
نوشته اصلی توسط
صبا_2009
آکوای عزیز ممنون که به سوالاتم صادقانه جواب دادی.
خواهش میکنم عزیزم
مشخصه که همسرت رو دوست داری و قصد داری هر طور که هست زندگیت رو حفظ کنی. از این بابت بهت تبریک میگم
یه ویژگی مثبت دیگه هم من به ویژگی های شما اضافه میکنم و اونم اینه تو شناخت خصوصیات مثبت همسرت کوتاهی نکردی.
اما آکوای عزیز
آیا قبول داری هم شما و هم همسرتون مهارت های کامل رو برای ارتباط برقرار کردن صحیح با هم دیگه ندارین؟ درسته
یعنی مثل دو تا دوست صمیمی بهم اعتماد ندارین و حرف دلتون رو بهم نمیگین.
شما ریشه ی مشکلات فعلی تون رو فقط این میدونید که آکوا دوست نداره تو منزل پدر شوهر زندگی کنه و پژمان هم تمایل نداره با خانواده شما زندگی کنه؟ درسته؟ بله
ولی آیا تا حالا به این فکر کردی که چرا شما و پژمان نتونستین مساله به این سادگی رو بین خودتون حل کنید؟ آره ولی نفمیدم چرا
آیا تا به حال به این فکر کردی که پژمان کلا از زندگیش با شما راضی هست یا خیر؟ نه فکر نکردم
آیا نیازهای همسر شما توسط شما تو خونه به موقع و بجا برآورده میشه؟ آیا رفتارها و واکنش های شما تو موقعیت های مختلف باعث رنجش و آزار همسرت نیست؟شاید
تا حالا ریشه یابی کردی که پژمانی که شاهد هستی رابطه ی خوبی با پدر خودش نداره، چرا حتی شده برای فرار از زیر بار منت پدرش حاضر نیست با خانواده شما زندگی کنه؟ خیلی مغروره حتا دسنبند طلای عیدی مامانمو پس داد گفت هدیه جز پولو طلا باشه قبول میکنه مامانمم واسش لباس گرفت
چرا یه مرد خوب باید به حرف زنش باشه، اما یه زن خوب که ادعای دوست داشتن و عشقش میشه و تعریفش از عشق فداکارب برای همسرش هست، نباید خواسته ی شوهرش واسش مهم باشه؟ واسه منم مهمه
چرا یه زن خوب باید اینقدر برای رسیدن به خواسته ش پافشاری کنه که از خونه قهر کنه و مهریه ش رو اجرا بگذاره؟ یه فکرایی با خودم داشتم
اگه همسرت با فروختن ماشینش باعث سرافکندگیتون میشه، تا حالا به این فکر کردین که با عصبانیت های شما و فشارهایی که بهش میارین چقدر غرورش رو جریحه دار کردین؟ نه
آکوای عزیزی که حاضره برای پیشرفت مالی زندگیش بخش عمده ای از جهیزیه ش رو بفروشه، تا حالا به این فکر کرده که با این کارش چوب حراج به غرور همسرش میزنه؟ نه چون خیلی زنها خونه میگیرند مگه چیه
آکوا جان
شمایی که دوست داری از همه بهتر باشی و طبق گفته های خودت و همسرت در حال حاضر بهترین همسر رو تو فامیل داری (از بعد مادی فقط نگاه نکن) تا حالا به این فکر کردی چطور میتونی بهترین همسر واسه شوهرت باشی؟ اگر قرار به رقابت و حسادت هست چرا فقط تو بعد مادی؟
چرا کاری نمیکنی که پژمان همه جا ازت تعریف کنه؟ چرا کاری نمیکنی که اگه یه روز خواستی قهر کنی همسرت بخاطر خودت بهت برگرده و نه بخاطر فرزندتون یا پول پدرت.
به این فکر کردی اگر خدای نکرده خانواده شما ورشکست بشن، پژمان و پسرت هم نباشن چند تا از اون ویژگی های مثبت واست باقی می مونه؟ پژمانو پسرم واسه چی نباشند پژمان بخواد نباشه جیگرشو درمیارم اگه واسه من نباشه نباید واسه کسی دیگم باشه
اگر که به نظرت حرفهای من منطقی هست و ارزش فکر کردن داره بهت پیشنهاد میکنم:
یه مدت از فکر خرید خونه و فروختن نقره ها بیا بیرون. مثلا 3 ماه یا 6 ماه. حالا هم که تابستون هست ودرست تموم شده. بیشتر روی رابطه ی خودت با همسرت تمرکز کن. اشکالات و خامی هایی که تا حالا داشتین رو نظر بگیرین و سعی کنین کانون خانوادتون رو به کمک همسرت گرم کنین. سعی کن کاری کنی که همسرت به ذهنش خطور نکنه که یک شب هم از شما دور باشه(به علت علاقه و عشقی که به شما داره، نه بخاطر اینکه مادر فرزندش هستین) بعد از اون 3 ماه یا 6 ماه با مشورت همسرت در مورد خونه و محل زندگیتون یه تصمیم جدید بگیرین.
- - - Updated - - -
هیچ اشکالی نداره که می خوای شوهرت پول داشته باشه!!
ولی دقت کن ببینی به چه روشی از شوهرت می خوای به خواسته ت عمل کنه؟ شاید روشت مشکل داره! شاید طرز بیانت صحیح نیست! شاید دفعات پیش که شوهرت به حرفت گوش کرده امنیت و راحتی بدست نیاورده!
شاید اون علتی که می خوای شوهرت پول دار باشه مشکل داره.
شاید روشی که واسه پولدار شدن انتخاب کردی مناسب نیست.
بجای اینکه هی پات رو به زمین بکوبی و بگی میخوام پولدار بشم بیا ریشه یابی کنیم ببینیم چرا شوهرت که یه فرد جوان و قطعا ثروت دوست هست، مخالفت میکنه؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)