به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 75
  1. #51
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    یکی میاد پست بالایی رو ویرایش کنه پلیز چرا دوتاس
    اگه تموم نشده بود الان میرفتم اینو ایمیل میکردم

    عزیزم...سالهای سال تصورم از عشق تو بودی و بس.. آنقدر که عادت بودنت ، هراس نبودن بی تورا دوصدچندان میکرد... در این سالها برادری نبود که در نبود پدر به او تکیه کنم.. تا تو آمدی.. عشقم شدی.. برادر نداشته ام شدی... و همسرم شدی... با اینکه مشکلات زندگی زنگاری را بر قلبم نهاده بود تا خاطرات سالهای عاشقی را کمرنگ به یاد آورم... ولی امروز بهانه ای شد تا به یاد روزگاران قدیم برایت دوباره بنویسم...
    مرد من.. میدانی تمام تصور من این بود که تو باشی و هیییییییییچ نباشد... ؟ که تمام دنیا بی تو هیچ معنایی ندارد... که با تو تا آخر دنیا ایستاده ام... یادت می آید که آرزویم این بود که من باشم و تو باشی و خدا و هییییییییییچ کس نباشد؟... هنوز هم آرزویم همین است ...
    تنها آرزویم اینست که برای روزهای سخت تورا در کنارم باشی... آرزو دارم که روزهای سالخوردگیمان را در کنار هم تجربه میکردیم... آرزو دارم که روزی روزگاری که گرد سفید بر موهایمان می نشیند به یکدیگر لبخند رضایت بزنیم که توانستیم از عهده زندگی و مشکلات آن برآییم...

    یعنی چرا نمیشه به این مردا عشق ورزید همش تو همه تاپیکها میگن خودتونو براشون بگیرین آوریزون نباشین و فلان و بهمان واقعا هم تجربه ثابت کرده هر چه به مرد محل ندی بیشتر عاشقت میشه ، مرد محضر نیاز و زن ناز!!!
    به هر حال اشک تو چشمام حلقه میزنه و دلم میخواد این متنو ایمیل کنم اما تموم شده دیگه
    یه لحظه تو حال زندگی میکنم و به احساسم توجه میکنم حس غم نمیره اما کمرنگ میشه(یه تمرینه که دکتر بم یادداده) و بازهم تکرار میشه تموم شده تموم شده !!! این حرف چقدر خاطره شده برام
    احساس نیاز میکنم به مادر شدن به اینکه به یکی عشق بورزم به مردها که نمیشه به خانوادمم نمیتونم ( چون کلا ابراز محبت تو خانواده ما کمه فقط منو و خواهر زاده کوچولوم خیلی بمون محبت میشه ) یادمه میگفت تو عقده محبت داری میگفتم نه اتفاقا من چون همیشه چون روحیم حساس بود لوس بودم همه بیش از حد بم محبت و توجه داشتن من عقده محبت کردن دارم نه محبت دیدن!!!که متاسفانه اون جنبشو نداشت
    ( الان این شد سوگواری)

    مطلب بالا هم کپی پیسه ها خودم ننوشتم:d
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  2. کاربر روبرو از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده است .

    omid65 (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  3. #52
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    چون اون تاپیک قفل شد اینجا میگم
    مرسی از همه مخصوصا مدیر(من نمیتونم برم پیش مشاور اینا رو بگم ....)
    در ضمن من خودارضای یو به هر مصیبتی بود ترک کردم اون کارو بیشتر به خاطر تنبیه خودم میکردم تا نیاز جنسی که خوب از جمله تبعات خودارضایی حریص شدن به اون احساسه
    نیاز جنسیم چیزی نیست که آزارم بده الان کاملا راه کنترلشو میدونم خدا رو شکر

    من بعد یه سال تونستم با یه تاپیک کمتر از 50 ارسال دیگه به اون آدم ایمیل ندم و این برام خیلی باارزشه
    برای همین مشکلی که همیشه داشتمو آزارم میداد و هیچ کس نمیدونه اینجا مطرح کردم شاید حتی یه راه حل های کوچیک (مثل همون جمله تموم شده) بتونه ذهن آدمو باز کنه
    ضمن اینکه من اطلاعاتم در ضمینه روانشناسی مشکلاتم خیلی زیاده یعنی شما بگید ف من تا فرحزاد که میرم هیچ کل منطقه رو شناسایی میکنم
    فقط از نظر احساسی نمیتونم با این قضیه کنار بیام شایدم میتونم فقط فکرمیکنم آدمهای که منو آزار دادن باید همش بدبختی بکشن یا اگه اون پسر میذه خواستگاری هزار تا دختر خوب و پاک و نجیب من دلم میسوزه برای اون دخترها و همش دعا میکنم یکی مثل خودش قسمتش شه( به شدت اعتقاد دارم اون حتی ممکنه به بچه خودشم تجاوز کنه)
    دیشب یکم با مامانم حرف زدم آرروم تر شدم (مجبورم کرد درباره موضوع حرف بزنم)
    آروم که نه تا 5 صبح بیدار بودم و همه مشکلات زندگیم اومد جلوی چشمم و این برام آزار دهنده است
    از اون وقتهایی بود که اگه به خودم اجازه میدادم باید 4 5 ساعت گریه میکردم
    گاهی که یاد این مشکلاتم میافتم به خودم میگم بیپاره اون حق انتخابای بهتریو داره من لایق نبودم

    راستی من راجع به حساسیت بالام با خواستگارمم حرف زده بودم و اون میدونست و به قول مشاور چون باهوش بود و نقطه ضعفمو میدونست و شخصیت دیگر آزار داشت به شدت از این راه آزارم میداد و وقتی گریم میگرفت میگفت حالا دلم خنک شد!!!
    یعنی بازم نقطه ضعفمو بگم
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  4. کاربر روبرو از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده است .

    کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  5. #53
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    بخشیدن دیگران خیلی سخت هست ... واقعا تلاش بالایی میخواد ، خصوصا اینکه " دیگران" یا اعضائ خانوادمون باشن یا افرادی که به نحوی زیاد می بینیمشون و باهاشون سروکار داریم
    به نظرم اگر با این دید نگاه کنیم که
    آنها خود، قربانیِ قربانیان دیگر هستند ...
    آنها نیازمند کمک و هم حسی هستند....
    آنها نیازمند دعا هستند تا به راه درست هدایت شوند...
    آنها نیازمندانی هستند که خود از عجزو ناتوانی خود بی اطلاع هستند....
    کم کم می توانیم در دلمون ببخشیمشون
    چرا که با بخشیدن آنها درحقیقت خودمون را از اسارتِ فکر کردن به آنها آزاد می کینم ... از اسارت انتقام ...از اسارت تلافی ... از اسارت درگیری ذهنی ....
    بعد از بخشش ، احساس رها شدن داری ... احساس غرور ... احساس سبکی ....
    شما که پایه های مذهبی داری .... خوب می دونی که همه ما از روح خدا در وجودمون هست ... و هدف نهایی زندگی مون، رسیدن به همون خداست ....
    پس چرا مثل خدا نباشیم؟!
    بخشش از صفات بارز خداست ...
    لاف نمی زنم ... مرحله به مرحله تجربه کردنِ "بخشش " را برایت نوشتم ... تجربه اش کرده ام ، تجربه اش کن !

    ویرایش توسط فرشته مهربان : شنبه 04 خرداد 92 در ساعت 13:30

  6. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    Narges s (پنجشنبه 02 خرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 05 خرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 02 خرداد 92), مدیرهمدردی (شنبه 04 خرداد 92), تسلیم خدا (پنجشنبه 02 خرداد 92), جوانه؟؟؟ (جمعه 03 خرداد 92)

  7. #54
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 خرداد 96 [ 20:57]
    تاریخ عضویت
    1391-5-12
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    4,043
    سطح
    40
    Points: 4,043, Level: 40
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    10

    تشکرشده 17 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم

    منم یه مدتی با یه پسری دوست بودم. خیلی بهش علاقه داشتم ولی اون نداشت. یعنی اولا اونم میگفت که دوستم داره ولی یه روز بهم گفت که دوستم نداره و ترکم کرد.
    منم مثل شما شده بودم. نمیتونستم بهش زنگ بزنم. بهش تو فیس بوک پی ام میدادم. اونم بیشتر وقتا جواب نمیداد البته گاهی هم جواب میداد فقط در حد یه جمله.
    یه روز به خودم اومدم دیدم دارم با این کارم فقط خودمو کوچیک میکنم به خاطر همین تصمیم گرفتم دیگه بهش پی ام ندم. در عوض برای تخلیه احساساتم یه کاری میکردم. شاید از نظر شما دیوونه بازی باشه ولی من به این روش تونستم پی ام دادنمو قطع کنم. من تصور میکردم اون آقا روبروم نشسته شروع میکردم به گفتن تمام اون حرفایی که میخواستم تو پی ام براش بنویسم. باورت نمیشه خیلی حس خوبی بهم دست میداد بعد از این کار انگار که واقعاً حضوری باهاش حرف زدم. و خیلی هم نتیجه داد چون 1 ماه مقابله کردم و بهش پی ام ندادم. میدونی بعد از یه ماه چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    غافلگیر شدم چون اون به من پی ام داد و سال نو رو تبریک گفت. چند باری هم اس ام اس داد.

    میبینی هرچی تو خودتو بیشتر به اون آقا نزدیک کنی اون از تو دورتر میشه پس تو خودتو ازش دور کنه شاید اون به تو نزدیک شه. آقایون شخصیت طالب دارن یعنی دوست دارن خودشون از یکی خوششون بیاد و برن دنبالش (خودشون طالب کسی بشن) و خانوم ها شخصیت مطلوب یعنی دوست دارن یکی اونا رو طلب کنه. امان از دست وقتی که این قانون بهم بخوره . آقا مغرور میشه و فراری و خانم شکست خورده و تحقیر شده.

    عزیزم اگه یه ماه بتونی با این احساس مقابله کنی دیگه حله. الان انقدر براش ایمیلی میفرستی براش تکراری شدی ولی اگه ببینه یه ماه ازت خبری نیست شاید احساس پشیمونی کنه آخه دیگه تو نازشو نمیکشی. عزیزم تو باید ناز کنی و اون نیاز تو باید نازکن باشی و اون نازکش. این قانون طبیعته خواهش میکنم این قانونو نشکن.

  8. 2 کاربر از پست مفید Narges s تشکرکرده اند .

    sanjab (جمعه 24 خرداد 92), جوانه؟؟؟ (جمعه 03 خرداد 92)

  9. #55
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array



    جوانه گلم چون خودت و جملات ما در اینجا نمیتونه رواندرمانی باشه بخاطر اینکه سیر رواندرمانی حضوری باید طی بشه تا احساست نسبت به

    اتفاقی که افتاده و تموم شده
    را تغییر بده نیاز هست که مراجعه حضوری داشته باشی

    . مطمئن باش نه من و نه هیچ کس دیگر ترا مجبور نمی کنیم که مراجعه به مشاور داشته باشی اما دوست داریم و دلمون میخواد این مسئله برات حل بشه و به

    آرامش برسی و بخاطر همین هم توصیه می کنیم . و الا حرفهای من در حد مجازی اینها هست که چوانه جان به این فکر کن
    که اون افراد هم اگر درست مراقبت

    شده بودند اگر درست هدایت شده بودند هرگز دست به آزار شما یا هر کس دیگری نمی زدند چون بوده و هستند هزاران پسری که چنین
    کاری نکرده و نمی کنند

    پس لزوماً اونها را در آن موقعیت سنی جانی نبین و آنچه برای خودت اتفاق افتاده را فاجعه ای جبران ناپذیر . تو نسیت به بعضی هایی که
    آسیب جسمی دیده اند

    اون هم از بزرگسال یا حتی از محرم خود خیلی وضعیتت بهتره اما چون حساس هستی آن خاطره را برای خود نگه داشته ای و آزردگی و آسیب
    روحی آن

    دامنگیرت شده . انتظار اینکه حتماً بلایی سر آنها بیاید یعنی انتظار مجازات که البته مجازات حق آنها هست در صورتی که از کار خود پشیمان نباشند و توبه

    نکرده
    باشند و .... برای تو جز درد چیزی به همراه نداره . بهتره کلاً تمرکزت را از این مسئله و موضوع بیرون بیاری و رفته رفته چنان با این افراد که مواجه می شوی

    توقف فکر را در
    پیش گرفته باشی که اصلاً انگار اتفاقی نیافتاده بوده .

    و در نهایت اینکه تو معتقدی و به خدا اعتقاد داری و این امتیازی هست که می تونی از آن بهره بگیری . یعنی به کسی اعتقاد داری که منشاء

    آرامش و آسایش و درمان هر دردی هست . از او بخواه یاریت کند که این موضوع را در درون حل کنی و فراموش کنی .





    ویرایش توسط فرشته مهربان : جمعه 03 خرداد 92 در ساعت 01:18

  10. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    taraneh89 (یکشنبه 05 خرداد 92), فاطمه* (پنجشنبه 02 خرداد 92), جوانه؟؟؟ (شنبه 11 خرداد 92)

  11. #56
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    تازه فقط یک ماهه و خورده ای که من بش ایمیل ندادم
    احساس میکنم سالها میگذره ...
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  12. 2 کاربر از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (پنجشنبه 23 خرداد 92), شوکا (پنجشنبه 23 خرداد 92)

  13. #57
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    دیروز داشتم یه سری کاغذ های قدیمی رو مرتب میکردم شمارش رو یکیشون بود
    منم با یه خط دیگه بش زنگ زدم البته طبق معمول رفت رو پیغام گیر

    کی بود میگفت تا یه مشکلی تو زندگیم پیش میاد یاد همسر قبلیم میافتم منم اینجوری شدم

    این نشون میده که اون هنوز خطشو جواب نمیده و امکان اینکه حدس بزنه من بودم هم هست اخه کسی نیست از ایران بش زنگ بزنه ،
    خوندن تاپیک دلنشین باعث شد هوایی شم ! و همین طور بار روانی که دیروز یه فرد صورتی بم وارد کرد(ایندفعه دیگه نه برخوردی میکنم نه دفاعی و تنها میسپرم به خدا و نمیگذرم) یکی دیروز ازم خواستگاری و بم ابراز علاقه کرد که بازم نشستم دو ساعت گریه کردم ،در ضمن که فهمیدم معلم کلاسمون با دوستم دارن دوست میشن و این معلمه هی تو کلاس قربون صدقه دوستم میرفت و من قبلا خواب دیده بودم که این دو تا دوست میشن و کلاسمون کنسل میشه و این نگرانم میکنه ، و یه بحث خانواگی کوچیک
    امروز صبح با یه خواب بد از خواب بیدار شدم(از اون خوابهایی که با جزییات یادم میمونه و تعبیر داره) که صدقه گذاشتم کنار و آیه الکرسی خوندم و البته با یه لکه قرمز رو تختم مواجه شدم;) که خدا رو شکر تختم محافظ داشت :o و الانن حالم خیلی خوبه
    بعد مدتها و زیر این همه بار روانی باز هم کنترلم از دست خودم خارج شد خیال پردازی، برگشت به گذشته و گریه هاییکه کنترلشون کردم یهو طغیان کرد،
    الان با تنظیم شدن هورمونهام حالم بهتره، شکست تو هر مساله ای رخ میده ، میپذیرم
    باید یه فکری به حال این دوره پی ام اس کنم که زندگیمو میریزه بهم
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  14. #58
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    از همین جا روزنه رو یه بوووووووووووس محکم میکنم
    خوشا به حالت که لااقل اسشو نبر نمیگیری !!! الان بگم یارو دوباره میفهمه من حساسم میاد میزنه تو سرم!!!
    من در راه ویرایش و حذف و ناعدالتی هم دلم خون شد ام چشم خون بارید هم مسلمونیمو از دست دادم
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  15. #59
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوانه؟؟؟ نمایش پست ها
    الان با تنظیم شدن هورمونهام حالم بهتره، شکست تو هر مساله ای رخ میده ، میپذیرم
    باید یه فکری به حال این دوره پی ام اس کنم که زندگیمو میریزه بهم
    پس اثر پی ام اس بود :p

    جوانه جون راهی پیدا کردی برا این مشکلت به منم بگو که خیلی درگیرشم . هربار منو به اوج ناامیدی از دنیا و آخرت میبره و برمیگردونه :cool:

  16. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  17. #60
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 شهریور 93 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,301
    سطح
    20
    Points: 1,301, Level: 20
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 160 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    پی ام اس چیه ؟

    - - - Updated - - -

    رفتم سرچ کردم ، ی سندرومه ;)

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    پس اثر پی ام اس بود :p

    جوانه جون راهی پیدا کردی برا این مشکلت به منم بگو که خیلی درگیرشم . هربار منو به اوج ناامیدی از دنیا و آخرت میبره و برمیگردونه :cool:
    آسمانی احساس می کنم دختر خیلی مهربونی باشی

    دوستت می دارم

    :)

  18. کاربر روبرو از پست مفید دلنشین تشکرکرده است .

    جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 29 خرداد 92)


 
صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شهریور خواستگار دارم و بیش از حد استرس دارم
    توسط ساراا در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 تیر 94, 04:31
  2. انسانی حیوان صفت شده ام
    توسط ستار العیوب در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 01:25
  3. بین ظاهر و اخلاق موندم :( بعد 5 سال نمیودنم چیکار کنم
    توسط S_H در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 مهر 91, 18:44
  4. او از دیوار صاف هم بالا می‌رود
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات آموزشی روانشناسی کودک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 مهر 87, 00:23
  5. حیوان علیه انسان؟
    توسط lord.hamed در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 اردیبهشت 87, 21:24

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.