به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 01:42]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    62
    سطح
    1
    Points: 62, Level: 1
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه دنیا ازت ممنونم ترانه عزیزم
    دقیقا درست گفتی رفتارام خیلی احساس محور هستن خودم هم میدونم کاملا و بخاطر همینم دوسشون ندارم آخه چرا باید احساس و هیجان من رو پیش ببره؟چرا انقدر احساساتم در هر جهتی قوی هستن ؟چرا یا یه چیزی یا یه کسی رو یا خیلی خوشم میاد ازش یا بدم میاد ؟چرا روی میانه حرکت نمیکنم؟ فرق من با بقیه چیه؟
    چرا این همه هیجان زده میشم زود مثل بچه ها؟ این هیجانات تو وجودم چرا هستند اصلا؟ از اول چرا بودند؟

    و یه سول بزرگ دیگه اینکه خوب گیریم که بتونم وقتی که هیجان زده هستم به سختی خودمو کنترل کنم جوریکه این هیجان توی رفتارای بیرونیم معلوم نباشه و کسی متوجه نشه ، خوب اونوقت درون نا آروم خودمو چیکار کنم ؟ هیجان داخلیمو که از درون بهم فشار میلره رو چطور از بین ببرم؟
    دلم میخواد یه درون آروم داشته باشم بدون فشار بدون هیجان بدون گفتگوهای مدام ذهنی..

    ترانه جون مرسی از مقاله های مفیدی که برام گذاشتی ، همرو میخونم و همه سعیمو میکنم که بهشون عمل کنم ولی باز هم همراهی شماهارو میطلبه
    من باید همه سعیمو بکنم که خودمو تغییر بدم ، من شرایط خیلی خوبی داشتم برای اینکه یه ازدواج بسیار خوب و موفق داشته باشم اما سالهای زیادی از زندگیمو به خاطر همین اخلاقای افراطیم سوزوندم و الان خیلی تنهام و میدونم تنها امدی که شاید به تغییر زندگیم باشه در گرو تغییر خودم و برطرف کردن مشکلات بزرگ روحیمه

    یه چیز دیگه بگم اینکه وقتی دوستان به اختلال دوقطبی اشاره کردن من برای اطلاعات بیشتر کلی تو نت در موردش مطالعه کردم و خوندم که افرادی که این اختلال رو دارن روز این حالتها(شیدایی-افسردگی) بطور تناوبی و خود بخود بوجود میاد و نیازی به عامل بیرونی ندارن این افراد .اما من اینطوری نیستم ، من بروز یکی از این حالنها و بسمت یکیشون رفتنم کاملا تحت تاثیر محیط و مسائلی هست که برام پیش میاد و به هیچ عنوان خود به خوددی نیستن اما خوب بسیار افراطی هستن ..

  2. کاربر روبرو از پست مفید anjelaa تشکرکرده است .

    taraneh89 (پنجشنبه 06 تیر 92)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    دقیقا نمی دونم مشکلت چیه. اما دو تا مورد به نظرم میاد شاید برات کمک باشه.
    یکی اینکه احتمالا کودک درونت از بالغ فعال تره. شاید اگه سرچ کنی و یه مقدار بیشتر راجع به کودک درون مطلب پیدا کنی و همینطور راجع به والد و بالغ بتونی بهتر درک کنی خودتو و شاید بعدش راهی به نظرت بیاد.
    چیز دیگه ای هم که می خواستم بگم اینه که فکر نکن چیزی که هستی بده. هر کسی هر چی هست خوب خوبه. فقط باید سعی کنیم نیروهامونو توی جهت درستش بندازیم تا از داشته ها و انرژی مون نتیجه ی مثبت بگیریم. منطورم اینه که فکر نکن تو خوب نیستی چون مثله بقیه نیستی. فقط باید یاد بگیری چطوری انرژی هاتو مدیریت و هدایت کنی.
    اینا هم سختن. منم نمی دونم.
    موفق باشی.

    - - - Updated - - -

    یعنی اول باید سعی کنیم خودمونو بشناسیم بعدش درست تصمیم بگیریم و هدایت کنیم استعدادهامونو.

  4. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    anjelaa (پنجشنبه 06 تیر 92), taraneh89 (پنجشنبه 06 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 06 تیر 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام عزیزم
    میتونی با مسائل ساده شروع کنی و سعی کنی احساستو مهار کنی
    مثلا دلتنگی برای یه آدم!وقتی دلتنگش میشی هر چه قدر هم برام سخت بود اون لحظه زنگ نزن و به سراغش نرو
    یا گریه و خنده برای یه احساس خوب یا یه احساس بد
    اصلی ترین مساله تو کنترل احساس ,صبره
    وقتی بتونی تو بیان احساس و عکس العمل هات و... صبور باشی و به خودت استپ بدی و واکنشتو به تاخیر بندازی , میتونی کم کم افسار احساستو دستت بگیری
    باید تمرین صبر کنی و صبور بشی
    این لینکو بخون:
    کنترل احساس برای خیلی ها سخته ولی اصلی ترین و مثبت ترین نشونه ی تغییر سختی و دردی که به واسطه اش تحمل میکنی و کم کم از خودت راضی میشی و درد و سختیت هم کم میشه
    مثلا تغییر وزن و ترک اعتیاد و... همه تغییر تو نوع زندگی هستن و برای همه سخت و دردناکن!پس باید درد و سختیش رو تا مدتی تحمل کنی و صبرت رو زیاد کنی
    حس مثبتی که هر دفعه به خاطر صبر و هیجانی رفتار نکردن بهت دست میده رو یادداشت کن
    طبق اون لینک اگه عمل کنی و بعد از هر اتفاقی یه بازه ی زمانی مشخص کنی و تو اون بازه هیچ واکنشی نشون ندی و فکرتو به سمت مسائل دیگه متمرکز کنی , اولین قدم ها رو برای مهار هیجان محوریت برداشتی
    ویرایش توسط taraneh89 : پنجشنبه 06 تیر 92 در ساعت 19:29

  6. 3 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    anjelaa (پنجشنبه 06 تیر 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 06 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 06 تیر 92)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 01:42]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    62
    سطح
    1
    Points: 62, Level: 1
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    دقیقا نمی دونم مشکلت چیه. اما دو تا مورد به نظرم میاد شاید برات کمک باشه.
    یکی اینکه احتمالا کودک درونت از بالغ فعال تره. شاید اگه سرچ کنی و یه مقدار بیشتر راجع به کودک درون مطلب پیدا کنی و همینطور راجع به والد و بالغ بتونی بهتر درک کنی خودتو و شاید بعدش راهی به نظرت بیاد.
    چیز دیگه ای هم که می خواستم بگم اینه که فکر نکن چیزی که هستی بده. هر کسی هر چی هست خوب خوبه. فقط باید سعی کنیم نیروهامونو توی جهت درستش بندازیم تا از داشته ها و انرژی مون نتیجه ی مثبت بگیریم. منطورم اینه که فکر نکن تو خوب نیستی چون مثله بقیه نیستی. فقط باید یاد بگیری چطوری انرژی هاتو مدیریت و هدایت کنی.
    اینا هم سختن. منم نمی دونم.
    موفق باشی.

    - - - Updated - - -

    یعنی اول باید سعی کنیم خودمونو بشناسیم بعدش درست تصمیم بگیریم و هدایت کنیم استعدادهامونو.
    آره دقیقا" درست گفتی کودک درون من خیلیی فعالتر از بالغ هست ، اصلا همه کنترلم با کودک درونمه ..خودم متوجه شدم ، با اینکه درکم نسبت به مسائل و آدما خیلی بالاست اما همچنان احساس میکنم شخصیتم یه بچه باقی مونده ..یه بچه حساس و شیطونو احساساتیو بازیگوش و نا آروم که خودمم دوسش دارم اما متاسفانه در جامعه پذیرفته نیست و عملکردهاش پخته و سنجیده نیستن.باورت میشه با این سنم بعضی وقتا از روی شیطتنت و برای خنده یه کارایی میکنم که یه بچه 7 ساله میکنه؟؟ و همه اینا بخاطر هیجان و شیطنت درونمه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط taraneh89 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    میتونی با مسائل ساده شروع کنی و سعی کنی احساستو مهار کنی
    مثلا دلتنگی برای یه آدم!وقتی دلتنگش میشی هر چه قدر هم برام سخت بود اون لحظه زنگ نزن و به سراغش نرو
    چشم عزیزم اینکارو اتفاقا" لازم دارم که انجام بدم ، ببینم چقدر دووم میارم..
    یا گریه و خنده برای یه احساس خوب یا یه احساس بد
    OK

    اصلی ترین مساله تو کنترل احساس ,صبره

    بله درست میفرمایید .اما صبر چیزیه که اصلا" در وجود و شخصیت من تعریف نشده متاسفانه:confused:

    وقتی بتونی تو بیان احساس و عکس العمل هات و... صبور باشی و به خودت استپ بدی و واکنشتو به تاخیر بندازی , میتونی کم کم افسار احساستو دستت بگیری
    باید تمرین صبر کنی و صبور بشی

    این دقیقا" کاریه که نیاز دارم انجام بدم چون تا الان دقیقا" عکس فرموده شما عمل کردم.

    این لینکو بخون:
    کنترل احساس برای خیلی ها سخته ولی اصلی ترین و مثبت ترین نشونه ی تغییر سختی و دردی که به واسطه اش تحمل میکنی و کم کم از خودت راضی میشی و درد و سختیت هم کم میشه
    مثلا تغییر وزن و ترک اعتیاد و... همه تغییر تو نوع زندگی هستن و برای همه سخت و دردناکن!پس باید درد و سختیش رو تا مدتی تحمل کنی و صبرت رو زیاد کنی
    اینجوری فکر میکنم ارادم هم قوی بشه چون اونم خیلییی ضعیفه و یکه دیگه از مشکلاتمه..

    حس مثبتی که هر دفعه به خاطر صبر و هیجانی رفتار نکردن بهت دست میده رو یادداشت کن
    طبق اون لینک اگه عمل کنی و بعد از هر اتفاقی یه بازه ی زمانی مشخص کنی و تو اون بازه هیچ واکنشی نشون ندی و فکرتو به سمت مسائل دیگه متمرکز کنی , اولین قدم ها رو برای مهار هیجان محوریت برداشتی
    یعنی من درست میشم؟ نرمال میشم ؟ جوریکه خودم از خودم راضی باشم؟

    - - - Updated - - -

    سلام فرشته مهربون عزیز ..خیلی خوشحال شدم رد پاتون رو اینجا دیدم ، چون شمارو میشناسم و خیلی قبولتون دارم، خیلی خوشحالم میکنید اگر اجازه بدید از راهنماییهای ارزنده شما هم در کنار نظرات سایر دوستان عزیز ی که مطلبم رو دنبال میکنن و به من لطف دارن بهره ببرم.

  8. 2 کاربر از پست مفید anjelaa تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 11 تیر 92), taraneh89 (جمعه 07 تیر 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 01:42]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    62
    سطح
    1
    Points: 62, Level: 1
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ترانه جون

    مقاله "انرژی احساسی صلح آمیز " رو خوندم ، به نظرم خیلیی خوب بود ، مرسی عزیزم که برام گذاشتیش

    نشونه های رفتاری (کلامی و جسمی )افراد احساسی رو که اونجا خوندم دقیقا" همه رو من داشتم و جز بارزترین خصوصیات شخصیتی -رفتاری من بود و خیلی برام جالب

    بود انگار که همه عادتهای رفتاری من رو تعریف کرده بودن ... بنابر این من یه آدم 100% احساسی هستم که همه رفتارها ، واکنشها و تصمیم گیریهام بر همین اساس بوده

    بر اساس رفتارهای لذت طلبانه آنی :(

    و میدونی جالب چیه؟ اینه که من تا چندی پیش فکر میکردم این نوع رفتار و شخصیت خیلی هم جالب و مهیج و خاص و با حاله

    ولی حالا کاملا" متوجه شدم که جالب که نیست هیچی چقدر هم مخربه و من چه موقعیتهای خوبی رو تو زندگی بخاطر این شخصیت احساسی-افراطیم که از دست دادم .

    و الان چقدر احساس ندامت میکنم و آرزو میکردم ای کاش دید الانم رو 10 سال پیش داشتم و میتونستم از قشنگترین سالهای زندگیم بهترین استفاده رو بکنم اما افسوس...

    زمانهایی که رفت و دیگه برنمیگرده رو که دیگه نمیشه کاریش کرد اما حداقل از الان به بعدمو میخوام تمرین کنم و سعی کنم که خودمو اصلاح کنم تا 10 سال دیگه که برمیگردم عقب رو نگا میکنم مثل الان افسوس نخورم.

    میخوام تمرین صبر کنم ، میخوام تمرین صبز و اراده کنم ، میخوام از غلضت احساساتم کم کنم و اولین کار اینه که واکنشهام رو به تاخیر بندازم تا جاییکه میتونم ، ازخدای بزرگ هم میخوام که کمکم کنه

    ولی سوالم اینه که یه آدم تا این حد کم صبر و بی اراده و کاملا" احساسی که تا الان اکثر رفتاراش ، واکنشهاش و تصمیماتش تحت تاثیر احساسات مثبت یا منفی غلیظ

    تا چه حد موفق میشه خودشو عوض کنه ؟ آخه من که نمیتونم بلکل شخصیتمو ، ذات و خمیر مایمو عوض کنم ( چون درصد زیادی از این حالتهای احساسیم رو از پدرم به

    ارث بردم و زنتیکیه؟) در ضمن نه دوست دارم و نه میتونم تبدیل به یه ادم کاملا منطقی بشم .آخه ذات کسی رو که نمیشه عوض کرد ، پس من تا کجا و تا چه حد باید از خودم انتظار تغییر داشته باشم ؟؟
    ویرایش توسط فرشته مهربان : شنبه 08 تیر 92 در ساعت 02:01

  10. کاربر روبرو از پست مفید anjelaa تشکرکرده است .

    taraneh89 (جمعه 07 تیر 92)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام
    دوست گلم! میتونی! .شک نکن
    تایپیک های خود منو بخون!منم همین طوری بودم! در لحظه و طبق هیجاناتم رفتار میکردم
    الان حدود6 ماهه دارم رو خودم کار میکنم
    قرار نیست ما عوض بشیم و احساساتمون رو از دست بدیم !ما مهارت کسب میکنیم که بتونیم منطقی از احساساتمون استفاده کنیم
    هر رفتاری اگه منطقی بررسی نشه و فقط تو فضای احساسی بررسی بشه احتمال پشیمونی ازش هست
    ماها فقط سعی میکنیم وقتی هیجاناتمون اوج گرفت به احساسمون استپ بدیم و موقعیت رو با آرامش و منطقی بررسی کنیم و بعد رفتار کنیم.این به ژنتیک ربطی نداره عزیزم و فقط با کسب مهارت و تلاش میشه به این مرحله رسید
    این تایپیک و راههایی که آقای sciبه من یاد دادن رو بخو
    ن:

    تو این تایپیک آقای sciبا راههای عملی به من یاد دادن که چه طوری وقتی هیجاناتم و احساساتم اوج میگیره خودمو مدیریت کنم و منطقی رفتار کنم
    تمرین تنفس و نوشتن احساسات و هیجانات تو دفتر قرمز و استفاده از کش و استپ و به یاد آوری یه لحظه ی زیبا برای کنترل احساسات و صبر و عکس العمل های منطقی خیلی موثره
    .زمان میبره ولی میشه
    در ضمن من به
    فرشته مهربان راطلاع دادم به تایپکتون سر بزنن .صبور باش

  12. 2 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    anjelaa (شنبه 08 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 13 تیر 92)

  13. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 28 مرداد 01 [ 19:21]
    تاریخ عضویت
    1392-3-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    7,573
    سطح
    58
    Points: 7,573, Level: 58
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 30 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ب گفته دکتر حورایی کسانی ک گدای تایید دیگران هستن اعتماد ب نفس و خودباوری ندارن
    همینکه ب دید مردم اهمیت میدین باعث میشه ک آرامش نداشته باشین کلا بحثش مفصله..
    تو یک جمله ”ب دیگران اهمیت نده خودت باش..”

  14. کاربر روبرو از پست مفید kambiz619 تشکرکرده است .

    anjelaa (پنجشنبه 13 تیر 92)

  15. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 01:42]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    62
    سطح
    1
    Points: 62, Level: 1
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    manam dus nadarm be digaran ahamiat bedam dus daram khodam basha, va be did va nazare digaran dar morede khodam ahamiat nadam kheiliam saay kardam ke inkaro bokonam ama movafagh nabodam ziad .mamnun misham age bishtar dar in zamine tozih bedid ya rahkari neshunam bedid dar in zamine


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم تعادل روحی و اخلاقی نداره منو آزار می ده
    توسط paper در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 دی 90, 09:19
  2. خوابم تعبیر میشه؟
    توسط roze_bikhar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 مهر 90, 11:05
  3. چه طور حد تعادل رو به همسرم یاد بدم؟
    توسط eghlima در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 136
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 مهر 90, 03:45
  4. با همسرم تعارف دارم چه کنم؟
    توسط فرات در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 مهر 90, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.