سلام ممنونم خانوم دکتر تالار
والا من جریان ازدواج شما رو میدونم ولی اینکه قرار بود خارج برید رو نمی دونستم
اولا چون خودتون هم می دونید زیاد احساسی هستید و وابسته به خانواده یکم باید بیشتر کار کنید
ضمنا شما از اول قبول کردید شرایطو و حالا وقت عمل به قولتون رسیده
میتونید به این مسئله به عنوان یک مساله ای که جزئی از زندگیتون شده نگاه کنیدو نمیتونید تغییرش بدید و این که چاره ای ندارید جز اینکه به استقبالش برید
ضمنا به نظرم شما ترس پیش از سانحه رو دارید و چه بسا اگه این سفر انجام شد زود عادت کنید و مطابقت بدید خودتون رو و حتی خوشحال باشید
ضمنا قرار نیست واسه همیشه از دیدن خانواده و ... محروم بشید
اینکه پیشرفت می کنید
با فرهنگهای مختلف آشنا میشید
زبان یاد می گیرید
تو رشتتون ترقی می کنید یاد آوری اینها تو ذهنت کمک می کنه با روحیه تر بشی
از خانواده بخواید ( مخصوصا از کسی که باهاتون راحته و درد دلاتون پیشش می کردید) تا این چند وقتو دلداریتون بده
و آخر سر اینه که خود شما هستید که باید به خودتون کمک کنید تا آماده تر بشید
ما هم دلمون تنگ میشه ولی زندگی همینه و مهم تر عمل کردنه من خودمم خیلی احساسیم حتی وابسته میشم به اعضای تالار








علاقه مندی ها (Bookmarks)