به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 324

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array
    سلام عید شما مبارک
    ماه رمضان امسال هم تموم شد به چشم برهم زدنی ....
    معمولا روز آخر ماه رمضون ی حال معنوی خاص به آدم دست میده و احساس می کنه فرصت ها را از دست داده و..... نمی دونم شما هم این حال رو تجربه کردید یا نه؟؟؟

    ولی من به شدت تجربه کردم البته یکم احوالاتم در بعد مادی تجلی کرده بود

    یک ساعت به افطار مونده بود یهو حس کردم ای دل غافل ماه رمضون واقعا تموم شد.. و من فرصت ها رو از دست دادم ...و اصلا درست حسابی زولببا بامیه نخوردم امسال .همسرم هم خونه نبود سریع حاضر شدم رفتم روبرو خونمون یک
    پاساژ کوچیک محلی هست رفتم یک راست سراغ قنادی و چند تا دونه بامیه و زولبیا خریدم گفتم تا ماه رمضون دیگه کی مرده کی زنده اس این روز آخری دلی از زولبیا بامیه در بیارم.

    تو پاساژ ی مغازه عطر فروشی هست وایسادم جلوی ویترنیش عطراشو ببینم یهو دیدم یه موجود فسقلی چسبید به پام .ی پسر بچه کوچولو بانمک فندق بلا .

    خیلی با مزه بود داشت بستنی می خورد .عزیزدلم انقدر حواسش به بستنیش بود فکر کرده بود من مادرشم .اصلا حواسش نبود که من غریبه ام .اراستش اول اولش ی لحظه ترسیدم .ولی بعد چندثانیه نگاهش کردم دستشو گرفتم اون همچنان زل زده بود به ویترین و مشغول بستنی خوردن بود.
    دلم یهو ضعف رفت برای مادر بودن .......خیلی خوب بود احساس مادرانه .اون لحظه از ته قلبم
    آرزو کردم هیج جای دنیا هیچ زنی تو حسرت مادرن شدن نمونه...

    بدونه اینکه متوجه بشه منو اشتباه گرفته نامحسوس دادمش دست مامانش و رفتم این آخرین افطار رو با زولبیا بامیه خودمو خفه کردم.
    -----------------------
    آقای کامروا حالتون خوب شد ؟

    آقا یbaby چرا دیگه نمیاد باز؟

    بهار زندگی دلم برات تنگ شده .چند روز پیش تاپیک های قدیمیت رو خوندم

    برای بهار شادی هم همین طور.

    برای پاییزان گلنوش و چشمک هم همین طور.
    مرا دوست بدار
    اندکی،ولی طولانی

  2. 11 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 18 مرداد 92), hamed65 (شنبه 19 مرداد 92), omid65 (جمعه 18 مرداد 92), reihane_b (جمعه 18 مرداد 92), ویدا@ (شنبه 19 مرداد 92), مسافر زمان (دوشنبه 21 مرداد 92), بهار.زندگی (جمعه 18 مرداد 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 24 مرداد 92), دختر مهربون (جمعه 18 مرداد 92), راحیل خانوم (پنجشنبه 24 مرداد 92), صاعد (جمعه 18 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.