به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Threaded View

  1. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باران بهاری11 نمایش پست ها
    سلام پرنده جانم
    اول اینکه چه راهکارهایی رو تا بحال انجام دادی؟
    دوم واقعا دوس داری زندگیت سرشار از آرامش بشه؟واقعا؟چقدمیخای؟چقدتلا ش میکنی؟




    عزیزم دنیای دید همسرت با دنیای دید تو فرق داره..پس حرفاشو به دل نگیر..دل تو اونقد بزرگ کن ک با هیچ زهری تلخ نشه..همسرت دوست داره بدتو نمیخاد..آروم باش عزیزم بخاطر خودتم شده آرامشتو حفظ کن..


    چقد مطالعه روانشناسی ازدواج داشتی؟سخنرانی خانواده موفق دکترفرهنگ رو گوش دادی؟اگ نه لطف کن زحمتشو بکش..


    اهدافت غیر این خواستت چیه؟چقد با اهداف همسرت همخونی داره..


    شادباشی عزیزم
    سلام باران جونم


    من از موقعي كه اومدم اينجا،يعني سه ماهه دارم تلاش مي كنم.بغلش مي كنم و مي بوسمش چون تو همين جا يك هم چين چيزي گفته بودند.درحاليكه قبلا اصلا بغلش نمي كردم و اگر اون من رو بغل مي كرد مسخره مي دونستم چون عاري از احساس بودم.ولي مشكل اينجاست كه ما هيچ چيز مشترك نداريم كه باعث بشه جذب هم بشيم.چيزي كه براي اون جذابه براي من نيست و برعكس.
    مثلا يك برنامه تلوزيوني ميذاره به اون زبون مسخرشون.حالا فكر كن من همينطوريشم چيزي از زبونشون حالي نميشه و از طرف ديگه برنامش براي من مسخرست ولي اون چنان ميره تو عمق برنامه كه اصلا منو فراموش مي كنه.اين هم به خاطر عدم علاقه اون به منه چون اگر براش مهم بودم برنامه انگليسي ميذاشت كه حداقل مشترك با هم ديگه ببينيم.
    ترانه جان ،عزيزم
    ميدونم دارم مي نالم ولي اخه ٣ماهه اينجام.هدفم هم اين بود كه بتونم علاقه مند بشم ولي نميشه .هر كاري كردم نميشه....
    اين مثال هايي كه زدم خواستم بگكه اوضاع ما داره مثل قبل ميشه مگر نه اين چيزا برام مهم نيست.من مي نالم چون دارم مي بينم به جاي نتيجه مثبت دارم نتيجه منفي مي گيرم.من منفعل نيستم.اتفاقا بهش گفتم كه امروز خيلي اذيتم كرد..
    ببين دو شب پيش جي شد.رفته بود باقطار خواهرش رو بياره پيشمون.زنگ زد گفت فلان جام.منم توقع داشتم نيم ساعت ديگه برسه...ساعت ٩:٣٠زنگ زد تا ساعت ١١ شب نرسيده بود.گوشيم با اينترنت زنگ ميزدم جواب نمي داد.با اين كه حالم خيلي بد بود ولي ريلكس زنگ زدم خالم اونم بهش زنگ زد جواب نداد.منم داشتم اين كيك فنجوني رو درست مي كردم و اين فنجون ها صدا ترسناك ميداد.ساعت١١:٣٠رسيدند دارند ميخندند و انگار نه انگار.اقا گوشيش خاموش شده يكي خودشو انداخته تو ريل قطار ،دير شده.حتى يك ببخشد نگرانتون كردم حالا ناراحت نشو،هيچي....
    از اين ور من داشتم از ترس ميمردم كه اينا كجان خبري ازشون نيست. اون نشسته خودش و خواهرش و اصلا نمي گه شايد كسي نگران باشه و به اين و اون مي خندند.
    ديگه از مسخره بازي خسته شدم.دلم جديت مي خواد...
    دلم مي خواد بفهمه كه دوستش ندارم بلكه با ديد بازتر به مشكل نگاه كنه.
    من به عنوان يك ادم درونگرا نمي تونم به راحتي وارد جامعه شم و با مردم ارتباط برقرار كنم.ولي اون داره هلم ميده و من از اين حالت بدم مي ياد.
    دلم مي خواد حداقل يك مدت برم پيش خواهرم حتي كسي منو پيش خواهرم نمي بره.ايا قبوله من بچه خواهرمو به جز نيم ساعت تو بيمارستان ،بعد از يك ماه و نيم ببينم؟؟؟؟من حتى بچه رو بغلش نكردم..
    بهم ميگه من مثل شوهر خواهرمم نمي تونم ببينم اون بيشتر از من بلده.نميگه من ٥سال ازش كوچيكترم معلومه مثلش فكر نمي كنم.
    من روحم ديگه خستست.من به راحتي عاشق مي شم ولي اين اون شخص نبود ولي من ديگه راه برگشتي ندارم.با شوهرم كه به جايي نميرسم حداقل شايد يك چيزاي ديگه خوشحالم كنه
    خدايا كمكم كن
    خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
    با انگشتان
    مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
    ویرایش توسط پرنده غريب : یکشنبه 05 خرداد 92 در ساعت 03:11

  2. 2 کاربر از پست مفید پرنده غريب تشکرکرده اند .

    rozaneh (یکشنبه 05 خرداد 92), باران بهاری11 (یکشنبه 05 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ،،اخلاق و عادات بد روزمره من ،،یه روزمرگی بیخود
    توسط ARAM-ESH در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 مرداد 93, 16:33
  2. وصلت با آشنا
    توسط moein321 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 فروردین 92, 08:22
  3. مشخص نمودن میزان اضافه وزن یا کمبود وزن(bmi)
    توسط keyvan در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 تیر 91, 14:02
  4. اگه حوصله داشتين حرفاي من بي حوصله رو بخونين
    توسط sstanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: یکشنبه 04 اسفند 87, 00:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.