سلام
واقعا از همتون ممنونم
آويسا، sea ، هيام و اقليماي عزيز مرسي كه جواب دادين
چشم باز هم به حرفاتون گوش مي دم
يعني شروع كرده بودم به مثبت فكر كردن
يكم محبتم بيشتر شد
گفتم همه مشكلات رو فعلا فراموش ميكنم تا اون روز خيلي بهمون خوش بگذره
تا بدونه چقدر خودش و زندگيمون رو دوست دارم و برام مهمه
بعدش تو يه موقعيت مناسب بشينم در مورد مشكلات باهاش حرف بزنم با كمك شما دوستاي خوبم
اما ديشب فهميدم سر يه قضيه اي چند بار بهم دروغ گفته
در رابطه با اون قضيه چند بار ازش پرسيده بودم اما الان فهميدم متاسفانه دروغ ميگفته
و من ساده بهش ميگفتم بهت اعتماد دارم و حرفتو باور ميكنم
الان از حماقت خودم دارم ديوونه ميشم
دوباره اعصابم بهم ريخت
تازه داشتم استارت آرامش رو خودم ميزدم
ديگه خسته شدم
به نظرتون باز هم ميتونم آروم باشم؟
اينم فعلا بذارم پيش بقيه مشكلات بمونه تا بعد باهاش صحبت كنم؟؟؟
sea عزيزم ممنون از راهكارهاي جشنت
لطفا چندتا از سورپرايزاتو بگو شايد با كار كردن رو اونا سرم گرم بشه
و فعلا يهمدت به مشكلاتمون حتي دروغ گفتنش فكر نكنم
باز هم ازت ممنونم










علاقه مندی ها (Bookmarks)