آقا پژمان من چون خودم اینجا دارم مشاوره میگیرم تا حالا به خودم اجازه ندادم که نظری بدم اما از ابتدا تاپیک شمارو دنبال می کردم به نظر من شما خییییییییلی تند رفتید مطمئنم به خاطر فشار زیادی هست که رو شماست مسولیت های سنگین زندگی ،در ، کج خلقی خانومتون،انتظارات و دخالت های بی جای خانواده ها و دوری از پسرتون ولی بهتره خودتون رو آروم کنید هیچ وقت و هیچ کس از عصبانیت نتیجه مثبتی نمی گیره شما باید جراتمند رفتار کنید اما این به معنی عذاب دادن خودتون و پا گذاشتن روی هنجارهاتون نیست توصیه من (هرچند شاید کارشناسانه نباشه)اینه که خودتون رو تخلیه هیجانی کنید مثلا پسرتون که خوابید همه ی ناراحتی هاتون رو روی کاغذ بیارید و بعدش پارهش کنید این کار مسئله رو حل نمی کنه ولی آرومتون می کنه این روش در مورد من که معجزه میکنه و بعد با ذهن اروم به راه حل این بحران (که مطمئنا با مدیریت صحیح شماکوتاه مدت خواهد بود) فکر کنید و خواهشا این دفعه حرف فرشته مهربون رو گوش بدید به خاطر خودتون و پسر نازتون








علاقه مندی ها (Bookmarks)