باز هم مچکرم.شما درست میگین،وقتی با دل همسرم راه میام اونم بهتر عمل میکنه و همین شده انگیزه قوی برای تلاش من. خوشحالم که عرصه رو خالی نکردم و برای زندگیم میجنگم.بذارین برای خودم دست بزنم،چون واقعا از من بعید بود این همه پیگیری
حرف گلنوش جان هم خیلی دقیق بود،برای حفظ نتیجه هم تلاش میکنم.
دارم کاری که شما میفرمایید رو انجام میدم یعنی ابدا اسمی از خونواده م نمیارم که حساس نشه،دارم سعی میکنم همسرم رو به خاطر خودش دوست داشته باشم و نه به خاطر خودم، امیدوارم حالا که این راه درسته خدا هم کمک کنه نتیجه هم درست باشه
در رابطه با دعوت پدرم: چون دیدم ظرف چند روز آینده به مناسبت عید فطر مادرشون برام کادو میارن فکر کردم فرصت مناسبیه که دعوتشون کنه،ولی اگه نظر شما روی صبر کردنه باشه چشم صبر میکنم.
راستی لطف میکنید بگید چطوری بانک عاطفی همسرم رو پر کنم که نشه محبت بیجا؟؟؟؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)