دختران

    به نظرم اگر به یک روانشناس مراجعه کنن براحتی مشکلشون حل میشه
    وگرنه بدون اینکه مهم باشه طرف مقابلوشن چه کسی باشه و چه نکات منفی و مثبتی خواهد داشت هرگز و هرگز نمیتونن تصمیم بگیرن و به کسی جواب مثبت بدن

  9. 2 کاربر از پست مفید Estaf تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 20 مرداد 92), نازنین آریایی (یکشنبه 20 مرداد 92)

  10. #36
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    بگذارید یک چیزی را بگویم . شما دو حس متضاد درونتان دارید. حس اولتان ( که با قلبتان می فهمید ) این است که شما و این آقا تفاوت هایی دارید که برایتان قابل هضم نیست. خودتان به تنهایی و با شناختی که از این آقا داشتید به این نتیجه رسیدید. همچنین فهمیدید که معیار دوست داشتن در شما دو نفر متفاوت است ( همان قضیه رابطه های همزمان یا حتی خواستگاری بلافاصله بعد از قطع رابطه علی رغم سیل احساسی که به سوی شما سرازیر می کرد ) به هر حال این موضوع واضح و آشکار است.

    اما حس دیگری درونتان هست که باعث آزارتان شده است و باعث می شود متزلزل شوید. شما دوست داشتید و می خواستید که این آقا مناسب شما باشد و با هم ازدواج کنید. دلیلش هر چیزی می تواند باشد که خودتان بهتر می دانید. برای همین دوباره تماس گرفتید. اما این بار هم همان نتیجه قبلی (که احساس اولتان به شما می گفت ) عایدتان شد. و دوباره با این تعارض خواست و تمایل درونتان با واقعیت روبه رو شدید و برای همین دارید استرس تحمل می کنید.

    شما نمی توانید یا دلتان نمی آید از تمایل و خواسته درونی خودتان اگرچه در تعارض با واقعیت باشد دست بردارید.

    بنابراین حس دوم یا تمایل شما ، دارد با نتیجه گیری که به گفته خودتان براساس شناخت و بررسی عقلانی بوده است ، مقابله می کند.
    مشکل شما این است که نمی توانید از ایده آل ها و آرزوهایتان دل بکنید و دچار تعارض شده اید.

    این سخت ترین تعارض است در روانشناسی. انتخاب بین چیزی که از آن اجتناب دارید و چیزی که تمایل به آن دارید.
    این صورت مسئله مشکل شما است.
    چطور می تونم این تعارض رو درخودم حل کنم ؟ چطور می تونم باهاش کنار بیام ؟
    من هر تصمیمی میخوام بگیرم (چه مثبت و چه منفی )، یه حسی سریع در وجودم میگه داری اشتباه می کنی .
    نمی دونم که ایراد کاملا از درونمه یا محیط هم تاثیر داره

  11. #37
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم آسمانی خودشان باید تصمیم بگیرند و خودشان بهتر می دانند درونشان چیست. من و شما نمی توانیم به جز نظرات خودمان چیزی بگوییم و انتخاب با ایشان است. مهم این است که به ایشان فشار روانی بیشتری وارد نیاید. اجازه بدهید خودشان سرفرصت فکر کنند و بدون استرس تصمیم بگیرند.

    - - - Updated - - -

    آسمانی عزیز به نظر من پیش یک روانشناس یا روانکاو ماهر و مجرب برو ( حتما در انتخابش دقت کن ) و با کمک او این مشکل درونی را حل کن. چه تعارض داشته باشی چه هراس یا هر چیز دیگر الان دیگر باید برای درمان خودت اقدام کنی . شما الان می دانید مشکل از کجاست و باید سریع تر حلش کنید. دیگر پرداختن به صورت مسئله فایده ندارد و فقط استرس می گیرید. از همین الان دست به کار شو.

  12. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    asemani (یکشنبه 20 مرداد 92)

  13. #38
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    با توجه به حالاتی که درون خودم احساس می کنم و با توجه به کل زندگیم ، حرفهای نوپو به حالات من خیلی نزدیکتره .
    حرفهایی که نوپو گفت رو با همه وجودم درک می کنم.
    من با اینکه هر بار ثابت میشه دلیل هام برای رد اون آقا منطقیه ، بازهم یه حس لعنتی بهم میگه اشتباه می کنی

  14. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    آسمانی عزیز

    دوستان خیلی خوب و دقیق راهنمایی کردند حقیقتا تعارض بین عقل و احساس درون (قلب یا دل) همواره از سخترین و مهلک ترین

    مبارزات انسان بوده و همواره در شرایط مختلف انسان را به خود درگیر میکند بقول حضرت حافظ

    عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند

    یکبار جایی خوندم که کارهای کوچک را با عقلتون و کارهای بزرگ را با قلبتن انجام دهید امیدوارم بهترین تصمیم را بگیری.

    عقل می گفت که دل منزل و ماوای من است
    عشق خندید که یا جای تو یا جای من است
    عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست
    عشق فرمود فراغ از همه دشوارتر است



  15. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    بچه ها من با یه مشاور تلفنی صحبت کردم. ایشون خیلی دقیق یه سری سوال از من پرسیدن.
    مثلا در مورد اینکه آیا احساس می کنم تحت کنترلم ؟
    آیا احساس می کنم باید توضیح بهش بدم؟
    آیا وقتی فیلم بازی نمی کنم و رک و رو راستم دعوام بیشتر میشه ؟
    و اینطور چیزها
    بعد هم گفتن که تو چیزهایی رو دیدی که در موردشون احساس ِ بد کردی اما نتونستی براش دلیل منطقی رو پیدا کنی. به خاطر همین نه تونستی بی خیال اون حس بشی ، نه تونستی باهاش کنار بیای .
    اماااا احساساتت درسته و نیاز به بررسی داره .
    یه همچین خصوصیاتی (وسواس فکری ، بدبینی و .... ) در ایشون وجود داره . میزان کم یا زیادش با دیدن اون آقا معلوم میشه .
    و با دیدن اون آقا و خانم مقابلش معلوم میشه که این مسائل تو زندگی باعث مشکلشون میشن یا نه.
    گفت من اصلا نمیگم اون آقا ممکنه بد باشه ، چون تقریبا هیچ کسی بد نیست
    فقط باید ببینم شخصیت شما چجوریه و می تونید با این شخصیت کنار بیاید یا نه
    چون شخصیت های کمی هستن که با این مدل خصوصیات می تونن کنار بیان .
    ضمنا این خصوصیات بهتر نمیشن بعد ازدواج. بلکه بیشتر میشن.


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.