به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 42
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    ادعا می کنه پشیمونه؟اشتباه کرده؟خیلی خوبه ولی باید ثابت کنه.چطوری؟

    دوباره بیان خاستگاری و زیر نظر مشاور به شناخت برسید و ...

    اگر گفت یه مدت با هم باشیم تا من شرایطم جور بشه،قبول نکن و تا زمان

    خاستگاری هر گونه راه اربتاطو ببند.ولی،آزموده را،آزمودن خطاست.

    درضمن عذاب وجدان م نداشته باش،6ماپیش قطع کردی اگر اون موقع می خواستت

    سعی می کرد از تصمیمت برگردی.اینکه بعد از 5ماه فبلش یاد هندوستون کرده به

    شما ربطی نداره.شما که نگفته بودی ممکنه یه روزی برگردم که می گی تو برزخ بوده؟

    عذاب وجدان نداشته باش و اجازه نده پروژه 4ساله رو دوباره اجرا کنه.


  2. 6 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), ema1989 (چهارشنبه 09 مرداد 92), mohammad6599 (شنبه 12 مرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 26 خرداد 92), دختر مهربون (یکشنبه 26 خرداد 92), ساناز68 (یکشنبه 26 خرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط atre sobh نمایش پست ها
    سلام من عطر صبحم اون اکانتم مشکل پیدا کرده بود مجبور شدم دوباره عضو شم


    هنوز زندم
    الان نزدیک 6 ماه میگذره، ی جورایی تو برزخم
    برزخ بین برگشتن و برنگشتن
    تو این مدت دو بار باهاش چت کردم
    بکیش یک ماه پیشا تقریبا و دومیش امشب
    مبگه خیلی پشیمونم که به خاطر اشتباهاتم ی فرشته رو از دست دادم. میگه قدرتو نمی دونستم احساسم بهت خاک گرفته بود
    الان متوجه همه اشتباهاتم شدم، دیگه هیچوقت نمیذارم ازم ناراحت بشی، دست از لجبازی بردار و ی عالمه از این حرفا
    میگه همیشه عاشقت بودم، هیچ وقت بهت خیانت نکردم
    میگه حالم خیلی داغونو خرابه مثه دیوونه ها شدم ، خیلی اشتباه کردم ولی حقم جدایی نبود
    میگم اگه منو واقعا میخواستی تمام تلاشتو میکردی که برگردونیم
    میگه ی بار دیگم جدا شدیم وقتی بعد خواستگاری خانواده ها مخالف بودن ولی اون موقع منو میخواستی و من تمام تلاشمو کردم که برت گردونم و موفق شدم
    (راست میگه کشت خودشو اون موقعه،21 سالمون بود، انقد به خانوادم التماس کرد که راضی شدن)
    میگه وقتی خودت منو ول کردی رفتی من باید چیکار کنم انتظار داشتم تو این مدت خودت بر میگشتی
    میگم ما که اصن پیش هم نیستیم مگه تو این 4 سال همش چند دفعه دیدیم همو
    میگه مهم اینه که دلمون با هم باشه، سربازیم تموم شه همه چی حله
    صبر کن تو دختر صبوری هستی!

    (خانوادش هیچی ازش نپرسیدن دیدن حال پسرشون از این رو به اون رو شده و 9 ماهه دیگه نمیاد تهران. تمام این سالا ی جوری رفتار کردن انگار اصلا من وجود ندارم)




    من نمیدونم چیکار کنم....
    دلم میخواد برگردم حس میکنم دوسش دارم هنوز با اینکه خیلی اذیتم میکرد
    ولی از خانوادم میترسم، حتی اسمش دیگه بیارم میکشنم، یا اینکه بفهمن باهاش ارتباط برقرار کردم در همین حد هم
    دیگه اعصابم به پنهان کاری نمیکشه، نمیتونم بدون اطلاع خانوادم برم دوباره باهاش باشمو همش خانوادمو بپیجونم
    تنها علتش اینه
    وگرنه برام دیگه مهم نیست که باهاش یا با کس دیگه ای ازدواج کنم یا نه
    مثله فحش شده برام ازدواج


    مشکل من در حال حاضر:
    عذاب وجدان به خاطر اینکه احساس میکنم تو برزخ نگهش داشتم هنوز منتظرمه که برگردم، میگه هر دفعه میای آتیش میزنی بهم میری داغ دلمو تازه میکنی
    هر روز تو انجمنی که عضو پروفایلشو چک میکنم ببینم کی آنلاین بوده آخرین بار، ی ماه بیشتر بود آنلاین نبود نگران بودم برا همین چت کردم

    الان خودمم تو برزخم بین جدایی و برگشتنحال خودمم اصن تعریفی نداره، ی جورایی قاطی کردم
    چیزی که واضحه این آقا از شما سو استفاده کرده برا رفع نیازهای خودش

    ادم عاقل 1 اشتباهو 2 بار تکرار نمیکنه

    1 پسر اگه واقعا کسی رو دوست داشته باشه 1 روز هم بدون اون نمیتونه سر کنه چه برسه جند روز...

    شما احساسی برخورد نکن مثل گذشته که عواقب خیلی بدی براتون داره.

    موفق باشید

  4. 8 کاربر از پست مفید mercedes62 تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), ema1989 (چهارشنبه 09 مرداد 92), mohammad6599 (شنبه 12 مرداد 92), roze sepid (سه شنبه 11 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 11 تیر 92), taraneh89 (یکشنبه 26 خرداد 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 26 خرداد 92), ساناز68 (یکشنبه 26 خرداد 92)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سلام

    نظر شخصی من اینه که به همچین آدمی نمیشه بعنوان همسر آینده اعتماد کرد.

    اما اگه خواستی کاملاً مطمئن بشی و به این حرفها خودت برسی، یک راهی داره و اون این که :

    اولاً اشتباه دفعه پیش رو تکرار نکنی.

    دوماً دیگه خودت باهاش ارتباط نگیر. خودت رو بکش کنار و کاری کن که پای خانواده ها بیاد وسط.

    لازم نیست خودت به خانواده ت بگی که دوباره باهاش ارتباط داری. اگه اون و خانواده ش شما رو بخوان، خودشون زنگ میزنن و تشریف میارن.

    وقتی پستت رو خوندم که گفته بعد از سربازی و اینا، به شدت بوی سرکار گذاشتن و دوباره همون برنامه های چند ماه پیش به مشامم رسید. لطفاً حواست رو جمع کن و انقدر سادگی به خرج نده.

    بازم میگم خودت رو از رابطه پنهانی و دو نفره بکش کنار

    میگن اگه اشتباهی رو برای بار اول انجام بدی اسمش میشه اشتباه.
    اما اگه برای دوم همونو تکرار کنی، اسمش میشه حماقت!
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  6. 9 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), mohammad6599 (شنبه 12 مرداد 92), roze sepid (سه شنبه 11 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 11 تیر 92), taraneh89 (یکشنبه 26 خرداد 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 26 خرداد 92), آویژه (یکشنبه 26 خرداد 92), ساناز68 (یکشنبه 26 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 92 [ 01:14]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    261
    سطح
    5
    Points: 261, Level: 5
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان
    ممنون که کمک میکنین، خودم این چیزا به ذهنم نمیاد

    راجع به خانواده اون که تا 1000 سال دیگه هم همین شکلی بی تفاوت هستن، خانواده منم از روز اول مخالف بودن و میگفتن این لیاقت تو رو نداره، خودش هم میگه من لیاقتتو نداشتم فقط همین آرومم میکنه
    میگه چون تو خودت منو نمیخواستی دیگه کاری از دستم بر نمیومد چقد التماس کردم چی جوابمو دادی

    کلا مقوله ازدواج منتفییه، مامان بابای من جنازمم رو دوش این آدم نمیذارن دیگه

    مساله اینه که دیگه خودمم به ازدواج فکر نمیکنم، کار مسخره ای یه به نظرم، بعضی وقتا به این فکر میکنم که اصن رابطمون از وقتی رفت تو مود ازدواج خراب شد
    ولی یکم که میگذره و با خودم فکر میکنم می بینم دیگه حوصله این آدمو ندارم، حتی بدون قصد ازدواج، حتی از ی شهر دیگه فقط بخوام صداشو بشنوم

    وقتی افسردگی میزنه بالا خیل یادش میفتم و حسابی بهم میریزم

    ولی وقتی با بقیه راجع بهش حرف میزنم میبینم چیزی که بقیه میبینن و فکرشون با چیزی که تو کله منه زمین تا آسمون فرق داره، مثل همین الان و حرفای شما

    ی با به دادشم گفتم : من خیلی نامردم که اونو ول کردم؟
    بعد گفت: تو اونو ول کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 31 فروردین 93 [ 22:14]
    تاریخ عضویت
    1392-3-25
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    631
    سطح
    12
    Points: 631, Level: 12
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منم اوضاعم یجورایی شبیه شماست...خواستگاری...به هم خوردن مراسم و نارضایتی هر دو خانواده...صیغه محرمیت... دو سال معطل یکی بودن...مسئله سربازی.. رو هوا موندن زندگیت.....اعصابخوردی...ناراح تی ...درد...الانم 1ماه جدایی...
    ...مردی که مسولیت قبول نمیکنه...ازدواجی که بعد از 2سالو با مخالفت خونواده ها هیچوقت قرار نیست سر بگیره...
    تازه من از پدرمم ناراحتم...(رو این حساب شما یکم از من اوضات بهتره)
    به تاپیک منم بیا...ممنون میشم نظر بدی http://www.hamdardi.net/thread-28696.html
    البته فعلا قلفه:)

  9. کاربر روبرو از پست مفید ساناز68 تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام
    من تو رابطه ی شما چیزی ندیدم که بشه اسم نامزدی روش گذاشت!
    بی تعهدی,بی مسئولیتی,بی اطلاعی خانواده ی اون,بی انگیزه بودن برای ادامه ی زندگی,بی سرانجامی و....!
    اینا فاکتورهای یه رابطه ی دوستی بی سرانجامه و بی سر و تهه واز نظر اون شما فقط وسیله ای برای برطرف کردن غرایز جنسی و عاطفیش هستی
    دلتنگ تو نیست!
    نیاز به یه شارژ عاطفی و جنسی داره و براش فرقی نداره تو باشی یا کس دیگه
    به خودت بیا
    این آدم که چهار سال بازیت داده و بی مسئولیتی وبی تفاوتی و بی تعهدی شو چهار سال به تو ثابت کرده ارزش فکر کردن داره؟
    این آدم مناسب شما نیست.اینو بپذیر و برای همیشه از زندگیت بیرونش کن
    آینده ی خودتو خراب نکن

  11. 7 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), ema1989 (چهارشنبه 09 مرداد 92), roze sepid (سه شنبه 11 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 11 تیر 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 26 خرداد 92), دختر مهربون (یکشنبه 26 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 92 [ 01:14]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    261
    سطح
    5
    Points: 261, Level: 5
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون به خاطر راهنمایی هاتون
    حرفاتونو قبول دارم الان واقعا به نظرم درست میان ولی خب حالم عوض میشه
    ی چیزی که تو این 6 ماه آزار دهنده بوده واقعا برام اینه که حالم مدام عوض میشه انگار تعادل احساسی نداشته باشم
    ی روز صبح واقعا سر زنده و خوشحال و خندونم عصر و شبش به شدت افسردم
    یا حداقل ی روز در میون اینجوری ام

    وقتایی که میرم تو خودم ارتباطم با بقیه کم میشه و میرم تو فاز برگشتن


    اینم فکر کنم باید بگم:
    تو تمام این مدت با ی پسری در ارتباط هستم اینترنتی ، چند بار دیدمش ولی فقط در حد کارو درس و این چیزا حرف میزنیم تو چت، هیچ حرف خاصی نمیزنیم هیچی
    ولی وقتی ی هفته چت نکنم خیلی میرم تو خودم و افسرده میشم، بعد به فکر اون مثلا نامزد سابق میفتم
    تو این مدت سعی کردم وابسته نشم و الان هم فکر میکنم نیستم واقعا چون اصلن تیریپی نیست
    ولی بودنش تو این مدت خیلی تاثیر + تو زندگیم داشته، اگه نبود حتی در همین حد، من دوام نمی آوردم و تا حالا 100 دفعه برگشته بودم پیش اون نامزد

    خیلی آدم شاد و سرزنده و برون گرایی یه درست برعکس من
    چیزایی خوبی ازش یاد گرفتم تو این مدت، مثل اینکه میشه با جنس مخالف دوست بود و به هم کمک کرد و مفید بود بدون اینکه وارد هیچ فازی شد و به جاهای مزخرف رسید
    دیدم به همه پسرا خراب شده بود، فکر میکردم همشون مثل همن
    ولی این تا الان که خوب بوده حالا آیندشو نمیدونم
    البته ی مقدار زیادیش برا اینه که اعتقادات مذهبی داره و آدم معتقدییه
    و به نظرم بقیش برا اینه که از من 1.5 سال کوچیکتره و میدونه نامزد داشتمو بهم زدم و اینا، کلا فکر خاصی راجع بهم نمیکنه!

    اصن رابطه خاصی نیست ولی میترسم روزی که تموم بشه
    خالی بشم
    همین الانشم چند روز بی خبر باشم افسرده میشم
    ویرایش توسط atre sobh : یکشنبه 26 خرداد 92 در ساعت 14:21

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 شهریور 93 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,301
    سطح
    20
    Points: 1,301, Level: 20
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 160 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    عطر زیبای صبح
    سلام

    من وقتی نوشته هاتونو خوندم متاثر شدم به دلیل اینکه من 4 ماه عقد موقت بودم و الان دنیایی دارم که نگو ....صبح های زود دلگیرم ، بعدازظهر ها کسلم ، همش تو فکرم ، بعضی وقتها می گم کاش نباشم ،.....اما اینکه شما 4 سال تمام این موضوع رو تحمل کردی خیلی تعجب آوره ، باور کن اون پسر تعهدی به شما نداره ، از فکرش بیا بیرون و به خودت بیا
    من برای این حالت های افسردگیم بارها پیش مشاور رفتم ، یکیشون می گفت بعد از پایان هر رابطه ای اگر انسان حس تعهد داشته باشه دچار حالت دوگانگی میشه :دل تنگ میشه ، عصبی میشه ، پشیمون میشه ، عذاب وجدان می گیره .......اما با گذر زمان (معجونی واسه خودش ) حل میشه

    امیدوارم تونسته باشم باهات همدردی کنم

  14. 4 کاربر از پست مفید دلنشین تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), ema1989 (چهارشنبه 09 مرداد 92), mercedes62 (دوشنبه 27 خرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 26 خرداد 92)

  15. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    عطر صبح عزیز،

    بعضی دوستان گفتند بگو دوباره بیاد خواستگاری،
    نظر من این است که حتی اگر اومد خواستگاری هم دیگه قبولش نکن.

    این مرد زندگی نیست.

    در مورد خودت هم، باید مشاوره بری.
    باید درمان بشی و آثار 4 سال رابطه ناسالم را از ذهن و روانت پاک کنی تا بتونی تصمیم درست بگیری.

    ارتباط بعدی ات به مراتب خراب تر خواهد بود، اگر بدون درمان کامل، شخص دیگه ای را به زندگیت راه بدی.
    دوبار در تاپیکت به افراد دیگری اشاره کردی، خطرناکه!!!!!!

  16. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), ema1989 (چهارشنبه 09 مرداد 92), mercedes62 (دوشنبه 27 خرداد 92), mohammad6599 (شنبه 12 مرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 26 خرداد 92)

  17. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    این آرامشی که به واسطه ی این ارتباط جدیدت پیدا کردی به قول مدیر همدردی مثله اینه که خونه تو تو زمین مردم بنا کردی!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    ثبات عاطفی تابع افکار و در ارتباط با رفتار آدمی هست.
    همین طور که نمی شود در آتش رفت و نسوخت. همیطور هم نمی توان خود را در گیر عاطفه های بی ثبات کرد و بی ثبات نشد.

    هر گونه دوستی های احساسی دختر و پسر بالا و پایین دارد.
    در واقع وقتی در زمین مردم خانه بنا می کنی. هم خوشحالی چون بدون هزینه زمین خانه دار شدی، و هم وقتی صاحب زمین خونه ات را خراب می کنه یا به نفع خود ضبط می کنه ناراحت می شوی.
    این خوشحالی و ناراحتی و بی ثباتی حاصل طرز تفکر شماست که برای فرار از یک چاله خود را به چاهی می اندازید و هم در ارتباط با رفتاری هست که می دانی اشتباه هست اما اعتیاد گونه به آن پناه می بری.


    ثبات عاطفی وقتی اتفاق می افتد که در کنترل یک روش منطقی قرار می گیرد. اما وقتی عاطفه مدیر می شود. احساس رئیس می شود. همین می شود که شما شدید.

    لذا برای بیرون آمدن از این تلاطمات، ناگزیری که مدتی رنج ترک این اعتیاد را بکشید. و ارتباط های این چنینی را ترک کنی
    یکی از دلایلی که هنوز داری بهش فکر میکنی همین ارتباط جدیدته
    باید آرامش و ثبات احساسیتو از درون خودت و با کمک خدا به دست بیاری و تا وقتی دنبال رفع جای خالی و کسب آرامش از جای دیگه ای باشی به قول خودت تحمل جای خالی یه آدم برات سخت میشه و گاهی دلت میخواد برگردی و.....
    یه مدت به خودت استپ بده و دور همه ی روابط این تیپی رو خط بکش

  18. 6 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    atre sobh (یکشنبه 26 خرداد 92), ema1989 (چهارشنبه 09 مرداد 92), mohammad6599 (شنبه 12 مرداد 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 26 خرداد 92), دختر مهربون (یکشنبه 26 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تالار همدردی و صیغه و چند همسری >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 22 تیر 92, 17:57
  2. میخوام ازدواج موقت(صیغه)کنم
    توسط gilber در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 تیر 92, 23:21
  3. صیغه موقت
    توسط narsis2012 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 مهر 91, 20:11
  4. همسر صیغه ای من و بچه دار شدن.
    توسط ایمانی در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: شنبه 10 تیر 91, 19:38
  5. صیغه
    توسط مینا 22 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 87, 01:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.