به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 82
  1. #61
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    سلام نیلو خانوم
    سالگرد ازدواجت پیشاپیش مبارم

    ببین غم و غصه رو از خودت دور کن و همش سعی کن انرژی خوب و مثبت به زندگیت بدی


    راستی یه پیشنهاد دارم
    من پارسال با شمع های وارمری یه قلبه گنده وسط پذیرایمون درست کردم و کادوهام و کیک و گل و...... توی اون قلب گنده داخل قلبهای کوچیک کوچیک گذاشتم و برق و خاموش کردم و کلی همسرمو ذوق زده کرد

  2. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    eghlima (یکشنبه 19 شهریور 91)

  3. #62
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    خوشحال شدم نیلو جان

    کاری نکردم عزیزم.

    امیدوارم حسابی بهت خوش بگذره. منتظر گزارش جشنت هستیماااااا

  4. کاربر روبرو از پست مفید sea تشکرکرده است .

    sea (دوشنبه 20 شهریور 91)

  5. #63
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    [undefined=undefined]منم الان پستاتو خوندم ، منم پیشاپیش بهت تبریک میگم خانمی [/undefined]

    ایشاا.. که بهتون خوووووووووش بگذرههههه [undefined=undefined]

  6. کاربر روبرو از پست مفید سنجاب بازیگوش تشکرکرده است .

    سنجاب بازیگوش (دوشنبه 20 شهریور 91)

  7. #64
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 10:31]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    858
    سطح
    15
    Points: 858, Level: 15
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    سلام
    الان اومدم درد و دل کنم بیخیال شم و برم خودم و خونه رو تزئین کنم!
    تا وقتی همسرم میاد همه چی آروم و آماده باشه.
    (غروب رفتم بیرون براش کادو خریدم اومدم همش دنبال بهونه میگشت
    هی لوس میشد میگفت منو تنها گذاشتی رفتی هی بهونه میگرفت
    اما من نه اذیتش میکردم نه بحث میکردم آروم بودم انقد گفت
    تا بالاخره رسیدیم به مشکل کاری و مالیش یهو قاطی کرد
    اما ایندفه دربرابر عصبانیتش من هیچی نگفتم و سکوت کردم حتی
    نذاشتم بفهمه بغض کردم خیلی عادی شام رو خوردیم
    و من رفتارم مثل قبل بود
    اما اون تو قیافه بود و برعکس شبای قبل زود رفت خوابید و بغلم نکرد
    اما من به روی خودم نیوردم و کاملا عادی
    رفتار کردم و بغلش کردم صبح هم با قیافه عصبانی و بی حوصله
    بدون اینکه مثل روزای قبل بوسم کنه رفت سر کار
    (خیلی گناه دارم بخدا)
    خیلی دلم رو شکوند منی که این چند روز همش پنهونی درگیر کارای جشن امروزم
    اینطوری خورد تو ذوقم
    بهم حق میدین؟؟؟)
    [color=#FF1493]خوب اینا همه واسه این بود که آروم شم
    همه اینارو ریختم بیرون از دلم و بخشیدمش چون دوسش دارم میخوام امروز خوشحال باشیم
    lمن آروم آرومم و به همه فکرای بد و منفی ایست گفتم
    حالا میرم که یه روز قشنگ بسازم
    میام براتون تعریف میکنم خدا کنه طوری بشه برم تو خاطرات عاشقانه بنویسم
    برام دعا کنید

  8. 2 کاربر از پست مفید niloo91 تشکرکرده اند .

    niloo91 (دوشنبه 20 شهریور 91)

  9. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    با فکر مثبت یه جشن عالی برگزار کن نیلو جان

  10. #66
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 شهریور 92 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1390-11-17
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    1,668
    سطح
    23
    Points: 1,668, Level: 23
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    590

    تشکرشده 585 در 180 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    چقدر نسبت به اول تاپيكتون محكمتر و پخته تر شدين. اين رو در كنار سالگرد ازدواجتون بهتون تبريك ميگم

    واقعا تفاوت مردها و زن ها زياده و كسي كه بيشترين سهم گذشت و ايثار رو بايد داشته باشه زن هست (متاسفانه يا خوشبختانه). ميدونم كه شما موفق ميشيد اگر همين طور با افزايش آگاهيتون نسبت به مرد و زندگي مشترك جلو بريد. ولي بايد واقعا چشم ها رو روي خيلي چيزها بست،‌ بايد خودتون رو بيشتر مشغول فعاليت هايي كه دوست داريد بكنيد، به علايقتون توجه كنيد و وقتتون رو صرف اونها بكنيد. اين هم شما رو راضي تر نگه ميداره،‌هم همسرتون رو.

    به چه كارهايي علاقه دارين كه تا الان براش زمان نذاشتيد ؟

  11. کاربر روبرو از پست مفید mr6262 تشکرکرده است .

    mr6262 (دوشنبه 27 شهریور 91)

  12. #67
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 شهریور 91 [ 03:29]
    تاریخ عضویت
    1391-6-20
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    342
    سطح
    6
    Points: 342, Level: 6
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    دوست عزیز حرفایی که بچه ها میزنن زمانی نتیجه مده که ادم سالم باشه
    ولی متاسفانه تو افسردگی گرفتی از نوع حاد
    لطفا به سلامتت ارزش بده تا همسرتم به تو ارزش بده
    هیچ مردی از زن مریض خوشش نمیاد

    اگه امشبم حتی تو دلت گریت گرفت دکتر و فراموش نکن

    نیلو جان
    می خوام واقع بین باشی
    تو قبل از ازدواج اونو یه اسطوره میدیدی ولی حالا فهمیدی اونی که می خواستی نیست
    یا اون با دروغاش فریبت داده یا تو طمع کردی و خوردی به کادون
    بخاطر همین سرخورده شدی و دیگه دوستش نداری
    ولی الان دیگه دیره ...
    بشین حسناشو واسه خودت بنویس و عاشق اوناشو
    هروقت دیدی اون کینه داره میاد سراغت با خودت بگو سلامت روحم از همه چیز مهمتره
    با گریه فقط خودت و داغون میکنی و یه روز ترکت میکته و بازنده تویی چون .....
    به خودت برس دوستم

  13. #68
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    نیلو بدو بیا ببینیم چی کارا کردی

  14. #69
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 10:31]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    858
    سطح
    15
    Points: 858, Level: 15
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    سلام
    بالاخره جشن ازدواجم رو گرفتم تموم شد اما نمیتونم تو خاطرات عاشقونه بنویسم
    اگه قرار بود خاطرات تلخ نوشته شه بی شک خاطره دیروز من تلخ ترین خاطره بود
    عزیزان من
    من دیروز رو به بهترین شکل که از دستم بر میومد جشن گرفتم
    آرایشگاه رفتم و بیترین آرایشی که تاحالا تو خونهداشتم رو انجان دادم موهامو درست کردم
    یه لباس خوشگل پوشیدم خودم و تتو آینه نگاه کردم و کیف کردم و انرژی مثبت به خودم دادم
    خونه رو تزئین کردم همه چیز عالی بود
    دلم می خواست زودتر بیاد، اومد و رفتم به استقبالش هنوز مثل صبحش قیافه گرفته بود
    اما نگام که کرد لبخند و رو لباش دیدم اومد تو اتاق با دیدن من و اتاق خوشحال شد پریدم تو بغلش
    اونم مهربون شد و ماتش برده بود خیلی تشکر کرد ازم معلوم بود از تیگ و قیافم خیلی خوشش اومده
    اما مثل همیشه نمیخواست یا بلد نبود به زبون بیاره
    خیلی خوشحال شدم که خوشحالش کرده بودم و خنده رو لباش بود انگار به یکی از آرزوهام رسیده بودم
    مهربون بود گفت حالم گرفته بود اما تو رو که اینطوری دیدم و خونه رو همه چیو فراموش کردم
    گفتم من که دیشب چیزی بهت نگفته بودم اما تو نه منو بوسیدی و نه بغلم کردی گفت اصلا حواسم نبود
    که اینکارارو نکردم از تو ناراحت نبودم خودم چند وقته حالم خوب نیست و حوصله ندارم
    اما الان که این کارارو کردی خوبم، گفتم همش به خاطر توه
    ازش پرسیدم حالا بگو خوشگل شدم با یه قیافه مطمئن گفت معلومه گفت خیلی،
    هرچند به زور از زبونش کشیدم اما به دلم نشست به خاطر نگاه محکم و مطمئنش
    خلاصه یکم نگام کردو مسخره بازی و یه جشن کوچیک همه چی بد نبود تقریبا عشقولانه بود البته نه عشق زبونی از طرف اون!
    ازش به خاطر همه خوبیای این یک سال تشکر کردم و ....
    بعدش گفت پاشو بریم بیرون یه دور بزنیم میخواستیم بیرون شام بخوریم
    تو راه مامانمو دیدیم یه کاری قرار بود انجام بدم که انجامش نداده بودم همسرم گفت به مامان فلان چیزو دروغی گفته راجهع به اون کار اما من اون لحظه متوجه نشدم و وقتی مامان ازم پرسید راستش رو گفتم که چون کار داشتم انجامش ندادم
    خداحافظی کردیم چند متری که دور شدیم دیدم شروع کرد به داد زدن بدجوری قیافش عصبانی بود خیلی ترسیدم
    گفت مگه بهت نگفتم دروغ منو بگو گفت عزیم متوجه نشدم گفت الکی نگو حالا یه دروغ مگه چه کارت میکنه تو منو خراب کردی پیش مامانت هی داد میزدو اینارو میگفت منم داشتم سکته میکردم خیلی ترسیده بودم سعی میکردم آرومش کنم گفتم راست میگی درکت میکنم اینطوری واست بد شد اما باور کن من قصد خراب کردن تو رو نداشتم متوجه نشدم چی گفتی منم چون لزومی نداشت دروغ بکم راستشو گفتم
    گفت آره همیشه همینی به فکر خودتی باز داد میزد گفتم مامان تورو خیلی دوست داره راجع بهت بد فکر نمیکنه آروم باش طوری نشده دستشو گرفتم گفتم حیف نیست دای امروزو خراب میکنی توروخدا باهام بد اخلاق نباش دلم میگیره امروز رو خودتو کنترل کن
    من با کلی ذوق برامون جشن گرفتم بزار امروز و خوب باشیم خرابش نکن گفت خودت خرابش کردی همش داد میزد کمی ساکت شد
    چندتا خیابو که رفتیم دیدم دور زدد گفتم چرا برمیگردی گفت میریم خونه گفتم به این زودی گفت حوصله ندارم کجا بریم با این حال
    گفتم کدوم حال آروم باش ما خوبیم بازم دادو بیداد و بی محلی کرد کل کارایی که کرده بودم خوشحالیامون جشنمون همه چی اومد جلو چشمام که یک ساعت نشده خراب شد دیگه طاقت نیوردم زدم زیر گریه گریه کردم خواهش کردم التماس کردم عذرخواهی کردم
    فایده نداشت رسیدیم خونه یکم آروم یکم با گریه باهاش حرف زدم اما محلم نمیذاشت گفت ولم کن دیشبم ناراحتم کردی بیخیال شدم اینم از امروز گفتم تو که گفتی میدونم تو کاری نکردی دیشب خودم ناراحت شدم زده بود زیرش!! گفت ولم کن گیر نده بذار خودم آروم شم
    شام خوردیم و خوابید کلی گریه کردم تو تنهایی خودم رفتم بغلش کردم و بوسیدمش و خوابیدم
    خیلی حالم بده از زندگی خسته شدم چشمام داره کور میشهواقعا خسته و تنهام.....
    این هم گزارش جشنم ببخشید طولانی شد
    دوستش دارم اما بدجوری دلمو شکونده میبخشمش امروز اومد بازم التماسش میکنم تا باهام مهربون شه
    نمیتونم بدون مهربونیش یه لحظه دووم بیارم هیچ وقت اینو نمیبینه
    خیلی خسته ام..............................

  15. #70
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آبان 94 [ 22:52]
    تاریخ عضویت
    1391-6-21
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    2,318
    سطح
    29
    Points: 2,318, Level: 29
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    2

    تشکرشده 6 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دعوا و قهرهاي الكي و تموم نشدني

    سلام خانم اقلیما
    من تازه عضو شدم
    میشه خصوصی حرف بزنیم؟


 
صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 07 بهمن 91, 15:23
  2. اندكي فكر كن!
    توسط niloofar 25 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 شهریور 91, 14:02
  3. تاثير بد ايراد گرفتن الكي خانواده شوهر..:(
    توسط malahat در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 اردیبهشت 91, 15:31
  4. آيا ازدواج كمكي به من خواهد كرد؟
    توسط mahsa_mhmh در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 93
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 مرداد 89, 12:56
  5. كي خوبه!كي بده؟؟؟!!!!
    توسط setareh در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 07 اسفند 88, 14:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.