باز هم سلام بر شما آرامش جویان
همه ما به دنبال آرامش می گردیم. و اشتباه تقریبا همگانی هم داریم که جایی دنبالش میگردیم که نیست. یعنی میان آسایش و رفاه و راحتی.
اما تجارب من با جواد عزیز، بسیار کمک کرده که آرامش را در جایی دیگر حس کنم. این آرامش:
آرامش انرژی بخش هست. نه کسل کننده
آرامش انگیزه دهنده هست ، آنهم انگیزه ای با ثبات و انرژی مستمر
آیا برای شما پیش آمده است که بی انگیزه شوید، بی انرژی شوید، کسل شوید.
غالبا افراد برای گذر از این وضعیت دست به اسبابی گذرا و هیجان انگیز می زنند. سرگرمی، ارتباط و ...
و گاهی هم انرژی بیشتری می گذارند و انگیزه ها بلندتری مثل شغل و تحصیل و ازدواج را دردستور کار خود قرار می دهند.
و متاسفانه عمر زیادی نیاز هست که تا آخر این مسیر بروند و متوجه بشوند که اینها هم به مرور کسالت بار می شود.
در حالی که جوادم به من آموخت : انرژی و انگیزه در پیوند دائمی با مبدا آفرینش ممکن است. و اگر کسی این ارتباط برایش در اولویت نباشد. هر چند گاه دچار کسلی، افسردگی و خستگی می شود.
یعنی اگر بخواهی انگیزه و انرژی ات را از این مکانیسم های دنیایی وام بگیری همیشه مقروض آن هستی و باید بدوی و هرگز کفایت نمی کند.
اما وقتی هم که تصمیم می گیریم با او، یگانه مهربان آفریدگارمان و رب العالمین هم آغوش گردیم و عبودیت را شیوه خود سازیم باز هم احساس کسلی می کنیم. در این مورد گوشه ای از مناجات ابوحمزه ثمالی به درمان روحمان می پردازد.:
خدایا چرا هر بار که عزمم را جزم نمودم و مهیای عبادتت شدم؛ و تا در پیشگاه تو به نماز ایستادم دچار خواب آلودگی و کسلی ام نمودی و حال رازو نیاز و مناجات را از من گرفتی ؟! و چه شد که هر چه عهد نمودم و با خود گفتم از این پس سیرتم را نیکو کرده و با اهل توبه هم مجلس می شوم حادثه ای پیش آمد و باعث جدایی من از خدمت تو شد ؟
خدای من نکند که:
از درگاهت مرا رانده ای؟ و از سعادت خدمت کردن دورم نموده ای؟ و یا دیدی که بندگیت را خفیف شمرده ام و از این جهت مرا از درگهت طرد نموده ای ؟ و یا نکند که
دیده ای که از تو روی گردانم و بر من غضب نموده ای؟
و یا من را هم در خیل دروغگویان یافته ای و از این جهت از عنایت خود دور ساخته ای؟ و یا
مرا ناسپاس بر نعمت هایت دیده ای و محرومم نموده ای؟ یا هر چه گشتی
مرا در مجلس و همنشینی اهل علم نیافته ای
و خوارم نموده ای؟ و یا مرا در گروه غافلان یافته ای و از رحمتت ناامیدم نموده ای؟ و یا
همنشین و مانوس با بطالت گران
و مرا با آنها رها کرده ای؟
و یا شاید نکند که… نکند که خدای من دوست نداری صدای دعایم را بشنوی و مرا رانده ای ؟
و یا مکافات گناهانم را داده ای ؟
و یا به علت بی حیایی مجازاتم نموده ای ؟با همه این احوال خدایا اگر مرا ببخشایی شایسته است که پیش از من نیز گنهکارانی را عفو نموده ای …..و من به فضل و رحمتت پناه آورده ام از تو بسوی تو می گریزم که عفو و بخششت بر کسی که به تو حسن ظن دارد وعده ای قطعی ست…..







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)