سلام تنهایی،به نظر میرسه شما پس ازازدواج در درک "نقشهای تعاملی"جدید دچار سردرگمی وتعارض شده اید،چون قبلا چنین نقشی را تجربه نکرده اید.یکی ازاین نقشها نقش برادرشوهرشماست.این سردرگمی وتعارض درتعریف مخاطب جدید درتعاملات ارتباطی شماکه اتفاقا شباهتها وسنخیتهایی باشمادارد،باعث شده تاخروجی نهایی ای تعامل ،یک حس سردرگم کننده درشما بشود.برای اصلاح نیازمند استفاده از"مفاهیم کمکی"در درک نقش جدید دارید.این مفهوم کمکی میتوانداستفاده ازلفظ"برادر" یا"داداش"خطاب به برادرشوهرتان باشد.تا دوسرتعاملات ارتباطی باداشتن تعاریف صحیح،خروجی سالمی داشته باشد،مثل تقویت حس برادری.کار دوم شما "تعمیم"برخی رفتارهای شما درنقشهای قدیم با برادرصمیمی خانوادگی خود به این نقش جدیداست.مثلاکمکهایی که قبلا ازبرادرخود داشته اید.سوم رعایت تناسب در ارتباط باخانواده جدید مثلا بیشتروقت خود رابا خواهرشوهریامادرشوهرتان بگذرانید(این بدلیل بی اعتمادی به شما نیست برای تناسب وتعادل ارتباطات است).چهارم اوراباشوهرخودمقایسه نکنیدچون بدلیل برادرشوهری رفتارهای نرمتری ازشوهرتان به شما خواهد داشت.پنجم رابطه عاطفی خود راباشوهرتان قویترکنیدوموقعی که سرکارهست تلفنی هم با اوارتباط برقرارکنید.این راهم مطمئن باشید هرچه حس شمابه برادرشوهرتان بیشتر شده متقابلابرای او حس برادری به شما بیشترشده است.