
نوشته اصلی توسط
پژمان
سلام
امروز بعد ازظهر وقتی خانه آمدم همسرم رو در حال گریه دیدم و بعد از خواندن بعضی از پست های تایپیک هنگ کردم.
بنده برای محق بودن خود و حمایت خودم از سمت دوستان از همسرم نخواستم تایپیک ایجاد کنن برای اینکه ایشون بتونن از مشاورین سایت مشاوره درست بگیرن مایل بودم در این سایت حضور داشته باشن چون این سایت و مشاوره های جناب مدیر همدردی و خانم فرشته مهربان و تعدادی از دوستان بسیار به من کمک کردن و زیر و بم مشکلاتم برام رو شد.
اگر در این تایپیک خواسته یا ناخواسته کسی رنجیده خاطر شده و حرفی زده شده و دوستان ناراحت شدند من معذرت میخواهم و امیدوارم تکرار نشه. سعی خودم رو انجام میدم تا با بازگو کردن شرایط سایت برا همسرم از تکرار دوباره این موضوع جلوگیری کنم.
اما
توهین به همسرم و خانواده ایشون توهین به من محسوب میشه و همان اندازه که ایشون ناراحت میشن من خیلی بیشتر رنجیده میشم .
برا هر مردی دیدن اشک همسرش ناراحت کننده است دوستانی که متاهلن این مسئله رو کاملا درک میکنن.
ایشون همسر من و مادر فرزند من و دخترعمه من هستن دشمن بنده که نیستن . توقع چنین برخوردی رو از بعضی دوستان نداشتم و ندارم.
ایشون اگر یک سری مشکلات با من نداشتن اصلا صلاح نمیدیدم ایشون در این سایت حضور داشته باشن اصلا دلیل اصلی حضورشون در سایت همین بوده.
مگر تا الان چند نفر مثل من چنین کاری رو انجام دادن و همسرشون رو در چنین جایی با خودشون رودر رو کردن؟
من همه این مسائل رو به جون خریدم چون فکر میکنم شاید اینجا آخرین یا بهترین جایی هست که خانمم میتونن برا این مسئله تکانی به خودشون بدن و شرایط رو تغییر بدن.
وقتی می بینن من همه حرفهای دلم رو در معرض دیدشون گذاشتم قطعا سعی میکنن تغییراتی درونشون ایجاد کنن. میدونم یه ریسکه که کمتر کسی انجامش میده اما تصمیم دارم تا ته این جریان پیش برم چون دیگه بدتر از این نخواهد شد.
میدونم همه دوستان نگران من و زندگی ما هستن میدونم همه از روی دلسوزی و محبت مسائلی رو عنوان کردن و از همه ممنونم ولی همونطور که میدونیم از چاقو دو تا استفاده میشه کرد. یکی با چاقو میوه پوست میگیره و یکی چاقو رو درون بدن یکی دیگه فرو میکنه. بعضی راهنمایی ها هم در عین دلسوزی دقیقا حالت دوم رو داره.
خاطرتون هست آخرین پستم رو در تایپیکم نوشته بودم حرمت همسرم رعایت بشه؟ من انتظار چنین چیزی رو داشتم که اون جمله رو نوشتم چون هم همسرم رو میشناسم و هم در این مدت با اخلاق برخی از دوستان در این سایت آشنایی پیدا کرده بودم.
از فرشته مهریان عزیز صبای عزیز باران عزیز و چنار عزیز و همه دوستان عزیز برا راهنمایی های دلسوزانه همسرم تا الان و از این پس از جون و دلم تشکر میکنم. امیدوارم روزی آن قدر از خدا عمر بگیرم تا در جایی بتونم لطف همه تون رو جبران کنم.
باز هم از دوستانی که ناراحت شدن بنده عذر میخوام من رو حلال کنین.
علاقه مندی ها (Bookmarks)