دوستای عزیزو مهربونم سلام
ممنون از همتون به خصوص سابینا و گل آرای عزیز . مرسی از راهنماییهاتون
وقتی نوشتهاتونو میخوندم اشکام سرازیر میشد . دقیقا زدین تو هدف . به همون چیزهایی اشاره کردین که من تو ذهن خودم باهاشون درگیرمو مدام سرو کله میزنم
میدونم برای اصلاح خودم و تغییر طرز فکرم راه سختی رو در پیش دارم ولی واسه شروع و ادامه این راه عاجزانه از همتون کمک و راهنمایی میخوام
منم دوست دارم با شرایط آلانم شاد باشم . حالم خوب باشه . اشتباهای گذشته رو تکرار نکنم و دیگه با احساساتم تصمیم نگیرم و بتونم عاقلانه و منطقی رفتار کنم.
سابینای عزیز ممنون از منابعی که بهم معرفی کردی حتما تهیه شون میکنم و بادقت میخونم و تمام سعیمو میکنم که بهشون عمل کنم.
گل آرای مهربونم برای شما و همه خانمهایی که سر خونه و زندگیشون هستن دعا میکنم همیشه زندگیشون پابرجا محکم و روز به روز قشنگ و شیرین تر بشه.
خیلی دوست دارم کارهایی که شما گفتید رو انجام بدم بخصوص سالمندان و بهزیستی رو ولی به خاطره 2 شیفت سر کار رفتن فعلا امکانش برام نیست . یه مدت دیگه که تو کارم ثبات پیدا کنم حتما میرم دنبالش .
شما خیلی خوب من و شرایطمو درک میکنید . میدونی مشکلم چیه ؟من دلتنگم . من میدونم اگه خدا نمیخواست جدا نمیشدم .
این اتقاق به خواست خدا برای من رقم خورده . وقتی به این قسمتش فکر میکنم آروم تر میشم و راضیم به رضای خدا .من فقط دلم تنگ میشه واسه خونم و زندگیم واسه زن خونه بودن واسه وسایل خونم واسه اون استقلالی که تو خونه خودم داشتم .
و وقتی اینطوری دلتنگ میشم به خودم میگم من حتما زن خوبی واسه (م) نبودم . ولی اگه کارهایی که برای اون و زندگیم انجام دادمو بگم به خاطره بیش از حد سرویس دادن همتون بهم میگید چرا اینکارهارو کردی.
با همه اینا باید اعتراف کنم که من همه اون کارها رو با عشق تمام انجام میدادم و وقتی انجامشون میدادم اینقدر احساس خوبی داشتم که نگو .
اره من عادت کرده بودم به همه اونا و آلان تو ترکم . ولی اون عادت و وابستگی داره منو بد جوری آزار میده . من صبر میکنم و تو ادامه این راه از همه اعضای مهربون و دلسوز همدردی که بی هیچ پاداشی باهام همراهی میکنن خیلی خیلی ممنونم .
خوشحال میشم دوستان دیگه هم نظراشونو بگن .
آلان نوشته دوست عزیزم تسلیم خدا و گل آرا رو دیدم وای بچه ها من عاشقتونم چقدر حرفاتون بهم امید و انرژی داد . اصلا خود بمب انرژی بود . تسلیم خدا جون منم تو تمام این مدت همش به یادشما و مریم 1363 بودم و برای آرامشتون دعا میکردم.
تسلیم خدا جون اره کاش همشهری بودیم . مرسی از آدرس ها
ی که برام گذاشتی حتما میخونمشون گلم . اگه بدونی چقدر خوشحالم کردی که برام پست گذاشتی
گل آرا جون اتفاقا تو فکرش هستم منم واسه ارشد بخونم فقط باید انگیزه شو پیدا کنم . اونوقت شاید منم بیامو از خواستگارام که در حد بنز بودن ازتون مشورت بخوام . خیلی دلم میخواد مثل اون دختر فامیلتون بشم .
خداجون مرسی که همچین دوستای بهم دادی
قربونتون برم بازم بهم سر بزنید و کمکم کنید تا حالم خوب خوب بشه . منو تنها نزاریدا








علاقه مندی ها (Bookmarks)