به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 58
  1. #41
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من تمام نوشته ها را نخوندم شاید تکراری بگم اما تو جامعه و تو همین تالار خیلی مواردی را دیدیم که طرف همچین برداشتی میکرده و در نهایت هم هیچ اقدامی از طرف مقابل صورت نگرفته!!!! در ضمن شاید از ترس مسایل مالی و نداشتن شغل و .... نمیاد جلو!
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  2. #42
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    سلام
    atefeh خانم

    به تالار همدردی خوش آمدی





    پرسیدی چرا اقدام نمی کنه ؟


    اما نگفتی چه اقدامی ؟ بهت اعلام کنه که شما را دوست داره ؟ بیاد خواستگاری ؟ کدامیک ؟

    اگر اولی هست ... خب اعلام کنه که چی بشه ؟ که شما خوشت بیاد بعدش بری توی رویابافی ها و احساسات و ....... ؟ یا اینکه رابطه دوستی برقرار

    کنی ؟

    اگر منظورت خواستگاری هست که خودت اعلام کردی حالا حالاها تصمیم ازدواج نداری ، اون آقا هم مطمئناً شرایطش را نداره .... پس نه تو و نه اون

    موقعیت ازدواج را در خود نمی بینید ، با این وصف چه اقدامی بکنه ؟



    و اما حرف اصلی بنده :

    متأسفانه از واقع گرایی بدور مانده و پرداخته ای به ذهن خوانی . یعنی تصور اینکه عاشق شماست . آنهم بنا به نگاه هایی چند . این را بدان این نگاهایی چند از روی

    هوس و تمایلات جنسی هم میتونه باشه . اگر بگویی نه او چنین پسری نیست . باید بگم این دنیای مردانه هست بخصوص اگر شما در وضعیت ظاهریت بگونه ای باشی

    که جلب نظر کند و ... پس همیشه نگاه های یک پسر را دوست داشتن سالم تصور نکن .

    نکته مهمتر اینکه چرا شما به جای درس و تحصیل سر به هوایی و در پی نگاه دیگرانی ؟؟؟ یعنی اگر نگاهت اینور و انور نباشه نه این پسر توجه را جلب میکرد نه متوجه

    نگاه های وی می شدی ... پس بهتره برای همون هدفی که بخاطرش دانشگاه وارد شده ای بپردازی .

    اگر پسری خواهان جدی و مطمئن دختری برای زندگی باشد و شرایطش را هم داشته باشد بجای نگاه نگاه اقدام عملی می کند پس وقتی اقدامی صورت

    نمی گیرد یا مساعد نبودن شرایط برای ازدواج است یا قصد ازدواج ندارد تازه فرض اول هم در صورتی که مدرک مطمئنی از جمله بیان اون فرد را داشته باشی که به شما

    علاقه دارد که شما چنین مدرکی جز استناد به نگاه کردنهای او نداری .


    اگر هم دوست داری به تو اعلام علاقه کند و باب دوستی را بیآغازی که همدردی در این زمینه مشاوره ندارد یعنی با اینگونه دوستی های دختر و پسر

    مخالف هست








  3. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 06 خرداد 92), reihane_b (دوشنبه 06 خرداد 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 13 خرداد 92), فرانک بانو (سه شنبه 14 خرداد 92), کامران (چهارشنبه 08 خرداد 92), ویدا@ (دوشنبه 06 خرداد 92), آبان دخت (دوشنبه 06 خرداد 92), صاعد (دوشنبه 06 خرداد 92)

  4. #43
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط medaso نمایش پست ها
    سلام
    ببینید عزیز من پسری بودم که دقیقا وضعیت شما رو داشتم و طرف مقابل من یه دختر بود که همکلاسیم شبیه شما بود.البته اون دختره از قیافش معلوم بود که اهل رابطه نبود.
    از همون ترم 1 نگاهای عجیبی به هم داشتیم و از اونجایی که من پسر شوخی بودم با همه جورد بودم و تا این که حالا با جزوه دادن و این مسخره بازی ها اواخر ترم دوم با هم دوست شدیم.البته باید بگم من پسری بودم که اصلا اهل اینا نبودم و از بد روزگار شاگرد اول دانشگاه بودم و دیگه خودتون بقیشو میدونید....

    ما ترم سوم و چهارم با هم بودیم و دیگه اینقدر این مسئله اوج گرفت که یه جورایی تو همه بچه ها پیچید بعد من یه بار رفتم و باهاش صحبت کردم که به حرف دیگران توجهی نکنه. و باور کنید از اون موقع به بعد فقط میرفتم جلوی کلاس مینشتم و حتی پیش بچه های دیگه هم نمی رفتم ارتباطم رو با همه قطع کردم و باور کنید که این 4 یا 5 ترمی که دانشگاه میخواست تموم بشه یعنی از ترم 4 تا ترم 8 مثل یه جهنم برام شده بود همش اون فکر میکرد که من دوسش دارم و متاسفانه این شوخی کردنه بچه ها باعث میشد که این مسئله دوباره باز سازی بشه وقتی که دانشگاه تموم شد حتی نتوستم باهاش حرف بزنم

    الان 2 سال گذشته و من اتفاقی یکی از دختر های همشهری اون رو دیده بودم گفت که الان بالای 10 تا خواستگار داره ولی به پدر و مادرش میگه من یکی رو دوست دارم وقتی این حرف رو شنیدم مطمئن بودم که منظورش من هستم الان هم یکسال است دارم بهونه جور میکنم که باهاش حرف بزنم ولی پیداش نمی کنم و مطمئنم اگه همین وضعیت ادامه پیدا بکنه همین انقدر خواستگار هم میرن و اون تنها میمونه و...

    ببین دختر عزیز ما در دنیای مادی هستیم و در مادیات به فکر معنویات هستیم وقتی شما میخوای بری دانشگاه درسته داره میری که دانش خودتون رو زیاد کنید ولی حتما باید پول کرایه تاکسی رو داشته باشی تا به دانشگاه برسی و یا لباس داشته باشی وگرنه لخت که نمیتونی بری دانشگاه
    منظورم اینه که تا از توان کسی برای اداره کردن زندگی اطمینان ندارید حتی وارد روابط هم نشید چون الان دخترا دیگه زرنگ تر از این حرفان...ومطمئن باشید پسر ها اینقدر تو زندگیشون بدبتختی دارن که ترم دوم اونم لیسانس به فکر ازدواج باشن..البته هستن ولی اینکه واقعا بخوان جدی بشن خیلی احمقن
    فرشته جان،

    می شه بگید زیر پست پسری که با احساسات یک دختر بازی کرده و آخرش هم نتیجه گرفته که ترم دوم موقع زن گرفتن نیست ولی موقع بازی گرفتن دخترها هست

    تشکر برای چی؟

  5. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    فرشته جان،

    می شه بگید زیر پست پسری که با احساسات یک دختر بازی کرده و آخرش هم نتیجه گرفته که ترم دوم موقع زن گرفتن نیست ولی موقع بازی گرفتن دخترها هست

    تشکر برای چی؟
    بخاطر شهامت پذیرش اشتباه@@@@
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  6. 3 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    shervin (پنجشنبه 03 مرداد 92), فرشته مهربان (شنبه 05 مرداد 92), شیدا. (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  7. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 مهر 92 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    431
    سطح
    8
    Points: 431, Level: 8
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام medaso ممنون
    ولی متوجه نمیشم دوسش داشتی ؟نداشتی ؟ الکی باهاش دوس شده بودی؟!

    - - - Updated - - -

    سلام kamrava ممنون بابت نظرت
    دیگه اصن هیچ برداشتی ندارم کلاً...فقط زمان مشخص میکنه...

    - - - Updated - - -

    سلام فرشته ی مهربان ممنون بابت راهنماییت
    ولی من این پستتونو خوندم خشکم زد...اینا چیه؟!!!
    باید بگم اصن همچین دختری نیستم که بخوام جلب توجه کنم و اینا
    نگاههای یک پسر را دوست داشتن سالم تصور نکنم؟!!!اینجوری که بود الان باید هزار نفرو میگفتم دوسم دارن و...
    در پی نگاه دیگرانم؟؟؟!!!
    من گفتم حرکات و رفتارش نه دقیقاً نگاه خودشم با وضی که شما گفتین!!!
    نگاهم اینور اونوره؟؟؟!!!
    استناد به نگاه کردنهای او؟؟!!!
    از اون همه پست فقط یه "نگاه" رو دیدین دیگه؟!!!
    بنده خیلی ممنونم که به رگبار قضاوت گرفتینم...!!!آخه چی بگم الان؟!!!
    سرپرست سایتم که هستین همه حق رو به شما میدن...

    - - - Updated - - -

    راستی پنجشنبه آخرین امتحانمونه و تا مهر ...
    : ((
    ویرایش توسط atefeh : دوشنبه 13 خرداد 92 در ساعت 17:27

  8. کاربر روبرو از پست مفید atefeh تشکرکرده است .

    کامران (دوشنبه 13 خرداد 92)

  9. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 مهر 92 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    431
    سطح
    8
    Points: 431, Level: 8
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میخوام نتیجه ی تاپیکو بگم...
    فراموشش نکردم...ولی احساساتمو کنترل کردم...
    دوست داشتن ایشون کمکم کرد خودمو بیشتر بشناسم...
    همیشه براش بهترینارو میخوام...

  10. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مرداد 92 [ 22:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    311
    سطح
    6
    Points: 311, Level: 6
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    107

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عاطفه جان من یکی مث خودتم فقط2سال بزرگتر.....منم همچین حسو دارم ولی وقتی میبینی فقط نگاس و اقدامی نیس خدایی دپرس میشی...منم مث تو احساسمو کنترل میکنم وهیچوقت نمیگم نیست یا انکارش کنم......ولی ....

  11. کاربر روبرو از پست مفید nikafarid تشکرکرده است .

    atefeh (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  12. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 مرداد 93 [ 10:57]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    875
    سطح
    15
    Points: 875, Level: 15
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 115 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کاملا واضحه که دچار هیجانات اولیه‌ی وارد شدن به دانشگاه هستید که یه امر کاملا طبیعیه. بعد از مدتی خودتون به حرف‌هایی که زدید می‌خندید. تنها توصیه‌ای که می‌شه بهتون کرد اینه که فعالیت‌های درسی - ورزشی - هنری و ... خودتون رو افزایش بدید و با خانواده و دوستانتون بیشتر باشید.

  13. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 مهر 92 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    431
    سطح
    8
    Points: 431, Level: 8
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nikafarid نمایش پست ها
    سلام عاطفه جان من یکی مث خودتم فقط2سال بزرگتر.....منم همچین حسو دارم ولی وقتی میبینی فقط نگاس و اقدامی نیس خدایی دپرس میشی...منم مث تو احساسمو کنترل میکنم وهیچوقت نمیگم نیست یا انکارش کنم......ولی ....
    سلام nikafarid
    دقیقاً ... :)) ولی چی؟!!!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط myself نمایش پست ها
    کاملا واضحه که دچار هیجانات اولیه‌ی وارد شدن به دانشگاه هستید که یه امر کاملا طبیعیه. بعد از مدتی خودتون به حرف‌هایی که زدید می‌خندید. تنها توصیه‌ای که می‌شه بهتون کرد اینه که فعالیت‌های درسی - ورزشی - هنری و ... خودتون رو افزایش بدید و با خانواده و دوستانتون بیشتر باشید.
    سلام myself
    کاملاً واضحه؟!!!...
    لطفاً قضاوت نکنید...
    هیچوقت به احساساتم نمیخندم...به خوبی یاد میکنم ...
    احتیاجی ندارم خودمو مشغول کنم ...بچه که نیستم سر خودمو شیره بمالم...من این واقعیتو قبولش کردم...و احساساتمو کنترل کردم
    الانم دوسش دارم...ولی نه با تصوری که قبلاً داشتم...

  14. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 مرداد 93 [ 10:57]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    875
    سطح
    15
    Points: 875, Level: 15
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 115 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام myself
    کاملاً واضحه؟!!!...
    لطفاً قضاوت نکنید...
    هیچوقت به احساساتم نمیخندم...به خوبی یاد میکنم ...
    احتیاجی ندارم خودمو مشغول کنم ...بچه که نیستم سر خودمو شیره بمالم...من این واقعیتو قبولش کردم...و احساساتمو کنترل کردم
    الانم دوسش دارم...ولی نه با تصوری که قبلاً داشتم...


    سلام عاطفه خانم،
    اینکه بنده عرض کردم کاملا واضحه به این دلیل هست که روزگاری رو توی دانشگاه گذروندم و از این دست اتفاقات خیلی دیدم... منظورم این نیست که روزی به احساسات پاکتون می‌خندید... به گذشته فکر کنید... به بچه‌گیهاتون... قطعا کارهایی کردید، حرف‌هایی زدید که امروز که بهشون فکر می‌کنید لبخند به لبتون می‌شینه.

    شما گفتید ایشون رو فراموش نمی‌کنید... ما گاهی حتی آدم‌هایی که لحظه‌ای، اگرچه کوچیک، توی زندگیمون ایفای نقش کردند رو به یاد می‌یاریم و البته که شما نخواهید تونست ذهنیت و تصویر این انسان رو از فکرتون پاک کنید. اما توصیه‌ای برادرانه بهتون می‌کنم و اون اینکه...

    اجازه بدید غبار فراموشی روی تصویر این شخص در ذهنتون بنشینه و اجازه ندید خاطراتتون و افکارتون نسیمی بشن برای کنار زدن این غبار

    بزرگ‌ترین اشتباهی که ‌می‌تونید بکنید اینه که ایشون رو فراموش نکنید. آفتی که براتون به همراه میاره اینه که دیگه نخواهید تونست کس دیگه‌ای رو واقعا دوست داشته باشید و اینکه باعث می‌شه توی انتخاب همسر سخت‌گیرانه و غیر منطقی عمل کنید. دوستمون در بالا اشاره کردن که همکلاسیشون خواستگارهاش رو به خاطر همین خاطره داره از دست می‌ده.

    این توصیه که دور و برتون رو شلوغ کنید، درس بخونید، ورزش کنید و با خانواده و دوستان باشید دقیقا به همین دلیله. یه چیزی رو بدونید و اون اینکه همه فکر می‌کنن که مورد خودشون با مال بقیه فرق می‌کنه و وقتی کسی نصیحتی می‌کنی با خودشون می‌گن که : نه مال ما فرق می‌کنه، ما که این طوری نبودیم، مال من یه طور دیگه بود و ... بله درسته، هر موردی ویژگی‌های خودش رو داره و قطعا هیچ دو موردی کاملا مشابه نیستن ولی مطمأن باشید من از چیزهایی که دیدم بهتون می گم: سریع به روال نرمال زندگیتون برگردید و از این حرف‌ها که فراموش نمی‌کنم و ... نزنید.

    فراموشی نعمتیه که خدا بهتون داده، ازش خوب استفاده کنید


  15. 2 کاربر از پست مفید myself تشکرکرده اند .

    atefeh (پنجشنبه 03 مرداد 92), فرشته مهربان (شنبه 05 مرداد 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم دوسم داره اما خیلی باهام لج میکنه.
    توسط توانا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 01 اسفند 94, 13:31
  2. شوهرم بعد از 12 سال زندگی میگه دوسم نداره
    توسط دوستان راهنمایی میخاهم در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 فروردین 94, 07:00
  3. خیانت: کمکم کنید از این هوسم خلاص شم
    توسط village در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 41
    آخرين نوشته: جمعه 20 فروردین 89, 14:14
  4. خداحافظ قالب سابق وسلام بر قالب جدید
    توسط ani در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 مهر 88, 16:47
  5. ** می بوسمت **
    توسط m.mouod در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 تیر 88, 08:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.