سلامممممممممممممممممممممم :o
خوبی عزیزم. من تاپیکت رو و تک تک مطالبش رو خوندم.
ببین راجع به شباهت همسر من با خواستگارت باید بگم خیلی چیزایی که گفتی راجع به نگرشش نسبت به مردم، صمیمی نشدن، سیاست و جزئی نگری درسته.
ولی ببین یه فرق های اساسی هم هست که برات میگم ولی قبلش به نظرم مهم این نیست که اون چطور آدمیه بلکه اولویت اول اینه که شما چطور آدمی هستی و دنبال چه همسری می گردی.
.
خب متاسفانه به نظر میرسه تو هم به من شبیه هستی ;) من هم عاشق شدم. نمی خواستم زنش بشم چون نمی تونستم. چون معتقد بودم اون آدم بزرگیه و من براش کم هستم. یه عشق افلاطونی مربوط به زمانی که کم سن و سال تر بودم. اون هم بسیار پیشرفت کرد و بزرگتر شد از اونی که قبلا بود. هنوز هم دوستش دارم. هنوز هم پیگیرش هستم(بدون اینکه خبر داشته باشه) ولی عاشقش نیستم به اون معنی که سوز و گدازی در کار باشه و مساله ی رسیدن و نرسیدن وسط باشه. اون آدم برام مهمه برام باارزشه و هستن آدمهایی که این قضیه رو می دونن.
.
ببین من 100 درصد مطمئن نیستم که آدمی که من ایده ال می دونم واقعن خصوصیات بدی هم داره یا نه. من باهاش زندگی نکردم و از دور میشناسمش و به صورت رسمی باهاش برخورد داشتم.
موضوع این نیست!! موضوع ذهن منه. موضوع اینه که من چه خصوصیات و رفتارهایی رو به عنوان "رفتار خوب و دوست داشتنی" در نظر گرفتم.
.
مثلا اون آدم اهل مطالعه بود. در کارش پرتلاش و موفق بود. خوش مشرب بود. رک و رو راست و بدون رودربایستی بود. اعتقادات مذهبی خاصی داشت. به آدم ها احترام میذاشت. با زن ها درست و به قاعده رفتار می کرد. زبان انگلیسی اش خوب بود. جذاب بود. حتی از فرم نگاه کردن و خندیدینش خوشم می یومد و ...
تا اینجاش ایده ال های من رو نشون میده ...
.
همه ما یه فانتزی ازدواج هم داریم _حالا در کنار معیارهای اصلی_ مثلا من دوست داشتم توی محیط دانشگاه تدریس کنم و همونجا با یه استاد جوون آشنا بشم که قد بلند باشه و بخواد دکترا بخونه !!
.
و همین هم شد! در عرض یک ماه ازدواج کردیم! به همین مسخرگی.
.
تو هم ایده ال هایی داری. فانتزی هایی هم. اینه که وقتی در ظاهر خواستگارت معیارهای اصلی شما رو داره به دلت نمی شینه. این دل نیست که تصمیم میگیره بلکه ذهن ناهشیار، پس زمینه های ذهنی و تجربه های احساسی شماست.
.
یه نکته مهم : اگر خواستگار شما به اندازه همسر من سیاستمدار بود اینقدر عاشق نمی شد! (مگر اینکه ازدواجش با شما با منفعت ایشون سازگار باشه.)
آدم های سیاست مدار دودوتا چهارتا هستند. احساساتی و عاشق پیشه نیستند. صادق و رو راست نیستند.
.
جزئی نگری ایشون و اینکه سعی داره در مورد شما به نتیجه گیری بیشتر و دقیقتر برسه به خاطر عشق و علاقه اش به شماست. شاید اصلن قصد نکته ضعف گرفتن و اتو گرفتن و سوء استفاده مطرح نباشه. شاید مدل حرف زدنش فرق داره. شاید رفت و آمدهای زیادی با آدما داشته و آدمای بد و خوب زیادی رو دیده و با تجربه تر از شماست. شاید الان که اولشه اینقدر به شما دقیق شده و نسبت به آدمای دیگه اینقدر دقیق نباشه.
.
می دونم که هیچی بدتر از شک و تردید نیست.
.
گاهی محبت زیاد یه عاشقه که ما رو دور میکنه. خوشمون میاد مرده غرور داشته باشه. بی اعتناتر باشه. منتظر بمونیم برای شنیدن یه دوستت دارم نه هر روز، گاهی.
وقتی عاشق نیستیم دلمون میخاد با یه ادم منطقی طرف باشیم. احساس خفگی می کنیم و میخوایم دور باشیم ازش.
.
.
.
ازش دور باش. عذاب وجدان هم نداشته باش. به جهنم مردا با یه نه هیچ چیزشون نمیشه.(اگه بشه هم تو مسئولش نیستی.)
یه ذره نفس راحت بکش. بشین هر چی تو ذهنت از یه مرد خوب داری بنویس. هر چی تو ذهنت از ازدواج داری بنویس. راجع به خودت هم بنویس. میخوای بعد از ازدواج چه کار کنی؟ چطوری زندگی کنی؟ ...
.
بعدش بشین راجع به این آدم و خانواده اش و آینده ش بنویس. ببین چقدر دوره از خواسته های تو.
.
چون شک داری و میخوای منطقی باشی می گم. وگرنه منم می گفتم یه کلام : دلت میگه نه تو هم بگو نه. خلاص.:p








علاقه مندی ها (Bookmarks)