چون پدر اينطور بودن،مادر جاي ايشون رو گرفتن. اگر پدرتون مقتدر و رفتار مردونه تري داشتن،مسلما مادرتون رفتاري لطيف تر و زنانه تر داشتن. در واقع پدرتون با رفتارشون به مادرتون اجازه دادن كه كنترل امور رو به دست بگيره چرا كه يك نفر بايد تو خانواده اينكار رو بكنه. خيلي جالبه كه مادر من هم خيلي جاها نقش پدر رو بازي مي كنه و دقيقا رفتار مردونه تري نسبت به پدرم داره
شما ياد بگيريد رفتار زن ها،لطافت ها و ظرافت هاي زنانه رو. اگر شما قسمت خودتون رو ياد بگيريد، 50-60 درصد مسئله حله و بقيش مربوطه به شخص مقابل شما كه در مورد اون نميشه قضاوت كرد
من مجردم ولي كلا روي اين موضوع ها زياد تمركز كردم و كلنجار رفتم. من از روي دوستاني كه بيشتر جذبشون ميشم متوجه شدم كه معيارهاي شخصيتيم چيه و با شناختي كه از تيپ هاي ديگه كسب كردم ديدم من با اونها راحتترم تا كسي كه سرش تو كتاب و درسه. مثلا من زياد با دوستاي دانشگاهيم به اندازه دوستاي هنريم راحت نيستم و اخلاقشون رو نمي پسندم. زياد سخت نيست ،توي نشونه هاي رفتاري خودتون بگرديد ببينيد با كدوم قشر راحتتر كنار ميايد
وسواس زياد روي داشتن ليست اولويت ها باعث ميشه شما از هدف اصلي كه ارامش در كنار يك نفره دور بشين. كلا به نظر من اول جدا از اينكه طرف چيكارست و چه مرتبه اجتماعي داره،روي رفتار و خلقياتش توجه كنيد،اگر براتون دلنشين بود، بعد سراغ مدرك، پست و مقام و ظاهر بريد. چون تا تطابق اخلاقي نباشه، بقيه معيارها ارزشي نخواهد داشت.
من فهميدم با كسي كه خسيس باشه، كنترل خشم نداشته باشه، مادي گراي زياد باشه، خشن باشه، تنبل باشه (كاري نباشه) و خانواده خوب و مهربوني نداشته باشه و درك روابط اجتماعي نداشته باشه (دوست كم داشته باشه و مغرور و متكبر باشه) نمي تونم كنار بيام. همين. و در زمينه شغلي همين كه پول حلال و به ميزان كافي و مناسب سنش در بياره واسم كافيه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)